یرندگان و محتوا را فرامی گیرد .در نظام های آموزشی مبتنی بر فناوری ، تلاش فردی و جمعی فراگیرندگان امکان پذیر است و فراگیرندگان به انجام دادن این گونه تلاش ها تشویق می شوند .( هاشم نژاد ، 1385 : 54 )
مدارس هوشمند نیاز جوامع اطلاعاتی :
مدارس هوشمند به مجموعه ای از مدارس اطلاق می شود که از اینترنت و فناوری اطلاعات استفاده می کنند تا در جهت آموزش به دانش آموزان چند عمل اساسی انجام دهند ، یعنی بتواننددرزمان‌کوتاه‌تری‌مطالب بیشتری‌را‌منتقل کنند و دسترسی فوری و آنی دانش آموزان را به جواب بسیاری از مسائلی که ممکن است در یک کلاس سنّتی برای آنها به عنوان سؤال باقی بماند فراهم کنند.
مدارس هوشمند این توانایی ها را دارند که به طور مرتب معلم و دانش آموز را مورد ارزیابی قرار دهند ، وضعیت فعلی آنها را ارتقاء دهند و اگر معلمی در روش تدریس خود اشکالی دارد ، آن روش را اصلاح کند . در این مدارس درس تابث نیست و محیط کاملاً باز است.گرچه‌موضوع ها موردبحث‌کاملاً مشخص است ولی با‌توجه به توانمندی دانش آموزان و کشش آنها می توان دایره توسعه دانش را وسیعتر کرد . ( همان منبع ، 56 )
بنابراین مدرسه هوشمند فضایی است که در آن برای تولید ، توزیع و استفاده از اطلاعات ، آموزش های لازم به دانش آموزان داده می شود تا آنها بتوانند هم در امور‌درسی و هم برنامه های آینده خود زمینه توسعه علمی و اشتغال برنامه کاری خود را فراهم کنند .
ضرورت استفاده از تکنولوژی در آموزش :
از مهم ترین شاخص های توسعه در یک کشور کیفیت برونداد نظام آموزشی است که آن نیز به چگونگی نظام انتقال اطلاعات برنامه ریزی شده آموزش به فراگیرندگان و نیز بهبود فرآیند یاددهی – یادگیری بستگی دارد. در دنیای امروز این امر مهم را فناوری آموزشی بر عهده دارد که استفاده بهینه از فناوری آموزشی در جریان تدریس به سبب فعال کردن حواس فراگیران ،امرآموزش را واقعی تر و نیز عملی تر نموده و ضمن غنی کردن کیفیت تدریس و یادگیری ،کارایی تعلیم و تربیت را ارتقاء بخشیده است .درس هایی مانند علوم ، جغرافیا ، زمین شناسی ، آزمایشگاه علوم زیستی و حتّی ادبیات می توانند از وسایل تکنولوژی و کمک آموزشی مؤثر در یادگیری استفاده نمایند . ( عطاران ، 1388 : 75 )
چون حالت مجسم در ذهن دانش آموزان به وجود می آید و درک آنها نسبت به درس افزایش می یابد در نتیجه بهره وری در سیستم آموزش به وسیله وسایل آموزشی و تکنولوژی بالا می رود و بازدهی هم از نظر قبولی و معلومات بسیار زیاد می شود .
نبود الگوهای مناسب ،ضعف بزرگ مدارس کشور است :
شاید‌برای‌همهما(مخصوصاًمعلمان)این سؤال‌پیش‌آمده‌باشد‌که‌چرا باید‌از فناوری اطلاعات و ارتباطات درکلاس استفاده کرد؟ این که چطور یاد می گیرند و خلاصه اینکه این یادگیری چگونه می‌تواندبرای تمام دانش‌آموزان کلاس به طور مؤثر سازماندهی شود،از سؤالاتی هستند که توسط معلمان مطرح می شوند از آنجا که روش برنامه ریزی ما،سازماندهی و اداره کردن فعالیتها درکلاس درس به واقع منعکس کننده افکار و هدفها دربارهیادگیری‌بچه ها می باشد، باید‌تمام سعی و تلاشمان این باشد که میزان علاقه مندی بچّه ها را افزایش دهیم ،انگیزه های آنان را تقویت کنیم و آنان را تشویق کنیم تا علیرغم وجود مشکلات به‌سمت وسوی‌موفقیت پیش‌بروند‌.سعی‌نموده‌کمکشان کنیم تا آموخته های قبلی خود را با آموزه های جدید مرتبط کنند. پس از آنها می خواهیم تا حس اعتماد به نفس و استقلالشان را در یادگیری افزایش دهند. و الگوهای مناسبی در زمینه فناوری اطلاعات را به معلمان و دانش آموزان معرفی نماییم . ( همان منبع ، 78 )
نقش معلمان در به کارگیری فناوری اطلاعات :

تلاش برای جایگزین نمودن ماشین آموزشی به جای معلم بارها مطرح شده و محدود به آموزش های کاملا مجازی امروز نمی باشد. با فراگیر شدن مراکز سمعی بصری در مدارس و فیلم های آموزشی این تصور به وجود آمد که این رسانه ها جایگزین معلم در کلاس درس خواهند شد و این مقوله تا حد زیادی منجر به مقاومت معلمان در برابر نوآوری های آموزشی گردید. رویای جایگزینی ماشین به جای معلم نه تنها محقق نشد بلکه هر چه قدرت و قابلیت تکنولوژی در آموزش بیشتر می شود نقش معلم پر رنگ تر می شود. ( بیلولی ، 1385 : 112 )
بیل گیست مدیر شرکت مایکروسافت در سخنرانی خود آورده است ” شرکت مایروسافت قوی ترین بسته نرم افزاری خود را که خواهد ساخت باز هم نمی تواند جای معلم را بگیرد” . توجه به تربیت معلم برای استفاده بهینه از فناوری اطلاعات در امر آموزش روز به روز در حال افزایش است در این راستا بانک جهانی ده درس را برای استفاده بهینه از قابلیت های فناوری اطلاعات در آموزش کشور های در حال توسعه گوشزد کرده است که یکی از این دروس ” کار آموزی ،کارآموزی،کارآموزی ”
یونسکو (2003) شاخص های ارزشیابی میزان به کارگیری از فناوری اطلاعات در آموزش 18 کشور درحال توسعه و توسعه یافته را بررسی نموده است که تمام 18 کشور مورد مطالعه تربیت معلم و نیروی انسانی کار آمد را به عنوان یک شاخص مهم ارزیابی به کار برده اند، که در این میان می توان به کشور هایی چون آمریکا، انگلیس و کانادا اشاره نمود. شواهد فوق و هزارن برنامه آموزش مهارت های فناوری اطلاعات در اکثر کشور ها من جمله ایران گویایی دو واقعیت است : ( قشقاییان ، 1387 : 40 )
استانداردها حرفه ای معلمان در به کارگیری فناوری اطلاعات:
از جمله استانداردها که توسط بسیاری ازمتخصصان در جهان و ایران پذیرفته شده است مهارت های تحت عنوان ICDL می باشد و از آن تحت عنوان مهارت های هفتگانه یاد می شود. لیکن باید توجه داشت اولا برخی از مهارت ها برای معلمان بسیاری از رشته ضرورت ندارد؛ از طرفی دانش و مهارت فناوری اطلاعات با کاربرد آموزشی آن متفاوت است. موید این سخن نتایج ارزشیابی از پروژه به کارگیری فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش هنگ کنگ می باشد با وجود اینکه حدودا صد درصد معلمان آموزش های پایه فناوری اطلاعات و 92 درصد مهارت های تخصصی را آموزش دیده اند فقط حدود50 درصد معلمان مورد مطالعه توانایی ادغام فناوری اطلاعات را در برنامه درسی داشته اند(احرمان ،2005). بر این اساس باید دانش عملی و مفهومی فناوری اطلاعات را میزان به کارگیری آن تفکیک نمود. ( عطاران ، 1388 : 95 )
بنابرآنچه گذشته، لزوم بازنگری در استانداردحرفه ای معلمان ضروری می باشد. از آنجا که بررسی تمام استانداردها در این مختصر نمی گنجد در این بخش به عنوان نمونه استانداردهای ملی تکنولوژیکی معلمان که توسط جامعه بین المللی تکنولوژی در آموزش به تصویب رسیده است را بررسی می نماییم. این انجمن جهت ارائه استانداردهای حرفه ای معلمان در زمینه فناوری اطلاعات ابتدا استانداردهای ملی تکنولوژی آموزشی برای دانش آ موزان را تدوین نموده است. بنابراین شش طبقه مهارت فناوری اطلاعات برای دانش آموزان عبارتند از : 1) مهارت مفاهیم پایه و سیستم های عامل 2) مهارت مسائل انسانی اجتماعی و اخلاقی در به کارگیری فناوری اطلاعات 3) مهارت ابزار های تولید و خلاقیت دانش آموزان 4) مهارت کار با با ابزار های ارتباطی 5)مهارت کار با ابزار پژوهشی فناوری اطلاعات 6)مهارت کار با ابزار حل مساله و تصمیم گیری فناوری اطلاعات . شایان توجه است که هر طبقه مهارت تحلیل شده و خود دارای مهارت های دیگر است. ( قشقاییان ، 1387 : 51 )
فناوری اطلاعات و شبکه های الکترونیکی در آموزش ضمن خدمت معلمان:
اساسی ترین سوال بعد از مشخص شدن نوع مهارت ها و استانداردهای مورد نیاز معلمان، بررسی رویکردهای آموزشی در تربیت معلم و آموزش استانداردها می باشد.آموزش و توسعه ی حرفه ای معلمان می تواند به روش های مختلفی باشد که در این جا به سه رویکرد بسنده می شود.
1) دوره های آموزش تربیت معلم در دانشگاه 2)دورهای آموزش ضمن خدمت کلاسی و کارگاهی3) فرصت های یادگیری مستقل مرکز آمار آموزشی آمریکا در زمینه آموزش مهارت های فناوری اطلاعات گزارش کرده که از میان این سه رویکرد 83 درصد معلمان آموزش های دانشگاهی را در حد خیلی زیاد اثر گذارگزارش نموده اند حال اینکه این درصد گزارش شده برای آموزش های ضمن خدمت 88 درصد و برای رویکرد سوم یعنی یادگیری مستقل 93 درصد بوده است این آمار نشان می دهد که رویکرد سوم یعنی یادگیری های مستقل بیشترین میزان را به خود اختصاص داده است.( بیلولی ، 1385 : 69 )
ملاحظات عمومی و خاص در طراحی شبکه های الکترونیکی معلمان:
برای طراحی و پیاده سازی شبکه های الکترونیکی معلمان دو دسته عوامل را باید مد نظر قرار داد. ملاحضات عمومی که مربوط به تمام شبکه های الکترونیکی می باشد که برسطح انگیزش کاربران تاثیر گذاشته و سهولت حرکت در بین بخش های مختلف شبکه را ممکن می سازد. دسته دوم عوامل تخصصی و تاثیر گذار در کارآمدی و اثربخشی شبکه های الکترونیکی آموزشی می باشد که باید در طراحی ، اجرا و ارزشیابی شبکه های الکترونیکی معلمان مد نظر قرار داد. رونیو و استروبل (1999) در موفقیت شبکه های الکترونیکی دو دسته عوامل را شناسایی نموده اند ؛ویژگی های کاربران و ویژگی های شبکه.ویژگی های چون سن کاربران ،تجارب قبلی آنها در کار با تکنولوژی ،نگرش آنها نسبت به شبکه ها و کامپیوتر جزء عوامل عمومی و مشترک می باشند.حال اینکه علاوه بر این عوامل در شبکه های آموزشی سطح راحتی و مهارت کار با تکنولوژی و ترجیحات یادگیرندگان در انتخاب رسانه و میزان علاقه آنها عامل تعیین کننده برای اثربخشی شبکه های الکترونیکی آموزشی می باشد.
پژوهش داونز(1993) نشان داده از میان عوامل مربوط به ویژگی های یادگیرنده گان عواملی مانند جنس ،سن ،تجارب قبلی و فعلی کار با کامپیوتر معلمان بسیار تعیین کننده می