که اشاره شد، بانک‌ها مشتریان خود را در تمامی طول حیات کاری خود همراهی می‌کنند. به صورت خاص، اساس کار در بحث مطالبات معوق در این شیوه نوین بانکداری، اقدامات پیشگیرانه است، در حالی که شیوه‌های متنوع و خلاقانه‌ای برای کمک به مدیریت آن نیز در دستور کار قراردارد(کارگزار ،1391).
در گام نخست، بانکداری با توجه به الزام استراتژی بُرد- بُرد، مشتریانی را که نمی‌خواهند و نمی‌توانند به تعهدات خود عمل‌کنند را شناسایی، از هم تفکیک و رفتارهای متفاوتی را در برابرشان در پیش می‌گیرد. آن دسته از مشتریانی که نمی‌خواهند به تعهدات خود عمل کنند به دلیل نقض فلسفه برد – برد از چرخه خدمات ارزش آفرین بانک‌ها حذف خواهند شد. اما مشتریانی که در حال حاضر توانایی ایفای تعهدات خود را از دست دادهاند در فضای همکاری و تعامل سازنده ریشه‌های درونی و بیرونی مشکلاتشان بررسی می‌شود و راه حل‌های جامع بانکداری در اختیارشان قرار می‌گیرد. به عنوان مثال در برابر مسائل بیرونی مانند تغییرات نرخ ارز، تغییر قوانین و. . . . که به ایجاد وضعیت رکورد و مشکل می‌انجامد، بانک‌ها به ارائه خدمات مشاوره‌ای و ارایه راه حل‌های عبور از آن اقدام می‌کند. در خصوص مسائل درونی مانند تغییرات تکنولوژی، بازارها، مشتریان و. . . نیز به ارائه مشاوره و کمک به حل مسائل مبادرت می‌ورزند. آنها اعتقاد دارند که موفقیت مشتری موفقیت بانک و شکست آن شکست بانک است. لذا بحران‌های مشتریان را مسئله اصلی خود پنداشته و تمامی تلاش و توان خود را برای کمک به مدیریت آن به کار می‌گیرد.
در خصوص اقدامات پیشگیرانه و نقش بانکداری شرکتی در آن می‌توان به اقدامات زیر اشاره کرد. اول آنکه بانک‌ها بر اساس ساختار مشتری مدارانه و ساماندهی نیروهای خبره خود (مدیران حساب)، سامانه‌های جامع و یکپارچه اعتبارسنجی و مدیریت ارتباط با مشتریان و. . . همراهی و شناخت کافی از شرکت‌ها پیدا می‌کند. بدین ترتیب به ارزیابی دقیق ظرفیتها و ریسک‌های مرتبط پرداخته و مشتریان خود را به سوی ایجاد تعهداتی متناسب با قدرت و توانشان هدایت و راهبری می‌کند. در حین دریافت تسهیلات و تعهدات، بانک‌ها ضمن نظارت بر انعقاد قراردهایی متضمن رعایت حقوق طرفین، با لحاظ ریسک‌های مرتبط، وثائق ارزنده را پیشنهاد و بر اساس شراکت مبتنی بر فلسفه برد – برد از مشتریان خود طلب می‌کند. همچنین بانک‌ها بر اساس شناخت دقیق خود، ذینفعان واحد، ضامنین و. . . به طور کلی ذینفعان مشتری را شناسایی و در نظر می‌گیرند و از این طریق به ایجاد یک رابطه مبتنی بر سودآوری کمک می‌کنند. در طول زمان همکاری و شراکت، بانک‌ها، فعالیت‌ها، برنامه‌ها، رقبا، بازارها، صنعت، محیط رقابت و. . . مشتریان را رصد کرده و تغییرات احتمالی و اثرگذار را شناسایی و با همراهی مشتریان خود برای آنها تدابیر لازم را اتخاذ می‌کند پس از دریافت تسهیلات و تعهدات نیز بانک‌ها با نظارت دقیق و جامع خود از انحراف‌های مسئله‌ساز مطلع و راهکارهای اجتناب از آنها را بررسی و به بانک و مشتریان پیشنهاد می‌کنند.
این بدان معنا است که بانک‌ها قبل، حین و بعد از دریافت تسهیلات و تعهدات، مشتریان خود را رها نمی‌کنند. از این طریق همواره مراقب پرتفوی مشترک خود و مشتریان است. حتی با مدیریت و نظارت، پیش از سررسیدها، به سراغ مشتریان خود رفته و مسیرهای ادامه همکاری را جستجو و توافق می‌کند.
بدین ترتیب، وقتی یک بانک با مشتریان شرکتی، در قالب شراکتی پایدار، با رویکرد فلسفه برد – برد، تعاملاتی ارزش‌آفرین و سودآور رقم می‌زند، شکل جدیدی از تعاملات سازنده شکل می‌گیرد، از بروز مسائل بحران‌آفرین، چون مطالبات معوق پیشگیری می‌شود، مشکلات تأمین مالیِ تولید، بهتر مدیریت می‌گردد، سرمایه‌‌‌ها حفظ و تبدیل به ثروت می‌شوند، بانکداری اصیل اسلامی محقق شده و جامعه از آن بهره مند می‌گردد(کارگزار،1391). بنابراین برای پیشگیری و مدیریت مطالبات معوق شرکت‌ها، بانکداری ایران نیازمند بازتعریف روابط خود با مشتریان است و بانکداری شرکتی چنین فرصتی است.
2-2-2 ریسک
ریسک در زبان چینی به‌معنی خطر و فرصت می‌باشد. به‌عبارت دیگر ریسک، ما را با شرایطی مرکب از خطر و فرصت مواجه می‌سازد و شاید این تعریف را بتوان از جمله کامل‌ترین تعاریف ریسک به‌حساب آورد.
گالیتز ریسک را هرگونه نوسانات در هرگونه عایدی می‌داند.
تعاریف ارائه شده از واژه ریسک در فرهنگ لغت آکسفورد عبارتند از:
امکان وقوع رخداد نا‌مطلوب در آینده
موقعیتی که ممکن است خطرناک باشد و یا عواقب و پیشامدهای نا‌مطلوبی به‌همراه داشته باشد.
در فرهنگ فارسی عمید ریسک به‌معنای خطر، احتمال خطر و ضرر یا اقدام به کاری که نتیجه آن معلوم نباشد و احتمال خطر در آن باشد تعریف شده است.
رایج‌ترین تعاریف ریسک به‌شرح ذیل است:
1- ریسک یعنی شانس زیان
2- ریسک یعنی امکان زیان
3- ریسک یعنی عدم قطعیت (عدم اطمینان)
4- ریسک یعنی انحراف نتایج واقعی نسبت به‌نتایج مورد انتظار
5- ریسک یعنی احتمال هر نتیجه‌ای به غیر از آنچه انتظارش را داریم
تعاریف 1 و 2 به مفاهیمی نزدیک‌اند که در مکالمات روزمره مورد استفاده قرار می‌گیرند.
در مورد تعریف سوم باید گفت که تعریف درستی نیست زیرا طبق تعاریف علم تصمیم‌گیری عدم قطعیت حالتی ذهنی و ناشی از فقدان اطلاعات است در حالی‌که ریسک عینی بوده و ترکیبی از خطرات غیر قطعی است که با احتمال سنجیده می‌شود. تعاریف 4 و 5 با مفهوم مدیریتی ریسک سنخیت بیشتری دارند(آقایی، 1378).