ـوده بـود و براسـاس مشورت با فوق تخصص بیماریهای قلبی مشـکلی بـرایشرکت در مداخله نداشت و به طور نسبی از توانایی حضور فعال در مراحل مختلف اجرای مداخلـه منجملـه مشـارکتآموزشی برخوردار بود. شرکت در جلسات بحـث گروهـی وآموزش به عضو فعال خانواده توسط بیمار تأثیر چشمگیری بر روحیه بیمار و تمایل آنها به تداوم شـرکت در جلسـاتبحث گروهی و ابراز علاقه برای شرکت در مراحل مداخله داشت. طراحی شیوه و محتوی آموزش بـه گونـهای اسـتکه طی این برنامه علاوه بر دانـش، مهـارت، تهدیـد درک شـده و احسـاس خودکارآمـدی عض و فعـال خـانواده ب هنمایندگی از طرف خانواده بیمـار افـزایش یافتـه و نگـرشمثبتی نسبت به پیشگیری از بیماری قلبی پیدا کـرده و بـهباور ذهنی میرسد که در کمک به اجرای برنامه پیشگیری از بیماری قلبی یکی از اعضای خانواده خود توانمند بوده و عملاً در اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه عضـو خـانواده خـود رایاری مینمایند. بنابراین با عنایت به مقدمه بیان شـده کـهدیباچه خلاصه بـر اجـرای الگـوی توانمندسـازی خـانوادهمحور است، مراحل اجرایی و عملیاتی الگـو بـه قـرار زیـرمیباشد.
مرحله اول که شامل دو مفهوم شدت درک شـده وحساسـیت درک شـده اسـت. هـدف از شـدت درک شـده (آگاهی و شناخت فرد نسبت به وخامت بیماری) این اسـتکه فرد با شناخت خطرات یـ ا عـوارض ناشـی از بی مـاری، میـزان ج دی ب ـودن آن را درک ک رده و نس بت ب ه آن احساس خطر کند. هدف از حساسیت درک شـده (نگـرشفرد نسبت به ابتلا خودش به بیماری) این است که فرد بـاشناخت موقعیت و وضعیت خودش و تعریـ ف صـح یحی از سلامتی با توجه به فرآیند بی مـاری مبـتلا شـده و احتمـالابتلاء مجـدد بـه عـوارض آن و تشـدید شـرایط حاضـر را ممکن بداند. در ایـن مرحلـه از طریـق 5-7 جلسـه بحـثگروهی 45 تا 60 دقیقهای بـا توجـه بـه شـرایط جسـمی،روحی و روانی شرکت کنندگان، دانش و نگرش بیماران در مورد ماهیت، تعریف، عوامل خطر، علایم، درمان، مراقبت-های پزشکی و پرستاری، پیش آگهی و عـوارض ناشـی ازبیماری قلبی به بحث و بررسی و مرور پرداخته شد. تعـداد جلسات براساس سطح توانمنـدی و اسـتعداد بیمـار بـرایدریافت و شرکت مؤثر در بحث و تبادل نظرات بود.
مرحله دوم الگو خودکارآمدی بوده کـه هـدف از آن این است که شخص اعتقاد داشته باشد که مـ یتوانـد کـ ار خاصی را انجام دهد؛ به عبارتی خودکارآمدی به انتظار فرد از خودش و تـوان انجـام کـ ار اشـاره دارد . ایـن مفهـوم ازمنابعی همانند توف یـقهـا و ش کسـت هـای فـرد، مشـاهدهموفقی ت یا شکست افرادی با بیماری مشابه بوده و ترغ یـب کلامی بیمار سرچشمه میگیرد. برای این منظـور جلسـاتحل مسأله به روش گروهی در گروههای 3 تا 5 نفره برای بیماران برگزار شد و بیمـاران عمـلاً بـا مشـکلاتشـان وفرآیند حل مشکل مواجه شدند. بیماران با یکدیگر و تحت نظارت مستمر و مستقیم پژوهشگر و با کسب اجازه از فوق تخصص بیماریهای قلبی مسؤول بیماران با ذکـر مثـال-های عینی از وضعیت خود و این که بـرای بهبـود مشـکلمشابه با دیگران چه اقدامی انجام دادهاند به بحث و گفـتو گو پرداختند. به این ترتیب در انتخاب راه حلها عمـلاً وبه صورت گروهی تبـادل افکـار و تجـارب نمودنـد. تعـدادجلسات برگزار شده 5 تا 7 جلسه (دو جلسه در صورت نیـازو بروز مشکلات جدیـد ) بـود . بیمـاران حـداقل سـه روز وحداکثر 7 روز در بخش سیسییو بستری بودند.
خودب اوری ب ه روش مش ارکت آموزش ی س ومین مرحله اجرایی الگوی توانمندسازی خانواده – محور اسـت . از آنجاییکه در الگوی توانمندسازی خانواده – محـور کـه متأثر از نگرش سیستمی و تئوری سیستمی خانواده اسـت،خانواده نقش قدرتمندی را در تصمیم گیریها ایفـاء کـ رده که ابعاد کیفیت زنـدگ ی متـأثراز از آن اسـت؛ لـذا افـزایش مشارکت و احساس خودکارآ مـدی آن هـا ضـروری اسـت .
بنابراین هرچه این مشارکت آگاهانهتر و مسؤولانهتر باشـدبهتر میتوان به نتایج حاصل امیدوار بـود امـا از آنجـا کـ ه خود بیمار نیز باید به علل، عوامل و اهمیـ ت و نتیجـه کـ ار کاملاً واقف باشـد، با یـ د بـه نحـوی در ایـ ن برنامـه ر یـزی آموزشی مشارک ت کنـد کـ ه هـم صـرفه جـویی در ن یـروی انسانی باشد و هم بهـره وری بی شـتری حاصـل شـود. لـذا برنامه باید به گونهای طراحی شود که خود بیمار به عنـوانیک رابط سلامتی نقش آموزش بـه اعضـاء خـانواده را بـه عهده بگیرد. از یک سو این شیوه به تحکی م یادگیری بهتر او کمک میکند و از سوی دیگـر مشـاهده تـوان خـود دراجرای ایـ ن برنامـه آموزشـی بـه افـزایش عـزت نفـس واحساس خودکارآمدیاش میافزاید؛ لذا بـا در نظـر گـرفتنویژگیهای تئوری آموزشی بزرگسالان (توجه به تجربیـ ات خود بزرگسال، مشارکت دادن او در بحثها به گونهای که او و نیازهایش محور بحث باشد و به زبان او سخن گفـتن) بیمار به صورت تدریجی مباحث آموزشی مورد نیازش را در بخشهای کوتاه و مختصر طی چنـد جلسـه آموزشـی بـهعضو فعـال خـانواده خـود بـه نمای نـدگی از طـرف اعضـاءخانواده خودش آموزش میدهـد و خـانواده نیـ ز بـا اولـین مراحل یادگیری وارد مرحله اجرا مـیشـوند . طبـق اصـولتئوری خودکارآمدی با مشاهده موفقیت جایزهای (خودکـارو سر رسید) برای توانمند شونده با هدف پیشـبرد احسـاسخودکارآمدی تعلق میگیرد و تا اجرای آخرین مرحله طـرحپیشگیری ادامه مـ یی ابـد. اجـرای ایـ ن روش بـه افـزایش احساس خودکارآمدی سیستم خانواده و متقابلاً به افـزا یش عزت نفس آنان منجر خواهد شد. عامل توانمند شـونده بـا
مشاهده موفقیت خود در اجرای برنامه آموزش به خانواده و دریافت پیĤمد آن (افزایش دانش خانواده و افزایش احساس خودکارآمـدی آن ان ک ه بـا ب ه اج را درآوردن ت در یجی رفتارهای پیشگیری کننده از بیماری قلبی پیش بی نـی شـدهدر طرح مشخص میشود. منظور از به اجرا درآوردن بیـان موارد آموزش دیده شده به طور عملیاتی و متقابـل توسـطعضو فعال خانواده در جلسات گروهی اسـت کـه بیمـاراندیگر و عضو فعال آن ها در حضور پژوهشـگر بـه بحـث وتبادل نظر میپردازند) احساس خودکارآمدی را مرحلـه بـهمرحله افزایش داده و دریافت جوایز تأکیدی است بـر ایـ ن احساس خودکارآمدی که آن را ملموستر خواهد کـ رد و از حالت ذهنـ ی بـه ع ی نـی تبـدیل مـ یکنـد و ایـ ن احسـاسخودکارآمدی که با احساس عزت نفـس ارتبـاطی متقابـلدارد و در تقویت و کارآمدی فـرد بـرای اتخـاذ رفتارهـای پیشگیری کننده نقش اساسی ایفاء میکند. اما نکتـه ق ابـلتوجه تداوم رفتار اسـت؛ بـ ه ویـ ژه ا یـن کـ ه در ایـ ن طـرحپیشـگیرانه بسـیاری از رفتارهـا جنبـه عـادتی داشـته کـه برگشت عادتها ممکن و محتمل است. بنـابرایـ ن مسـ أله خودکنترلی در این طرح نقش مهمی دارد که با توجه دادن توانمند شونده به پی آمد کار و جلب تمایـ ل او بـه سـلامتکه رعایت این رفتارهـا ی پی شـگیرانه چـه منـافعی خواهـدداشت و عوارض عـدم رعا یـ ت ایـ ن رفتارهـا چ یسـت؛ و ازطرف دیگر عزت نفس بالا و انگی زه کافی کـ ه طـ ی سـایر مراحل ا لگو ک سب کردهاند، قادر خواهند بود با خـود کنترلی به عنوان یک فاکتور اساسـی از عـود رفتارهـای نامناسـبپیش گیری کنن ـد. بن ابرای ن در یـک جم عبن دی کل ی توانمندکنن ده مرحل ه مش ارکت آموزش ی را ب ه گون های طراحی میک ند که عامل توانمند شونده (بیمار و خانواده او) فعالانه در طرح مشارکت داشته باشـد، نقـش آمـوزش بـهخانواده توسط عضو فعال خانواده و بیمار ایفاء و در نتیجـهبر تحکی م یادگیری خودشان افزوده شود، به کارگیری مبانی تئوری آموزش بزرگسالان انگیزه و تمایل خانواده در جهت ش رکت در مرحل ه مش ارکت آموزش ی را اف زایش ده د، مشاهده اجرای موفقی تآمیز رفتارهای پیشگیرانه دخ یـل در کیفیت زندگی طراحی شده در الگو سبب افزایش احسـاسخودکارآم دی و توانمن دی عام ل توانمن د ش ونده ش ود، خودکارآمدی عامل توانمند شونده بر عزت نفس او افـزودهو عزت نفس او نیز بر انگیزش وی تأثیرات متقابل داشـتهباشد، طی مراحـل خود ک ارآمـدی نظیـ ر جـزء جـزء کـ ردن
١۴
وظیف ه و ارای ه ج ایزه و س ایر مراح ل آن نی ز احس اس خودکارآمدی را افزون سـازد، جلـب توجـه عامـل توانمنـدشـونده بـه پـی آمـد انجـام و یـا عـدم انجـام رفتارهـای پیشـگیرانه سـبب افـزایش خـودکنترلی او شـود (27و28).
مرحله چهارم ارزشیابی الگوی توانمندسازی خانواده محـوربوده که شامل دو نوع ارزشیابی است. ارزشیابی فرآیندی و ارزشیابی نهایی. هدف از ارزشیابی فرآیندی تشویق هرچـهبیشتر بیماران به سمت درونی کـردن محـور کنتـرل خـوداست. ارزشیابی فرآیندی در فرآیند و سرتاسر اجـرای الگـو دخیل بوده و بیمار و عضو فعال خانواده وی در طول انجام مداخله ارزشیابی میشدند. افراد با عزت نفس پایین محـورکنترل بیرونی (معتقد به شـانس و تصـادف و تحـت تـأثیر موقعیتها و نیروهای پیچیده خارجی بودن) و افراد با عزت نفس بالا محور کنتـرل درونـی (معتقـد بـه خودمـدیریتی،حاکم بر سرنوشت خود و کنتـرل زنـدگی را از درون خـوددانس تن) دارن د. بع د از اتم ام مداخل ه، پرسش نامهه ای اختصاصی الگوی توانمندسازی خـانواده محـور مجـدداً درگروه آزمون تکمیل شدند و مورد تحلیل قـرار گرفتنـد. بـااطمینان از توانمند شدن بیماران گروه آزمون، 5/1 مـاه بـهاین بیماران فرصت داده شد تا مهارتهای آموخته شـده راتمرین کنند. تنها در دو مورد بیماران گروه آزمون به سطح توانمندی نرسیده بودند که مشکلات آن هـا مرتفـع شـد وسپس پرسشنامههای الگو تکمیل که نتایج معرف توانمنـدشدن آنها بود.
مرحله پس از مداخله در گروه آزمون یک ماه و نیم پس از مداخله و در گروه شاهد یک ماه و نیم پس از انجام پیش آزمون آغاز شد، به این ترتیب که مجـدداً پرسشـنامهکیفیت زندگی توسط نمونههای