ان برگزاری دوره ها از نظر مسافت 10
1/42±3/38 14 نامناسب بودن مکان برگزاری دوره ها از نظر نور 9
1/36±3/37 15 اطلاع رسانی نامناسب 12
1/21±3/36 16 روش تدریس نامناسب 14
1/18±3/36 17 عدم تسلط مدرسین به موضوعات مورد آموزش 15
1/36±3/32 18 سختگیری های پرسنل آموزش مداوم (حضور به موقع، مقاومت در ثبت نام) 29
1/39±3/31 19 تکراری بودن برنامه های آموزشی 27
1/25±3/25 20 ناکافی بودن مدت بعضی از دوره ها 19
1/24±3/24 21 عدم رعایت عدالت در معرفی به برنامه ها از طرف مسؤول مربوطه 17
1/45±3/22 22 نامناسب بودن مکان برگزاری دوره ها از نظر تهویه 8
1/36±3/20 23 نبود نظم در جلسات 31
1/28±3/19 24 عدم صدور به موقع گواهی های شرکت در دوره 18

بحث

در این مطالعه به بررسـی عوامـل تـسهیلکننـده وموانـع بازدارنـده شـرکت در برنامـه هـای آمـوزش مـداوم پرداخته شد. نتایج حاصل حاکی از آن بود که انگیزه اصلی بیشتر شرک تکنندگان در برنامـه هـای بـازآموزی، کـسب امتیاز بوده و بعد از آن به ترتیب افزایش دانش تخصصی و حرفهای، افزایش میزان خودکارآمـدی و علاقـه ذاتـی بـهفراگیری دانش ذکر شده بود.
در مطالعه وحیدشـاهی و همکـاران، انگیـزه اصـلیشرکت در برنامه های بازآموزی، کـسب امتیـ از ذکـر شـدهاست که با نتایج به دست آمده در مطالعه حاضر هم خـوانیدارد (16). در مطالعه بنی آدم، انگیزه بیشتر شرکت کنندگان در برنامه های آموزش مداوم طی سال های 1379 تا 1382 کسب امتیاز بوده که با نتـایج بـه دسـت آمـده در مطالعـهحاضر هم خوانی دارد (17). در مطالعه مـرادی در زاهـدان نیز مهمترین انگیزه شرکت کنندگان کسب امتیاز ذکر شده است (18). عبادی و همکاران در یک مطالعه مـروری کـهبه بررسی آسیبشناسی برنام ههای آموزش مداوم در جامعهپزشکی پرداخت هاند بیـان مـیکننـد علـل شـرکت در ایـندورهها کسب امتیاز جهت ارتقاء شغلی، آموختن تـازههـ ای علمی و آشنا شدن با تجربیات سایر محققـین اسـت (14).
امینی و همکاران نیز در مطالعـه خـود نـشان دادنـد کـه مهم ترین اهداف کارکنان مراکز درمانی جهت شـرکت در دورههای بازآموزی کسب امتیاز جهت بهبـود موقع یـت و ارتقای شغلی، و آشنا شدن بـا تجرب یـات سـایر محققـین میباشد (19). با توجه به یافتـههـ ای مطالعـات گذشـته ونتایج مطالعه حاضر به نظر می رسد کسب امتیاز به عنوان انگ یـزه اصـلی شـر کت کننـدگان در بـازآموزی، واقعی تـی انکارناپذیر در مناطق مختلف کشور باشد و در این امر، زن و مرد بـودن، سـابقه کـار، میـزان تحـصیلات و یـا رشـتهتحصیلی چندان تفـاوتی نـدارد. عامـل کـسب امتیـاز، بـهعنوان مهمترین انگیزه شرکت در دورههای بـازآموزی بـههیچ عنوان در راستای اهداف مراکز آمـوزش مـداوم نبـوده وبایستی برای سوق دادن انگیزه شرکتکنندگان در برنام هها به سمت افزایش بنیه علمی و توان عملی آنـان در امـر درمـان،تدابیر جدی اندیشیده شود. نتایج مطالعه حاضر همچنین نشان داد که وجود موقعیتهای رقـابتی کـم اهمیـت تـرین عامـلانگیزشی جهت شرکت مشمولان در دورههای آموزش مداوماست. در هیچکدام از مطالعـات گذشـته نیـز (18-16) عامـلمذکور به عنوان عامل تأثیرگذار در برنامههای بازآموزی ذکـرنشده است . با توجه به رتبه سایر گزینهها، بیانگر این امر استکه برنامههای آموزش مداوم نتوانسته با ایجاد موقعیـت هـای شغلی بهتر و سایر تسهیلات بـرای شـرکتکننـدگان باعـثرقابت بین آن ها گردد.
در بررسی موانع بازدارنـده شـرکت در برنامـههـ ای آموزش مداوم عمدهترین مانع، مـشکلات کـاری از جملـهکمبود پرسنل (همکار) و کمبود وقـت ذکـر شـده بـود. در مطالعه فهیدی و همکاران در مورد نگرش شرکتکنندگان در برنام ههای بازآموزی نشان داده شد که اکثـر مـشمولینآموزش مداوم نگرش متوسطی به شرایط حمـایتی محـیطکار برای شرکت در برنامههای مذکور دارند. آنها کمترینحمایت را در ارتباط با قرار دادن وقت کافی جهت شـرکتدر برنامه های بازآموزی و تأمین تجهیزات از طرف سازمان زیربط ذکر کرده بودند که بـا مطالعـه مـا هـمخـوانی دارد(20).
در مطالعه عبادی و همکاران یکـی از عمـده تـرین دلایـل نارضـایتی شـرکت کننـدگان در ایـ ن برنامـ ه هـا، هم خوانی پایین موضوعات مطرح شده در این برنامه ها با نیازهای شغلی مـشمولین مـی باشـد کـه بـا ایـن مطالعـه همخوانی ندارد . این تفاوت ممکن است بـه علـت داشـتنحق انتخاب برنامه توسط مشمولین آموزش مداوم در محلاجرای پژوهش حاضر جهت شرکت در برنامـههـ ای مـوردعلاقه و همچنین متفاوت بودن ابزارهـای ( پرسـشنامه هـا) مورد استفاده در مطالعه حاضر و مطالعه عبادی و همکاران باشد (14). همچنـین یافتـههـ ای ایـن مطالعـه نـشان دادعوامل انگیزشی فردی به صورت معناداری بیشتر از عواملانگیزشی سازمانی جهـت شـرکت در دوره هـای بـازآموزی تأثیر دارند. در همین راستا مطالعه وحیدشاهی و همکاران نشان داد که عوامل فردی مهـم تـرین عوامـل انگی زشـی برای شرکت افراد در دوره های آموزش مداوم است (16). در مورد تعیین عوامـل انگی زشـی پرسـتاران جهـتشرکت در برنامههای آموزشی، مطالعه صیدافکن نشان داد که از بین عوامل مختلف، عوامل فردی و حرفـ های (4/23 و 1/20%) به ترتیب مهم تـرین عوامـل انگی زشـی جهـت شرکت در دورهای آموزش ضـمن خـدمت هـستند (21).
نتایج مطالعه عبادی و همکاران نیز نشان داد که از دیدگاه شرکت کنندگان در مطالعه عوامل سازمانی و برنامـ های بـهترتیـب (6/30 و 2/33%) ک متـرین تـأثیر را در انگ یـزش کارکنان جهت شرکت در برنامههای آموزش حین خدمت دارند (22) که با نتایج حاصل از مطالعه حاضر هم خـوانی دارند.
در مورد موانع بازدارنده نیز نـشان داده شـد عوامـلفردی بازدارنده تأثیر کمتـری نـسبت بـه موانـع بازدارنـدهسازمانی جهت شرکت در برنامههای آموزش مداوم دارنـد. در مطالعـ ه جلالـ ی کـ م اثرتـ رین عامـ ل انگیزشـ ی شرکتکنندگان مربوط به احساس نیاز توسـط مـافوق بـودکه مربوط به عوامل سازمانی می باشد (23). نتـایج مـذکورنشان دهنـده ضـعف سیـستمی در تـشویق پرسـنل بـرایشرکت در برنامه های بازآموزی است.
در مطالعات متعدد (16،14و21) نیـز بیـشتر عوامـلسازمانی، موانع شرکت در برنامههای بازآموزی ذکر شدهاند که با نتایج مطالعه حاضر ه مخوانی دارد. ضـمناً در بخـشموانع بازدارنده، اعتماد به نفـس پـایین (جهـت شـرکت درکارگاه، سمینار، کنفرانس و…) و سپس بی علاقگی و عدمتمایل به آموزش کم اهمیت ترین موانع بازدارنده ذکر شدهبودند که این یافته می تواند نشان از اعتماد به نفس بـالایشرکتکنندگان و همچنین علاقه ذاتی آنها به شرکت دربرنامه های بازآموزی باشد.
تجزیه و تحلیل سایر گزینههـ ای پرسـشنامه نـشانمی دهد که شرکتکنندگان زمان برگزاری کلاس ها بعد از شـب کـاری، عـدم آمـادگی جـسمی و روحـی، عـدم برنامه ریزی آموزشی براساس نیازهـا و توجـه بـه شـرایط مشمولین این برنامه ها، همچنین عـدم رعا یـت عـدالت و مساوات برای شرکت در کلاس هـ ا توسـط مـسؤولین را از موانع نسبی ذکر کرده بودند.

نتیجهگیری

از آنجایی که اکثر شرکت کننـدگان د یـدگاه و انگیـ زه اصلی خود از شرکت در این کلاس ها را کسب امتیاز بـرای برخورداری از مزایای ارتقای شـغلی اعـلام کردنـد (انگ یـزه غیرعلمی)، به نظر می رسد مـسؤولین بایـستی برنامـه ر یـزی بهتری برای تغییر دیدگاه مـشمول ین نـسبت بـه شـرکت در برنامههای بازآموزی به عمل آورند به صورتی که مهم تـرین انگیزه برای شرکت کنندگان بعد علمی باشد و سایر عوامل در مرتبهها ی بعدی قرار گیرند. جهـت رسـیدن بـه ایـن هـدف میتوان از راهکارهایی از قبیل دخالت دادن آموزش گیرندگاندر تعیین محتـوی مطالـب آموزشـی، دخالـت دادن آن هـا درطراحی و چگونگی اجـرای برنامـههـ ای آموزشـی، برگـزاریکارگاههای توجیهی جهت کـادر درمـانی بـه منظـور آگـاهیبیشتر آنها از اهداف برنامههـ ای آمـوزش مـداوم، برگـزاریکارگاههای آموزشی جهت تغییر دیدگاه کادر درمانی در مـوردبرنامههای آموزش مداوم، کم رنگتر نمودن نقش شـرکت دراینگونـه آمـوز شهـا در جه ت ارتقـای شـغلی و اس تفاده از راهکارهای دیگر جهت ارتقای شغلی آن ها استفاده نمود.
نتایج پژوهش حاضر همچنین نشان داد کـه ایجـاد شـرایط سـازمانی مناسـبتـر ماننـد حما یـت مـدیران و همکاران، تشویق و کاهش فشارهای مـوقعیتی بـا تـأمیننیروی جایگزین از فاکتورهای مهم و مؤثر جهت شـرکتدر دوره های آموزش مـداوم محـسوب گـشته و مـی توانـدفرصـت اسـتفاده مـساوی را بـرای پرسـنل فـراهم کنـد .
همان گونه که نتایج مطالعه حاضر نشان داد بیشتر عوامـلانگیزشی یا تسهیلکننده شـرکت در برنامـه هـ ای آمـوزشمداوم، فردی، و عمده ترین موانع بازدارنده، سـازمانی ذکـرشده بودند. با استفاده از نتایج این مطالعه مسؤولین دفـاترآموزش مداوم جامعه پزشکی و نیز مدیران نظام سـلامت می توانند گام های مـؤثرتری در طراحـ ی، برنامـه ر یـزی و ارتقای کیفیت برنامه های آموزش مداوم بردارند، به طوری که با افزایش عوامل انگیزشـی و کـاهش موانـع سـازمانیموجبات شرکت بیشتر مـشمولین آمـوزش مـداوم در ایـنبرنامه ها را فراهم آورند. این امر سـبب ارتقـاء علمـی، کـهیکی از ارکان اصلی ارایه خدمات بهداشتی درمانی اسـت ، خواهد شد.
جهـت پـژوهش هـای آینـده توصـیه مـ یشـود تـا پژوهـشگران اسـتفاده از روش هـا کیفـی را نیـز در تعیـین عوامل تسهیلکننده و بازدارنده در آمـوزش مـداوم مـدنظرقرار دهند . همچنین بررسی استفاده بیشتر از نظـرات کـادردرمانی در طراحی محتوا و چگـونگی اجـرای برنامـههـ ای آموزش مداوم و تأثیر آن بر دیدگاه آن ها نسبت ب