دار نشدن اختلاف بین دو گروه، شاید به دلیل کوتاه بودن دوره تمرینی (شش هفته) باشد که
. Willardson
. Haas
بیشتر به سازگاری های عصبی منجر شده است. احتمالاً با افزایش زمان دوره تمرینی، ممکن استاختلاف معنی داری به علت وجود سازگاری های عضلانی، بین دو شیوه تمرین بهوجود آید. انواع زیادبرنامه های تمرین مقاومتی ممکن است قدرت عضله را افزایش دهد و افزایش قدرت به انتخاب و توالی حرکات، الگوها و سرعت حرکت، فواصل استراحت بین دوره ها، تواتر تمرین، شدت، حجم و تغییرات محرک تمرینی وابسته است (20).
تمرین مقاومتی، گسترده ترین شیوه برای افزایش قدرت و توان عضله است (15). توسعه توان از چشم انداز اجرای ورزشی و سبک زندگی مهم (20) و از عوامل موفقیت ورزشکاران در ورزش های مختلف است (21، 26). قبل از این تحقیق، هیچ تحقیقی اثر فاصله استراحت فزاینده را بر توان عضلانی بررسی نکرده است. آبدسمد1 و همکاران (1999) اثر طول دوره بازگشت به حالت اولیه را بر توان عضلانی و غلظت لاکتات خون در خلال اجرای ده دوره با شش تکرار، با تلاش بیشینه برای پرس سینه در 70درصد یک تکرار بیشینه و 1، 3 یا 5 دقیقه استراحت بین دوره ها در ده مرد تمرین نکرده بررسی کردند. نتایج نشان داد که تغییرات معنی داری در میانگین توان بهدست آمده بین اولین و دهمین دوره، در هنگام استراحت 3 یا 5 دقیقه بین دورهها وجود نداشت و لاکتات در مقایسه با سطح اولیه، افزایش معنی داری نیافت. برعکس، شرایط 1 دقیقه استراحت، به کاهش معنی دار میانگین توان و افزایش معنی دار در لاکتات خون منجر شد (19). احتمالاً افزایش لاکتات در فاصله استراحت 1 دقیقه ای، بهدلیل اتکا به دستگاه گلیکولیتیکی در دوره بعدی و عدم بازیافت فسفوکراتین در فاصله استراحت بوده است (19).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

رابینسون2 و همکاران (1995) اثر سه فاصله استراحت متفاوت (3 دقیقه، 90 ثانیه و 30 ثانیه) را بر توان پرش عمودی و قدرت بیشینه مقایسه کردند. آزمودنی ها برنامه تمرین با وزنه را چهار روز در هفته برای پنج هفته انجام دادند. گروه با فاصله استراحت 3 دقیقه بین دوره ها، بهطور معنی داری افزایش های بیشتری در بیشینه قدرت اسکات در برابر گروههای دیگر نشان دادند؛ اما هیچ یک از گروه ها بهبودهای معنیداری در توان پرش عمودی نشان ندادند (18). نتایج مطالعه حاضر، افزایش توان در هر دو گروه را نشان داد؛ اما درصد تغییرات در گروه با فاصله استراحت فزاینده بیشتر بود. یک دلیل برای افزایش توان در گروه دوم، شاید استراحت بیشتر در دوره آخر باشد که بازیافت بیشتر ذخایر فسفوکراتین را ممکن ساخته و در نتیجه، عملکرد بهتر در دور آخر را ایجاد کرده است.
. Abdessemed
. Robinson
استقامت عضلانی موضعی، در خلال تمرین مقاومتی بهبود می یابد (15، 13) و عموماً عامل مهمیدر توسعه برنامههای تمرینی برای ورزشهای قدرتی/ توانی مانند فوتبال پنداشته میشود (18). تمرینمقاومتی سنتی، استقامت عضلانی مطلق (بیشینه تعداد تکرار با یک بار پیشتمرینی ویژه) را افزایش می دهد؛ اما اثرات محدودی در استقامت عضلانی موضعی نسبی (استقامت ارزیابی شده در یک شدت نسبی ویژه یا درصدی از یک تکرار بیشینه) مشاهده شده است. استقامت عضلانی موضعی با بارهای سبک و تکرار زیاد (پانزده تا بیست و بیشتر) افزایش می یابد؛ اما بارهای متوسط تا سنگین با فواصل استراحت کوتاه به مقدار کمتر استقامت عضلانی موضعی را افزایش می دهند (13). نتایج مطالعه حاضر، افزایش استقامت عضلانی مطلق موضعی در هر دو گروه را نشان داد؛ اما تغییرات بیشتری در گروه دوم مشاهده شد. همسو با نتایج این مطالعه، مطالعات نشان داده اند که تمرین با وزنه با تکرارهای برابر یا کمتر از دوازده بار (مانند مطالعه حاضر) در هر دوره، عموماً استقامت ورزشی را افزایش میدهد. همچنین، تکرارهای بیشتر در هر دوره (هشت تا دوازده تکرار در هر دوره) و دورههای چندتایی، استقامت ورزشی را بیشتر از تکرارهای کمتر در هر دوره یا استفاده از یک دوره افزایش میدهد (18).
رابینسون و همکاران (1995) در مطالعه ای اثر فواصل استراحت 180ثانیه ای، 90 ثانیهای و
30ثانیه ای را در خلال پنج هفته تمرین با وزنه سنگین بررسی کردند و نتیجه گرفتند که بهجز قدرت بیشینه، سازگاری ها به تمرین کوتاه مدت و سنگین ممکن است به طول فواصل استراحت وابسته نباشد.
آنها در مطالعه شان استقامت ورزشی با شدت بسیار1 را بهوسیله دوچرخه کارسنج (مونارک) ارزیابی کردند.
گراسیا لوپز2 و همکاران (2007) اثر دوره استراحت کوتاه (1 دقیقه) و بلند (4 دقیقه) را بر استقامت عضلانی در خلال تمرین مقاومتی تا واماندگی بررسی کردند. در بررسی آنها، تعداد تکرارها در 60درصد انقباض همطول اختیاری بیشینه در هر دو گروه افزایش معنیدار یافت؛ اما بین دو گروه اختلاف معنیداری مشاهده نشد. بااینوجود، تنها رویکرد تمرینی با فاصله استراحت 1دقیقه ای، نرخ کاهش در میانگین سرعت تکرار را در خلال یک دوره تا واماندگی کاهش داد (6).
براساس این نتایج، در کیفیت های ورزشی نه تنها تعداد بیشینه تکرارها (مثلاً استقامت عضلانی)، بلکه حفظ بیشتر سرعت تکرار برای اجرا از اهمیت ویژه برخوردار است. غلظت لاکتات خون، محصول فرعی سوختوساز گلیکولیتیک عضله و عامل مهم مرتبط با توسعه خستگی عضله و اجرای آن است (19).
. high intensity exercise endurance
. Garcia-Lopez
نتایج مطالعه حاضر نشان داد که لاکتات خون در هر دو گروه، بعد از جلسه تمرینی، بهطورمعنی داری از حالت استراحت افزایش یافت. به هرحال، گروه دوم درصد تغییرات کمتری را نشان داد. به نظر می رسد که آزمودنی های گروه دوم خستگی کمتری را تجربه کرده و در نتیجه، اجرای بهتری داشته اند. باید گفت تحت شرایط تلاش فردی بیشینه (اجرای بیهوازی که تا واماندگی شخص ادامه یافته است)، ورزشکارانی که خیلی تمرین کرده باشند، در مقایسه با آزمودنیهایی که به طور متوسط تمرین کرده یا غیرورزشکارند، به مقادیر بیشتری از غلظت کراتین کیناز و لاکتات سرمی می رسند. این کار ممکن است بهوسیله کل کار خارجی بیشتر اجراشده بهوسیله ورزشکاران خیلی تمرینکرده در دوره زمانی ویژه در مقایسه با غیرورزشکاران توجیه شود (29).
ورزش با شدت زیاد، به تجمع اسیدلاکتیک (یون هیدروژن و لاکتات) منجر میشود و میتواند اختلاف غلظت بین سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، کلراید و دیگر آنیون ها مانند پروتئینها و یونهای فسفات را مختل کند و pH درون سلولی را کاهش دهد. این اختلالات به خستگی عضله کمک میکند. دوره های استراحت 1دقیقه ای یا کوتاهتر بین دوره ها، افزایشهای چشمگیری در لاکتات سرم ایجاد می کند که نشان دهنده کاهش pH درون سلولی و خارج سلولی و اختلال یونی است (14).

در مطالعه حاضر شاید فاصله استراحت کمتر در دوره دوم، برای گروه دوم، باعث افزایش لاکتات حتی در دوره های بعدی شده باشد. این افزایش احتمالی در لاکتات سرم، شاید دلیلی برای سازگاری بیشتر باشد؛ زیرا قرارگرفتن در معرض لاکتات بیشتر، می تواند ظرفیت بافرینگ را بهبود بخشد و به افزایش ظرفیت بی هوازی منجر شود. بنابراین، افزایش ظرفیت بافرینگ/ بی هوازی، میتواند استقامت ورزشی با شدت زیاد را افزایش دهد (14). باتوجه به اینکه آزمودنی های هر دو گروه، فعال، ولی غیرورزشکار بوده و از آمادگی برابری برخوردار بودند، کمتربودن غلظت لاکتات سرمی در گروه دوم احتمالاً نتیجه سازگاری بهتر و در نتیجه کاهش تولید لاکتات یا افزایش دفع لاکتات در پس از تمرین است.
نتیجهگیری
در مطالعه حاضر، برای اولین بار رویکرد فاصله استراحت فزاینده بهکار رفته است. نتایج نشان داد که دو پروتکل تمرین مقاومتی با فواصل استراحت ثابت (گروه اول) و فزاینده (گروه دوم) تغییرات معنیداری را در قدرت، توان و استقامت عضلانی به وجود آورد. باوجوداینکه دو برنامه تمرین مقاومتی، اختلاف معنی داری با هم نداشتند، اما درصد تغییرات در گروه دوم بیشتر بود. بنابراین، این احتمال وجود دارد که در طولانی مدت (بیشتر از شش هفته) اختلاف معنی داری بین اثر دو برنامه تمرینی به وجود آید. به هرحال، باتوجه به نتایج، پژوهشگر استفاده از روش دوم (فاصله استراحت فزاینده) را پیشنهاد می کند وچون شیوه دستکاری فاصله استراحت بین دوره ها در تمرین مقاومتی تا کنون ارزیابی نشده است،بررسی دقیق تر میزان کارایی پروتکل های تمرین مقاومتی با فاصله استراحت فزاینده، مانند پژوهش حاضر، نیازمند انجام مطالعات بیشتری است.
منابع و مĤخذ
.1 American College of Sports Medicine Position Stand. (2009). “Progression models in resistance training for healthy adults”. Medicine and Science in Sports and Exercise, Vol.41, No.3, PP:687-708.
.2 Binkley, H.M. (2001). “Strength, size, or power”. NSCA’s Performance Training Journal, Vol.1, No.4, PP:14-18.
.3 Douris, P.C., Borukhov, L., Espinoza, J., Klien, J., Levane, K., Li, T., et al. (2012). “Phototherapy and grip muscle performance”. Novel Physiotherapies, Vol. 2, No.5, PP:1-5.
.4 Faigenbaum, A.D., Westcott, W.L., LaRosa, L.R., Long, C. (1999). “The effects of different resistance training protocols on muscular strength and enduranc