ت که ورزش هـوازی باعـثافزایش انرژی می شود و توان فرد را بالا می برد.
Mostert و Freeman ، Kesselring و همکاران و Petajan و همکاران بـه نتـایج مشـابه ایـنپژوهش دست یافتند که تمرینات ورزشی منظم قادر اسـتشدت خستگی ناشـی از ام .اس را کـاهش دهـد (22-20). رسولی و همکاران نیز نشان دادند که اجرای تکنیک هـای حفظ انرژی حتی از طریق سـخنرانی و اسـتفاده از پمفلـتآموزشی در مبتلایـ ان بـه بی مـاری ام.اس موجـب کـ اهش میزان خستگی می شود. در حالی کـهOken و همکـاراندر تحقیقی نیمه تجربی در اورگان بـا هـدف تعیـین تـأثیر یوگا و ورزش های هـوازی بـر عملکـرد شـناختی، خلـق وکیفیت زندگی بیماران مبتلا به ام.اس نشان دادند که گروه آزمون خستگی کمتری نسـبت بـه گـروه کنتـرل داشـتند (01/0<p) در حالی که بین خستگی و میزان نقص عصبی و نـاتوانی ارتبـاط وجـود نـدارد و خسـتگی بـا جنبـ ه هـایافسردگی در این بیماران ارتباط نداشته و هیچ تأثیری روی وضعیت شناختی، اضطراب و افسـردگی نـدارد (05/0>p) (23).
در تأیید نتایج پژوهش حاضر، آتشزاده و همکـاران در تحقیـق خـود نشـان دادنـد کـه یـک دوره 8 هفتـه ای تمرینات ورزشی شامل چهار مرحله گـرم کننـده، تفریحـی،هوازی سوئدی و خنک کننـده باعـث اخـتلاف معنـادار در پیشرفت احساس سلامتی، افزایش سطح حرکت و کاهش خستگی و عود بیماری در گروه ورزشی می شود. همچنـیندر گروه سـالم تحـت ورزش نیـز در مـوارد بـالا تغییـراتمعنادار قابل رویت بود در حـالی کـه در گـروه غیرورزشـیبیمار و سالم هیچ اختلاف معناداری در موارد فوق مشاهده نشد (14).
اسدی ذاکر و همکاران نیـز در تحقیـق خـود تحـت عنوان تأثیر ورزش بر سرعت راه رفتن، میـ زان خسـتگ ی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس نشـاندادند که بعد از ورزش، سرعت راه رفتن بیمـاران بـه طـورمعناداری افزای ش یافت (0001/0<p) و میزان خستگی به طور معناداری ک اهش یافت (001/0<p) و فقط در 4 بعـد از کیفیت زندگی بعد از مداخله افزایش معنـادار در کیفیـتزندگی مشاهده شد (24).
نتایج این پژوهش نشان می دهد که تمام افراد مبتلا به ام.اس دچار عارضـه خسـتگی در شـدتهـای مختلـف(خفیف، متوسط و شدید) بودند و این مسـأله خـود بیـانگراهمیت خستگی و تأثیر آن بر کلیه ابعاد زندگی این بیماران میباشد، علیالخصوص این کـه اکثریـت افـراد مبـتلا بـهام.اس جوان بوده و جزء نیروهای کارآمـد جامعـه هسـتند. بنابراین ممکن است عارضه خستگی اثرات مخرب داشته و حتی ممکن است این بیماران سربار جامعه باشـند . لـذا بـاوجود خستگی به عنوان یکی از مهم ترین علایم و عارضه بیمــاری ورزش و بــازتوانی بایــد بــه عنــوان یــک روشغیرتهاجمی و آسان توجه مراقبین و درمان گران را به خـودجلب کند و آن را به کار بندند. هرچـه فـرد بـی حرکـت تـرگردد انرژی کمتری جهت فعالیت در اختیار خواهد داشت و کاهش فعالیت فیزیکی باعث کم شـدن تـوده عضـلانی و کاهش بیشتر عملکرد خواهد شد. از آن جا ک ه بیماری هـای مزمن، از جمله مولتیپل اسکلروزیس بر جنبه هـای مختلـفاقتصادی، مالی، اجتماعی و عاطفی فرد، خـانواده و جامعـه
افزای ش می دهد و نه تنها منجر به بهبـود ک یفیـ ت زنـدگ ی می گردد، بلکه روی تعادل فرد، هماهنگی اندام های فوقانی و تحتانی اثر گذاشـته و از ابـتلا بـه بی مـاری هـای قلبـی- عروقی، دیابت و … جلوگیری می کند (5).
محدودیت پژوهش: از محدودیت های این پـژوهشاین بود که خستگی پدیده ذهنی اسـت و انـدازهگ یـری آن بسیار مشکل است و تحت تأثیر متغیرهای زیادی همچون تغییرات عاطفی و علایـ م ناراحـتکننـده دیگـر همـراه بـا ام.اس وجود دارد، لذا بررسی دقیق آن مشکل مـی باشـد وکنترل آن از عهده پژوهشگر خارج بود.

نتیجهگیری

براساس این مطالعه ورزش جایگاه با ارزشی در درمان محافظه کارانه بی ماران می توانند جهت بهبود کیفیـ ت زنـدگ ی بیماران جایگزین روش های دارویی شود و با توجه بـه شـیوعروزافزون بیماری ام.اس در ایران و با توجه به اهمیت مسـ أله خستگی در این بیماران و از آن جایی که روش هـ ای دارویـیبار مالی سنگینی را به جامعـه و خـانواده تحمیـل مـیکنـد وعوارضی را به همراه دارد، چنانچه بیمار نسبت بـه رو ش هـای غیردارویی در کاهش خستگی از جمله ورزش آگاهی پیدا کند و آن را ب ه کار بندد، قطعاً گام مـؤثری در کـاهش خسـتگی وبهبود کیفیت زندگی خود برداشته است.

تشکر و قدردانی

از کلیه اساتید و همکاران محترم دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهـ ران و معاونـت محتـرمپژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران و مسؤولین انجمـنام.اس که به طور مستقیم و غیرمستقیم در انجام مطالعه و نگارش این مقاله نقش داشته اند، قدردانی به عمل می آید. اثر می گذارد. پرستاران با توجه به ایفای نقـش حسـاس درزمینه توان بخشی بیمـاران دچـار نـاتوانی هـای جسـمی و روانی، قادرند بیماران را در بالاترین سطح توانایی در انجام فعالیـت اهـ ی روزمـره یـاری نمـوده و در رفـع مشـکلات اجتماعی، روانی و اقتصادی آن ها را کمک نماینـد . پرسـتاربا کمک به افراد در تعیین راه کنترل عـوارض بـه بیمـار وخانواده در جهت صحیح هدایت مـی نمایـد. از بـین انـواعورزش، تمرینـات هـوازی کـه بـه طـور وسـیعی اکسـیژن مصرف می نمایند سبب تغییرات متابولیکی مهمی از قبیـلبهبود متابولیسم، کاهش سطح اپی نفرین و نـوراپی نفـرین،کلسترول و تریگلیسرید و تقویت سیسـتم ایمنـی، بهبـودترشح اندورفین و وضعیت خلقی و روانی میشـود ، کـاربردزیادی دارد. نکته مهم این است که در طی این فعالیت هـ ا فرآیند دمیلیناسیون تغییری نمی کند، هنگامی کـه سیسـتمعضلانی- اسکلتی فعال نباشد مدت اکسیداسیون کـاهش مییابد و این خود عامل مهمی در بروز خستگی و کنـدیانجام فعالیت های زندگی روزمـره اسـت. بـا انجـام ورزشظرفیت اکسیداسیون عضلات افـزایش یافتـه و در نتیجـهسیستم بیوشمیایی هوازی جهـت ایجـاد انطبـاق تحریـکگردیده و باعث افزایش میزان اکسـیژن دریـافتی در بـدنمی شود. برخی بیماری ها سبب مهار اکسیژن در هر یک از مراحـل فـوق مـی گ ردد و ظرفیـت عملکـری را ک اهش می دهد، اما ورزش های هوازی قادرند تطابق فیزیولـوژیکیدر کارایی سیستم انرژی هوازی ایجاد نموده، نحوه توانایی عملکردی فرد را افزایش داده و حتی در شـرایط پیشـرفتبیماری، ظرفیت عملکردی را بهبود بخشد. از دیگر مزایای ورزش های منظم هـوازی مـیتـوان بـه افـزایش قـدرت، بهبـودی وضـعیت بـدن، کـاهش خسـتگی، بهبـود خلـق، افزایش اعتماد به نفس و احسـاس خـوب بـودن عمـومی اشاره کرد. انجام تمرینات بـدنی هـوازی اسـتقلال فـرد را

منابع

– Incidence and prevalence of multiple sclerosis in the Americas: a systematic review. Neuroepidemiology. 2013; 40(3): 195-210.
– Prevalence of MS in Iran. [Cited 27 September 2010]. Available from:http://msirani.blogfa.com/post/10. (Persian)
– Ron M, Esther K. Multiple sclerosis: Geo epidemiology, genetics and the environment.
Autoimmunity Reviews. 2010; 9(5): 387-394.
– Harrison. [Principle of Internal of Medicine, Department of Translators (authors)]. Tehran: Smat; 2002. (Persian)
– Randall T. Schapiro Managing symptoms of multiple sclerosis. Neurologic Clinics. 2007; 23: 135145.
– Krupp L. Fatigue: the most common complaints. Philadelphia, PA: Elsevier Science; 2003. P. 135137.
– Papalardo A, Reggio E. Management of fatigue in multiple sclerosis. Europa Medico Physic. 2003; 32(3): 147-151.
– Zifko U. Treatment of fatigue in patient with multiple sclerosis, biomed experts. 2003; 64(12): 65-
72.
– Smith J. Multiple Sclerosis. Nurology. 2004; 33(1444): 14.
– McDonald WI, Compston A, Edan G, Goodkin D, Hartung HP, Lublin FD, et al. Recommended diagnostic criteria for multiple sclerosis: guidelines from the International Panel on the diagnosis of multiple sclerosis. Annals of Neurology. 2001; 50(1): 121-127.
– Mallik M, Hall C, Howard D. Nursing knowledge & practice. A Decision making Approach. London: Balliere & Tindall Co; 1998. P. 65.
– Sutherland GJ, Anderson MB. Exercise and multiple sclerosis: Physiological, psychological, and quality of life issues. Journal of Advanced Nursing. 2001; 56(6): 617-635.
– Walker B. The Benefits of Stretching Improved Range of Movement Increased Power Reduced Post Exercise Muscle Soreness Reduced Fatigue, Published by Walkerbout Health Pty Ltd; 2007. P. 12. 14 – Atashzade F, Shiri H, Moshtagh Z, Sanii M. [Effect of regular aerobic exercise on improving activity daily living]. Rafsanjan Medical Journal. 2003; 2(3-4): 164-171. (Persian)
– Rasooli N, Ahmadi F, Nababvi M, Hajizadeh E. [Effect of apply Energy Saving Techniques of MS-related fatigue]. 2006; 7(1): 43-48. (Persian)
– Krupp LB, LaRocca NG, Muir-Nash J, Steinberg AD. The fatigue severity scale: application to patients with multiple sclerosis and systemic lupus erythematosus. Arch Neurol. 1989; 46: 1121-23. 17 – Kurtzke JF. Rating Neuologic Impairment in Multiple Sclerosis an Expanded Disability Status Scale [EDSS]. Nerology. 1983; 33: 1444-1452.
– Basampoor S, Monjazebi F. [Assessment of application and effectiveness of fatigue decreasing method in MS patients in M