ـد انجـام کـار، توسـطپژوهشگران به نماینده کلاس داده شد و او این اطلاعـاترا به دانشجویا ن منتقل نمود. وی پس از هماهنگی لازم بادانشجویان داوطلب ، با پژوهشگر تماس گرفتـه و زمـان ومکان انجـام کـار را مـشخص مـی نمـود. مـصاحبه هـا دردانشکده در سـاعات آزاد دانـشجویان و در محـل یکـی از کلاسهای دانشکده صورت گرفـت. در مجمـوع 6 گـروهمتمرکز انجام شد که به طور متوسط بین 60 تا 75 دقیقـهبه طول انجامیدند. هر گروه از دانشجویان همکلاس بودندو جهت رعایت تنوع در نمونهگیری دانشجویان از ترمهای مختل ف و از دان شکده ه ای پرس تاری مختل ف انتخ اب گردیدند. لازم به ذکر است کـه پژوهـشگران برگزارکننـدهگروههای متمرکز هیچگونه ارتباط و آشنایی با دانشجویاننداشتند. مشخصات دانشجویان مشارکت کننـده در جـدول شماره 1 خلاصه شده است.
بلافاصله بعد از هر مصاحبه، دو پژوهشگر یافت ههای خود را با هم درمیان می گذاشـتند . سـپس در ک وتـاه تـرین زمان مم کن، اطلاعات ضبط شده، چند بار بـه طـور دق یـق گوش داده شد. پس از آن، مصاحبهها کلمـه بـه کلمـه بـرروی کاغذ منتقل گردید. سپس اطلاعات منتقـل شـده بـرروی کاغذ، تایپ شد و مجدداً با مـوارد ضـبط شـده مـرور گردید. در تحلیل دادهها از تحلیـل کیفـی داده هـا اسـتف اده شد.
تحلیل دادهها طی مراحـل اولیـه گـردآوری داده هـا آغاز گردید . این امر به فرآیند رفت و برگـشت بـین ایجـادمفاهیم و گردآوری دادهها کمک می کند و میتواند موجبجهت دادن به گردآوری دادههای بعدی برای دستیابی بـهاطلاعات مناسب جهت پاسخ به سـؤالا ت پـژوهش گـردد(29). در این روش پژوهشگر مفسری است کـه دادههـ ا راجهت یافتن قسمتهای معنادار می خواند و پـس از یـافتنآنها؛ کدگذاری، طبقه بندی و سازمان دهی داد هها را انجام می دهـد . ایـن فرآینـد تـا زمـان مـشخص شـدن سـاختار
ارتباط دهنده طبقات معنادار و پدیـدار شـدن درونم ایـههـ ا ادامه می یابد (33).
در پژوهش حاضر پس از پیاده سازی مصاحب ه هـا، درابتدا واحدهای تحلیل مشخص شدند. واحد تحلیل می تواند انـدازه هـای مختلفـی از مـتن باشـد امـا گفتـه شـده کـه مناسب ترین واحد تحلیل تمامی متن حاصل از مصاحبه یـامشاهده است که آنقدر بزرگ می باشد که بـه عنـوان یـککل درنظر گرفته شود و آنقدر کوچک کـه زمینـهای بـرایتعیین واحدهای معنایی باشد (34). در این پـژوهش، مـتنهر مصاحبه به عنوان واحد تحلیل درنظر گرفته شد. متـونبارها و بارها خوانده شدند تا یک ایده کلی ایجـاد گـردد وآمادگی لازم جهت یافتن موضوعات مورد نظر ایجاد گـردد(29). پس از چندین بار خواندن متون پیاده شده، واحدهای
معن ایی موج ود در ه ر دس ت نوش ته م شخص ش دند . واحـ دهای معنـ ایی؛ کلمـ ات، عبـ ارات، جمـ لات یـ ا پ اراگراف ه ایی ه ستند ک ه در م تن خ ود، دربرگیرن ده جنبههایی از مفهوم اصلی می باشند. واحدهای معنایی پساز استخراج و خلاصه شدن، به کد تبدیل شدند. سپس هـرگروه از کدهای ایجاد شده که دارای خصوصیات و مفاهیممشابه بودند دسته بنـدی شـده و در طبقـات قـرار گرفتنـد(29و34). در پـژوهش حاضـر پـس از طـی ایـن مراحـل، طبقاتی که مفهومی مشترک را می رساندند یک درونمایـهرا تشکیل دادند. درونمایه نظمی تکرارشونده بین طبقـاتاست و طبقات دارای این نظم تکرارشونده یک درونمایـهرا تشکیل می دهند (34).
در تعیین صحت (Trustworthiness) یافتههـ ا مقبولیــــ ت (Credibility)، قابلیــــ ت اعتمــــ اد (Dependability)، تأییدپــــــــــــــــــــــذیری
(Confirmability) و انتقــــــــ ال پــــــــ ذیری
(Transferability)؛ مـورد توجـه قـرار گرفـت. بـدین منظور اقدامات زیر انجام گرفت:
مقبولیـت: در ایـن پـژوهش درگیـری مـداوم بـا موضـوع و داده ه ای پ ژوهش وج ود داش ت. از نظ رات اصلاحی اساتید در ارتباط با روند انجام مصاحبهها، تحلیـلآن هـا و داده هـای اسـتخراج شـده اسـتفاده گردیـد. مـتن مصاحبهها و کدهای استخراج شده و همچنین زیر طبقـاتب ا برخ ی م شارکت کنن دگان و همچن ین س ه دکت رای
پرستاری درمیان گذارده شد و از نظرات آنان استفاده شـد. از تلفی ق در روش گ ردآوری داده ه ا (م صاحبه گروه ی، یادداشت عرصه ) استفاده گردیـد. در انتخـاب نمونـه تنـوعلازم درنظر گرفته شد، به طوری که مـشارکتکننـدگان ازمیان دانشجویان ترم 4 تا 8 از دانشگاههای مختلف درنظرگرفته شدند (27،31و35).
قابلیت اعتماد : همان گونـه کـه در مقبولیـت نیـزآمده، در پژوهش حاضر از تلفیق در روش گردآوری دادهها استفاده گردید . همچنین از یک نـاظر خـارجی نیـز جهـتبررسی داد هها استفاده گردیـد کـه در مـورد فرآینـد کـار ویافته ها توافق وجود داشت (31و35).
تأییدپـــذیری: Polit و Beck مـــی گوینـــد تأییدپذیری زمانی تحقق می یابـد کـه سـایر پژوهـشگرانبتوانند به روشنی مسیر پژوهش و اقدامات صـورت گرفتـهتوسط پژوهشگر را دنبال کنند. بنـابراین در ایـن پـژوهش،کلیه فعالی تهای صورت گرفته شامل فرآیند انجـام کـار وچگونگی یافتههای به دست آمده بـه دقـت ثبـت شـدند وگزارش مبسوطی از فرآیند پژوهش ارایه گردید (33).
انتقال پذیری: یافتههای کسب شـده در پـژوهشحاضر با دو دانشجوی خارج از پژوهش کـه موقع یـت هـای مـشابه شـرکت کننـدگان در پـژوهش را داشـتند، درمیـان گذارده شد که مورد تأیید آنان قرار گرفت (31).
ملاحظات اخلاقی
در ارتباط با ملاحظات اخلاقی ، پـژوهش بـا کـسبمجوز از دانشکده پرستاری و مامایی سپس دانـشگاه علـومپزشکی مبد أ و همچنـین دانـشگاههـ ای علـوم پزشـکی و سپس دا نشکدههـ ای پرسـتاری و مامـایی مقـصد صـورتگرف ت. پ س از ارای ه اطلاع ات لازم در م ورد ه دف از پـژوهش و چگـونگی انجـام کـار در هـر جلـسه، رضـایت آگاهان ه کتب ی از کلی ه م شارکت کنن دگان گرفت ه ش د.
مــشارکت کننــدگان اطمینــان یافتنــد کــه مشخــصات واطلاعات اخذ شده از آنان محرمانه و بدون نـام مـیباشـد .
همچنین به آنان گفته شـد کـه در صـورت تمایـل در هـر زمان میتوانند از پژوهش خارج شـوند. جهـت انجـام هـرامری از جمله ضبط صدا ، رضایت مشارکت کنندگان کـسبشد. کلیه احتیاطات لازم در مورد محرمانه ماندن اطلاعاتمشارکتکنندگان در پـژوهش؛ همچـون بایگـانی صـحیحموارد ضبط شده، دستنوشتهها و یادداشتها مـدنظر بـود.
اطلاعات به دست آمده به صـورت نتـایج کلـی در اختیـارمشارکت کنندگان و دانشکده ها قرار خواهد گرفت.
یافتهها

دانشجویان مـشارکتکننـده در پـژوهش بـه بیـانتجربیات و دیدگاههای خـود در مـورد خـصوصیات مربـی
بــالینی در ارزشــیابی پرداختنــد. طــی تحلیــل داده هــا 3 درونمایه و 7 طبقه شامل موضوعات حرفهای (صـلاحیت ، حـ ضور و دسترسـ ی، مهـ ارت بـ ازخورد و ارزشـ یابی)، ویژگــی هــای فــردی (علاقــه، احتــرام و حمایــت) و ضرورتهای ارزشیابی ( عـدالت، ارزشـیابی عملـی) پدیـدارشدند.
1 – موضوعات حرفه ای
این درو نمایه بر کیفیت های حرف های مربی تمرکـزداشته و شامل طبقـات صـلاحیت، حـضور و مـشارکت، و مهارت بازخورد و ارزشیابی میباشد.
صلاحیت
از دیــدگاه دانــشجویان، مربــی بایــد صــلاحیت،تخ صص و تبح ر لازم را در بخ ش داش ته باش د . آن ان می گفتند که مربی باید در کار در بخش مهارت داشته باشدتا بتواند آنها را به خوبی آموزش داده و ارزشـیابی نمایـد،اما برخی به وجود مشکلاتی در این زمینه اشاره می کردند.
به عنوان مثال یکی از آنان می گفت:
» … بعد یه مشکل دیگهای هم که هـست … مـثلاً استادی که گرایششون، تخصصشون یه چیز دیگه اسـت وتو یه بخش دیگهای کار کـردن، مـی شـن اسـتاد مـن تـوبخشی که ارتباطی به تخصص و تجربه ایشون نداره. بعـداینجوری می شه که ارزشیابی یه خورده فکر می کنم درست از آب درنمیاد.« (دختر، ترم 8)
از سوی دیگر دانشجویان معتقـد بودنـد کـه مربـیبالینی باید الگوی آنان باشد و مهارتهای مورد نظر را ابتداخود انجام داده و سپس از دانشجویان انتظار انجام آنها راداشته باشد . البته برخی دانشجویان باور داشتند که با توجهبه عدم وجود این خصوصیت، آموزش و در نتیجه ارزشیابیآنان به نحو صحیح صورت نمی گیرد. یکی از آنـان چنـینمی گفت:
» … مثلاً ببینین تو معاینه قلب من انتظـار دارم اول استاد معاینه کنه، صداهای قلبو گوش بده و به من بگه بیـااینو گوش کن، ببین اینجوریه … امـا مـا همچـین چیـزینمی بینیم، اونوقت من چطوری می خوام ارزشیابی بـشم؟.« (دختر، ترم 5)
حضور و مشارکت
حضور مداوم ، در دسترس بودن و مشارکت مربی درفعالیــت هــای بخــش مــورد تأکیــد دانــشجویان بــود .
مشارکتکنندگان بر حـضور مـداوم مربـی در بخـش و دردسترس بودن وی تأ کید می کردند و معتقد بودند که حضور مربی در بخش موجب می گردد که مربی با انجام مـشاهدهمداوم، شناخت کافی را از عملکـرد دانـشجو داشـته باشـد.
یکی از آنان در مورد ضرورت حضور مربی چنین گفت:
»گاهی اوقات پیش اومده استاد مثلاً حضور نـدارن.
ما همه کارای بخشو کردیم نشستیم، استاد اومده. اونوقـتمثل کسی که از اول تا آخر نشسته تو بخـش کـار نکـرده، نمره می گیریم.« (دختر، ترم 4)
در مــورد ضــرورت مــشارکت مربــی، یکــی از دانشجویان چنین عنوان می نمود:
»می دونین، یه چیزی که هست اینه که به خصوصتو تر مهای پایین تر استاد بیاد خودش با دانشجو تو بخـشکار کنه . این طوری هم دانشجو بهتـر یـاد مـی گیـره هـماسترسش کمتر می شه… البته خب خود ماهـا هـم گـاهیلازم داریم مربی باهامون باشه ولی بـرای تـرم پـایینیهـ ا مهم تره.« (دختر، ترم8)
مهارت بازخورد مرحله ای و ارزشیابی
دانـ شجویان در مـــورد ارزشـــیابی مرحلـــ ه ای در کارآموزی صحبت می کردند و لزوم ارزشیابی مرحلـهای درطول کارآموزی را مورد توجه قرار می دادند. آنه