قابت موجود
2-4- عوامل موثربرروندتجدید ساختار
کارایی
یکی از عوامل کلیدی اصلاحات صنعت برق افزایش کارایی بود. دولت ها به دنبال بحران نفتی 1973 پی بردند که سرمایهگذاری آنها در بخش برق جوابگوی تقاضای روزافزون الکتریسیته نخواهد بود. بنابراین تغییرساختارصنعت برق با تأکید برایجاد بازارهای رقابتی میتوانست منجر به استفاده بهینه ازمنابع وافزایش کارایی شود.
پیشرفت های جدید درفن آوری
پیشرفت فن آوری عامل مهم دیگر برای تغییرساختاربود. دو نوآوری درصنعت برق اثرعمده ای در خصوصی سازی این صنعت داشت:
اولین نوآوری دستیابی به فن آوری ساخت نیروگاههای سیکل ترکیبی بود. بکارگیری نیروگاه های سیکل ترکیبی با سطح اطمینان بالاتر و ابعاد کوچکترمیتواند امکان عرضه برق را باتوجه به افزایش تقاضا مهیا سازد.
دومین نوآوری امکان بکارگیری اطلاعات در مدیریت صنعت برق بود. امکان دستیابی سریع به اطلاعات مربوط به هزینه های تولید برق نیروگاه های مختلف از طریق شبکههای مخابراتی وکامپیوتری پرسرعت، ایجاد بازارهای عمده فروشی برق و اداره بازارهای یکپارچه برق را میسر میسازد.
رقابت جهانی
امروزه طیف وسیعی ازکالاهای انرژی بر، درتجارت جهانی وارد شده اند. ازاین رو شرکتهای عرضه کننده این کالاها سعی می نمایند هزینه های تولید این کالاها راحداقل نمایند تا امکان رقابت در بازارهای جهانی میسر باشد. به همین دلیل قیمت برق مصرفی این شرکت ها ازاهمیت خاصی برخورداراست. شرکت ها به دنبال آن هستند که برق را از واحدهایی خریداری نمایند که قیمت عرضه آن ها کمتر باشد. به همین دلیل تجارت جهانی عاملی مهم درتغییر ساختار صنعت برق می باشد.
یکپارچگی سیستم انتقال
یکپارچگی سیستم انتقال می تواند موجب ایجادفرصت پاسخگویی به تقاضاهای مختلف از طریق تشکیل بازار عمده فروش برق شود.
محدودیت های مالی
استفاده ازتسهیلات بانک جهانی برای افزایش تولید برق ویا بهبود شبکه های انتقال و توزیع، شرکت های فعال در صنعت برق را مجبور به اجرای سیاست های دیکته شده از سوی این بانک میکند. برخی از این سیاست ها عبارتند از:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

– تجدید ساختاریکپارچه وخصوصی کردن تأسیسات
– تجدیدساختار مالی واصلاح تعرفه ها
– تعیین ناظر مستقل بر بازار برق
– ایجاد بازار رقابتی برق
شرایط خاص کشورها
علاوه برموارد بالا،اهداف تجدیدساختاروخصوصی سازی صنعت برق درهرکشورمتفاوت میباشد که میتوان آن اهداف راباتوجه به پیشرفته یا درحال توسعه بودن کشورها تقسیم بندی نمود.
الف) کشورهای پیشرفته
علل تجدیدساختارصنعت برق در کشورهای پیشرفته عبارتند از:
– تأمین نظر مشتریان در رابطه با انتخاب تولیدکننده
– ایجاد فضای رقابتی وکاهش هزینه ها و به دنبال آن افزایش کارایی
– منطقی کردن اهداف وایجاد سرمایه گذاری ریسکی
ب)کشورهای درحال توسعه
این کشورها با تقاضای روزافزون برق و عدم توانایی دولت ها درسرمایه گذاری و تأمین عرضه متناسب با تقاضا مواجه هستند، لذا هدف از تجدید ساختارجذب سرمایه های داخلی و خارجی برای افزایش عرضه میباشد.
– به علت وجودانحصارطبیعی درصنعت برق، رقابت سالم در عرصه های تولید، انتقال و توزیع وجودندارد و تجدید ساختار میتواند ضمن ایجاد رقابت، کارآیی را افزایش دهد.
– شفاف نمودن روابط مالی و مشخص شدن هزینه واقعی انرژی[7].
2-5-مدل های اجرایی ساختار صنعت برق
طی زمان های طولانی برق به عنوان یک کالای استراتژیک تحت کنترل دولت و یا شرکتهای انحصاری تولید و عرضه بود. اما در طی دو دهه گذشته به این ایده که تولید، انتقال و توزیع نیروی برق باید دارای انحصار طبیعی باشد باشک و تردید نگریسته شده است.
یک کشوربا انحصارکاملا عمودی سیستم برق که درآن تولید، انتقال وتوزیع برق تحت کنترل دولت می باشد، برای رسیدن به یک بازار رقابتی ایده آل، نمیتواند ناگهان از سیستم کاملا متمرکزوارد سیستم بازار آزاد کاملا رقابتی شود. درواقع بین این دوحالت گونه های متفاوتی از بازارها وجوددارند، که کشورهای مختلف با توجه به موقعیت خاص خود، هرکدام در یکی ازاین بازارها قرارمی گیرند. لذا دراین قسمت به بررسی این بازارها، معایب و مزایای آنها پرداخته خواهد شد. لازم به تذکر است که این مدلها در یک اقتصاد بسته مورد بررسی قرار گرفتهاند و درصورتی که امکان تبادل و ترانزیت برق در یک اقتصاد جهانی به صورت آزادفراهم گردد، میتوان مدلهای جدیدی را به آن اضافه کرد[7].
چهار الگوی عملی مشاهده شده درکشورها شامل موارد زیر است:
انحصاریکپارچه عمودی
انحصارخریدار
رقابت در بازارعمده فروشی
اختیارکامل مشتری درانتخاب عرضه کننده برق
2-5-1- مدل انحصاریکپارچه عمودی2(VIM)
از لحاظ تاریخی،صنعت برق دارای ساختارVIM با مالکیت دولتی و یا شرکت خصوصی بوده است. البته تا همین اواخر در بعضی از کشورها نظیر ایالات متحده این انحصار در دست بخش خصوصی بوده است. دراین مدل، رقابت و حق انتخاب برای مشتری و فروشنده برق وجودندارد و قیمت برق توسط دولت کنترل می شود. مالکیت و بهره برداری کلیه نیروگاههای تولیدی، شبکه های انتقال و توزیع در اختیار واحدانحصاری است.
مزایای مدل VIM
ازنظربرنامه ریزی صنعتی دو ویژگی برق شامل غیرقابل ذخیره بودن آن و نیاز به برابری دائمی ولحظه ای عرضه وتقاضا،سبب می شود تا برای هماهنگی بین تولید، انتقال وتوزیع یک ساختارانحصاری ایجادشود.
مزایای این ساختارعبارتنداز:
-صرفه جویی ناشی از مقیاس3 درنیروگاههای بزرگ
-هماهنگی لحظه ای بین بخش های مختلف صنعت برق
-حذف هزینه های قراردادی درمقایسه بایک فضای رقابتی
-درانحصارهای دولتی برق رسانی به روستاها ومناطق دوردست موجه می باشد.
معایب مدلVIM
امروزه پیشرفت فن آوری امکان ساخت واستقرار نیروگاههای تولیدبرق کوچک را در نزدیک مراکزتقاضامیسرنموده است. همچنین با گسترش فن آوری اطلاعات،آزادسازی وتوسعه رقابت دردیگرصنایع زیربنایی این تفکرراکه ساختارVIM تنها مدل حاکم برصنعت برق می تواند باشد را باتردیدمواجه ساخته است. علاوه برآن معایب عمده ساختارVIM به شرح زیر است:
-فقدان انگیزه های لازم برای بهبودخدمات وتقلیل هزینه ها
-عدم شفافیت وتصمیم گیری های ضعیف درسرمایه گذاری
-به علت انحصار،دخالت های سیاسی عملکردکل سیستم راتحت تأثیر قرارمی دهد.
2-5-2- مدل انحصارخریدار (monopsony)
دراین مدل امکان رقابت در تولیدبرق وجوددارد ولی انتقال وتوزیع همچنان انحصاری است.دراین مدل تولیدکنندگان خصوصی طی یک قرارداد بلندمدت برق را به تنها خریدارکه دولت است می فروشند. این قراردادها به نحوی تنظیم می شوند که مبلغ خرید برق از هر نیروگاه برابر باهزینه نهایی آن باشد.البته خرید برق براساس هزینه های واقعی باعث می شودتاتولیدکنندگان انگیزه کمتری برای کاهش این هزینه ها داشته باشد.
مزایای مدل انحصارخریدار
امکان سرمایه گذاری بخش خصوصی رادر تولید برق فراهم می سازد وبه دولت امکان می دهد تا با آزاد سازی بخشی از سرمایه سایر اهداف واولویت های اجتماعی از جمله برق رسانی به مناطق دوردست و روستاها را پیگیری نماید.
معایب مدل انحصارخریدار
این مدل بخش اعظم مشکلات VIM را داراست.بازاررقابتی وجودنداردولذا دستیابی به کارایی اقتصادی مشکل می باشد.همچنین امکان دارد خریدار انحصاری برق تولیدی بین تولیدکنندگان تبعیض قائل شود.
با وجوداین مشکلات،مدل انحصار خریدار می تواند درجایی که امکان ایجاد یک بازار کامل وجودنداشته وهنوزسیستم های حسابداری پیشرفته درصنعت برق شکل نگرفته،نمایانگریکتغییروضعیت بهترنسبت به ساختارVIM باشد.
2-5-3 – مدل رقابت دربازارعمده فروشی4(WCM)
دراین مدل رقابت درتولید به صورت عرضه آن دربازار عمده فروشی می باشد.همچنین شرکت های توزیع به صورت جداگانه می توانند برق موردنیازخودراازهرتولیدکننده وازجمله تولیدکننده های مستقل برق(5IPP)به صورت رقابتی خریداری کنند. شرکت های توزیع انحصارخودرابرفروش برق به مشتریان نهایی حفظ می کنند.
چون در این مدل یک خریدار منحصربه فرد وجودندارد(برخلاف مدل قبل)ریسک مربوط به فناوری وبازاربرعهده تولیدکنندگان است.دراین مدل شرکت های تولیدبرق فعلی،مجبوربه رقابت باتولیدکنندگان جدید می باشند.بنابراین هرتولیدکننده سعیمی کند با انتخاب فناوری جدید وتولید برق به صورت بهینه قدرت رقابتی خود رادربازارحفظ نماید.
چون دراینمدل یک بازاریکپارچه وجوددارد، تجارت عمده فروشی برق به صورت نسبتاً رقابتی امکان پذیر است.در این بازارهاهزینه تولیدکنندگان توسط قیمت عمده فروشی برق تعیین می شود.دراین مدل با وجود اینکه ممکن است هنوز تعداد فروشندگان برق نسبتاً محدود باشد ولیکن این امکان وجوددارد که شرکت های تولید وتوزیع برق قراردادهای دوجانبه منعقد نمایند تا برق را از طریق سیستم انتقال به شبکه توزیع مورد نظر منتقل نمایند.دراین مدل هنوزانحصاربازاربرق وجوددارد،چونمصرف کننده های نهایی حق انتخاب عرضه کننده را ندارند.دراین مدل برخی یارانه ها حفظ می شود، اگرچه شکل آن محدودتر خواهد بود.
مزایای مدل WCM
دراین مدل تعیین قیمت تولیدبرق (درشرایط افزایش ظرفیت ونوع سوخت)به عهده بازاراست. کارآیی اقتصادی بهبود می یابد وخطرات سرمایه گذاری از دولت به سرمایه گذاران خصوصی منتقل می شود.اگرچه سرمایه گذار ممکن است قبل از ساخت نیروگاه،درجستجوی یک قرارداد بلند مدت برای فروش بر