در اثر عملیات به وجود می‌آیند.
2- اندوخته سرمایه ای :
این اندوخته‌‌ها ناشی از آن دسته از معاملاتی است که شرکت از مابه التفاوت بهای تمام شده آن دارایی ( فیزیکی‌یا مالی ) و قیمت فروش به دست می‌آورد (همان منبع،ص25)2.
3-2-2-محل تامین این اندوخته‌‌ها :
الف ) فروش سهام با صرف سهام
هنگامی‌که سهام بیش از قیمت اسمی‌فروخته شود مازاد بر بهای اسمی‌را به صورت اندوخته صرف سهام در حقوق صاحبان سهام نمایان می‌شود.
ب) اندوخته اهدایی
معمولاً در زمان وقوع بحران مالی ممکن است سهامداران، ‌برخی از سهام خود را به شرکت هدیه دهند یا بستانکاران برخی از مطالبات خود را به شرکت ببخشند.
ج) اندوخته‌ها ی ناشی از خرید و فروش اوراق بهادار و بازخرید سهام
هنگامی‌که شرکت دارای نقدینگی زیادی است می‌تواند آن را برای خرید و فروش اوراق بهادار به کار گیرد.
ه) فروش دارایی‌ها ی سرمایه ای :
فروش دارایی‌ها ی ثابت سرمایه ای شرکت به قیمتی بیش از بهای تمام شده و یا ارزش دفتری می‌تواند سودی را برای شرکت فراهم نماید.
اندوخته تجدید ارزیابی دارایی‌‌ها :
این اندوخته‌‌ها ناشی از به کار گیری روش‌ها ی حسابداری است.
اندوخته‌ها ی احتیاطی (ناپیوسته ) :
عاقلانه است که شرکت مطابق با اصول حسابداری مبالغی را سالانه به منظور جبران هزینه‌ها ی غیر مترقبه و زیان‌ها ی آتی به صورت اندوخته کنار بگذارد.
اندوخته‌ها ی ناشی از ادغام و ترکیب سازمانی یا ناشی از سازماندهی مجدد
4-2-2-بازده سرمایه گذاری :
بازده سرمایه گذاری عبارت است از نسبت کل عایدی (ضرر) حاصل از سرمایه گذاری در یک دوره معین به سرمایه ای که برای به دست آوردن این عایدی در ابتدای دوره مصرف گردیده است. بازده سهام شامل تغییر در اصل سرمایه ( تغییر قیمت سهام) و سود نقدی دریافتنی می‌باشد.
برای محاسبه نرخ بازده سهام عادی، ‌قیمت سهام عادی را در آخر سال از قیمت آن در اول دوره همان سال کسر و سپس سود سهام دریافتنی را به آن اضافه می‌کینم آن گاه حاصل جمع را بر قیمت همان سهم در اول دوره تقسیم می‌کنیم(جنانی و سلیمانی، 1385،ص87)1.
5-2-2-عوامل موثر بر بازدهی :
سرمایه گذاری در سهام تابع عوامل میزان بازدهی و مقایسه سایر دارایی‌ها می‌باشد. بازدهی سهام می‌تواند به عوامل متعددی بستگی داشته باشد:
به طور کلی این عوامل را می‌توانیم به دو گروه کلی تقسیم کنیم :
گروه اول عواملی را در برمی‌گیرد که سود نقدی و مزایای پرداختی را تحت تاثیر قرار می‌دهند به شرح ذیل هستند :
سود نقدی و کارایی بنگاه یکی از عوامل مهم در این گروه می‌باشند، ‌کارایی این بنگاه مستقیماً به مدیریت آن وابسته است. چگونگی مدیریت بنگاه تاثیر روشنی بر کارایی فعالیت‌ها ی تولیدی و تجاری، ‌سود آوری قدرت و سلامت مالی و امکانات رشد بالقوه بنگاه دارد.
معافیت‌ها ی مالیاتی یکی دیگر از عوامل موثر بر سود بنگاه است. معافیت‌ها ی مالیاتی، ‌ بازدهی سهام را از دو جنبه تحت تاثیر قرار می‌دهند. معافیت مالیاتی بیشتر از یک طرف موجب افزایش سود بنگاه شده و از طرف دیگر مالیات کمتر بر سرمایه گذاری در سایر داراییهای مالی، ‌موجب افزایش تقاضای سرمایه گذاری در سهام می‌گردد. که این عامل نیز اثر خود را در افزایش قیمت سهام نشان می‌دهد.
ظرفیت بازار و نوع کالای تولیدی شرکت نیز به نوبه خود سود شرکت را تحت تاثیر قرار می‌دهد هر چه ظرفیت بازار برای کالایی که شرکت تولید می‌کند، ‌بیشتر باشد، میزان فروش آن بنگاه بیشتر بوده و لذا درآمد و سود بنگاه بیشتر خواهد بود. هم چنین سود جاری و آینده شرکت تا حد زیادی تحت تاثیر اوضاع و شرایط حاکم بر کشور نیز می‌باشد.
عامل دیگری که سود بنگاه را به خصوص در مورد شرکت‌ها ی فعال کشور ایران تحت تاثیر قرار می‌دهد، ‌میزان وابستگی آنان به ارز می‌باشد. از آن جاییکه شرکت برای ادامه فعالیت خود ناچار است که مواد اولیه مورد نیازش را از بازارهای خارجی تهیه کند لذا وابستگی کمتر در این زمینه سود بنگاه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
اندازه شرکت نیز از جمله عوامل متعدد دیگری است که توجه متخصصین را به خود جلب کرده است. از آنجاییکه شرکت‌ها ی بزرگ به منابع مالی ارزانتری دسترسی دارند از کارایی و سود دهی بیشتری برخوردار هستند.
گروه دوم که نرخ بازدهی را تحت تاثیر قرار می دهد، ‌شامل عواملی است که بر قیمت سهام موثر هستند. نرخ بازدهی سهام، ‌علاوه بر سود و مزایای پرداختنی، ‌تحت تاثیر قیمت سهام نیز می‌باشد. قیمت سهام نیز تابع عوامل متعددی است .
برخی از این عوامل به طور مختصر ذیلاً ارائه می‌شود.
روند آینده اقتصادی (انتظارات سهامداران) قیمت سهام را مستقیماً تحت تاثیر قرار می‌دهد چنانچه سهامداران نسبت به تحولات آتی اقتصادی خوش بین باشند، ‌تقاضای خرید سهام خود را افزایش می‌دهند که تقاضای بیشتر برای خرید سهام، ‌موجبات افزایش قیمت سهام را فراهم می‌سازد و بر عکس.
کیفیت ترکیب سهامداران نیز از جمله عواملی است که قیمت سهام را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بسته به اینکه اکثریت سهامداران بازار سهام، ‌کدام یک از گروه‌ها ی سرمایه گذاران کم تحرک، ‌ سرمایه گذاران حرفه ای و سفته بازان باشد، ‌تغییرات قیمت سهام متفاوت خواهد بود.
قابلیت نفوذ پذیری سهام – نرخ تورم، ‌چگونگی توزیع درآمد، ‌نحوه قیمت گذاری سهام و میزان عرضه سهام تحت تاثیر عوامل اقتصادی و غیر اقتصادی است، ‌قیمت سهام را متاثر می‌سازد.
6-2-2-ریسک سرمایه گذاری :
ریسک هر سرمایه گذاری عبارت است از احتمال از دست دادن تمام یا قسمتی از سود و یا اصل سرمایه و یا به عبارت دیگر نوسان پذیری بازده سرمایه گذاری را ریسک سرمایه گذاری می‌گویند.
سرمایه گذاری عبارت است از خریدن یک قلم دارایی واقعی یا مالی که بازده آن با ریسک مورد انتظار متناسب باشد.
طبق این تعریف به نظر می‌رسد که بین ریسک و بازده نوعی رابطه وجود دارد. هر چه قدر ریسک بیشتر باشد نرخ بازده بیشتر خواهد بود ولی این بدین معنی نیست که پذیرفتن ریسکهای سنگین، همیشه بازده فراوانی در پی خواهد داشت.
مدت‌ها‌ست کارشناسان امور مالی و نظریه پردازان دانشگاهی کوشیده‌اند تا رابطه بین ریسک و نرخ بازده اوراق بهادار را مشخص کنند وی موفقیت چندانی به دست نیاورده اند
تعیین رابطه ای مشخص بین ریسک و بازده کار ساده ای نیست. نظر شخص سرمایه گذار در این مورد نقش مهمی‌را دارد.
آگاهی از میزان ریسک و بازده انواع اوراق بهادار، ‌سرمایه گذاران را قادر می‌سازد تا برای دوره‌ها ی بلند مدت تصمیمات مفیدتری بگیرند( جهانخانی و پارسیان، ‌1373،ص58)1.
برای تعیین ریسک سرمایه گذاری از دو شاخص که برای اندازه گیری وجود دارد، ‌استفاده می‌کنیم.
این دو شاخص عبارتند از انحراف معیار و بتا ().
انحراف معیار :
بیانگر میزان نوسان پذیری یا پراکندگی یک متغیر است. برای محاسبه ریسک یک سرمایه گذاری می‌توان انحراف معیار نرخ بازده آن را محاسبه کرد. هر چه قدر انحراف معیار نسبت به میانگین بازده بیشتر باشد، ‌آ‌ن سرمایه گذاری ریسک بیشتری دارد.
بتا () محاسبه ریسک سرمایه گذاری با استفاده از شاخص بتا در گروه نظریه نوین پرتفوی اوراق‌ بهادار است. برای محاسبه بتا باید از رابطه بین نرخ بازده یک سهم و نرخ بازده پرتفوی بازار را محاسبه کرد. بتا نشان می‌دهد که درصد تغییرات یک سهم چه ضریبی از درصد تغییرات شاخص کل قیمت سهام است. ضریب بتا شاخصی برای ریسک سیستماتیک ( غیر قابل کاهش ) می‌باشد. ضریب بتا برای یک سهم به خصوص، ‌بدین صورت تعیین خواهد شد که درجه ریسک سیستماتیک متعلق به شاخص قیمت بورس سهام مقایسه می‌کنند.
اگر مقدار ضریب بتا برای سهم مورد نظر عدد یک باشد ریسک سیستماتیک آن سهم مساوی ریسک سیستماتیک بازار سهام خواهد بود و این بدین مفهوم است که درصد تغییر قیمت آن سهم به طور متوسط برابر است با درصد تغییرات شاخص کل قیمت سهام. به عبارت دیگر بازده دور تملک آن سهم، ‌هماهنگ با کاهش و افزایش نرخ بازده کل سهم تغییر خواهد کرد.
اگر ضریب بتا برای یک سهم2/1 باشد، ‌نرخ بازدهی آن سهم 20 درصد بیشتر از تغییرات بازده بازار تغییر خواهد کرد و اگر ضریب بتا متعلق به سهم مورد نظر 90 درصد باشد، ‌ریسک سیستماتیک آن کمتر از ریسک سیستماتیک کل بازار است و می‌توان انتظار داشت که تغییرات نرخ بازدهی این سهم 90 درصد تغییرات بازده کل سهام خواهد بود.
7-2-2-سیاست تقسیم سود
از دیدگاه مدیران دو نوع تصمیم متضاد در مورد تقسیم سود می‌توان گرفت
الف ) توزیع سود به سهامداران
ب) اندوخته کردن و سرمایه گذاری مجدد آن
نکته آن است که بین تقسیم سود و یا عدم تقسیم سود و اختصاص آن به تامین مالی پروژه‌‌ها می‌بایست تصمیم مناسبی گرفته شود به طوری که حفظ منافع سرمایه گذاران شرط لازمه آن باشد و رشد و نهایتاً امکان سودآوری بیشتر شرکت میسر شود.
انتخاب هریک از تصمیمات فوق اثرات متفاوتی به شرکت و قیمت سهام آن دارد در حالی که عدم تقسیم سود و نگه داری عایدات، ‌راحت ترین منبع مالی برای شرکت محسوب می‌گردد. اما سوالی که مطرح است این است که آیا سود تقسیم نشده در شرکت‌‌ها به نحو مطلوبی به سرمایه گذاریهای سودآور اختصاص می‌یابد ؟
به عبارت بهتر سهامداران انتظار دارند سود تقسیم نشده از طرف شرکت با نرخ بازدهی حداقل برابر با سرمایه گذاری که وی می‌توانست در جای دیگر انجام دهد، ‌سرمایه گذاری شود. مدیران شرکت‌‌ها با توجه به فشار‌ها ی ناشی از تقاضای سود سهام نقدی از طرف سرمایه گذاران و ترجیح آنان به دنبال یک راه حل بهینه اند.
نسبت نهایی تقسیم سود به طور عمده باید بر مبنای ترجیحات سرمایه گذاران نسبت به سود سهام در برابر منافع سرمایه ای تعیین شود. باید دید که سرمایه گذار نهایی ترجیح می‌دهد شرکتی داشته باشد که درآمدش را به صورت سود سهام تقسیم کندیا