ال های ابتلا به دیابت 10-5 سال ، 35/0 برابر، در افـراد بـاسال های ابتلا به دیابت بیش از 10 سال، 3/0 برابر گـروه بـاسال های ابتلا زیر 5 سال بود. از نظر آماری این نسبت برتری در هر دو گروه معنادار بود (001/0=p). نسبت برتـری شـدیدبودن مو انع آگاهی و باورها مرتبط دیابـت در افـراد بـی سـواد 96/2 برابر، در افراد با تحصیلات زیردیپلم 22/4 و در گروه باتحصیلات دیپلم 22/1 برابر گروه بـا تحـصیلات دانـشگاهیبـود. از نظـر آمـاری ایـن نـسبت برتـری در گـروه افـراد بـا تحصیلات زیردیپلم معنادار بود (001/0<p). نـسبت برتـری شدید بودن موانع آگاهی و باورها مرتبط دیابت در گروه افـرادتحت درمان انـسولین 26/0 برابـر، در افـراد بـا درمـان تـوأم خوراکی و انسولین، 34/0 گروه با درمان خوراکی (004/0=p) و در گروه درمان توأم (02/0=p) بود. نـسبت برتـری شـدید
جدول 1- آمار توصیفی متغیرهای دموگرافیک و مرتبط با سلامت و بیماری مطالعه
تعداد (درصد) متغیر تعداد (درصد) متغیر
(13/7) 82
(45/8)275
(26/3)158
(14/2)85 بی سواد
زیردیپلم دیپلم بالاتر از دیپلم میزان تحصیلات (24/2)145
(54/5)327
(21/3)128 کمتر و مساوی 44
45-64
65 سال و بالاتر گروه های سنی (سال)
(15)90
(42/8)257
(24)144
(15/8)95
(2/3)14 کارمند
خانه دار
شاغل غیرکارمند بازنشسته بیکار نوع شغل (51/3)308
(48/7)292 زن
مرد جنس
(54/2)325
(36/7)220
(9/2)55 خوراکی
انسولین درمانی هر دو نوع درمان دیابت (8/8)53
(91/2)547 مجرد
متأهل وضعیت تأهل
(6)36
(73/7)442
(20/3)122 کمتر از 7
7-8/5
بالاتر از 5/8 (درصد) HbA1c (28/8)173
(71/2)427 دارد
ندارد سابقه خانوادگی ابتلا به دیابت
(15/2)91
(36/7)444
(10/8)65 پایین
متوسط خوب میزان درآمد خانوار (57/7)346
(28/8)173
(13/5)81 تا 5
5-10
بالاتر از 10 سال های سپری شده با دیابت

جدول 2- مدل رگرسیون لجستیک تعیین کننده عوامل مؤثر در موانع آگاهی و باورهای مرتبط با دیابت
فاصله اطمینان(CI)95% نسبت برتری (OR) سطح معناداری (p-value) خطای معیار(SE) ضریب رگرسیون(B) متغیر مستقل باقیمانده در مدل
حد بالا حد پایین 0/669
0/597 0/188
0/152 1
0/355
0/301 0/001
0/001 0/323
0/349 -1/036
-1/200 کمتر از 5
10-5 بیش از 10 سال های سپری شده با دیابت
6/533
9/773
3/674 0/920
2/515
0/410 1
2/96
4/22
1/22 0/069
<0/001
0/715 0/597
0/539
0/559 1/086
1/978
0/205 دانشگاهی بی سواد
زیردیپلم دیپلم سطح تحصیلات
0/648
0/888 0/107
0/130 1
0/263
0/340 0/004
0/028 0/460
0/489 -1/335
-0/078 خوراکی انسولین هر دو نوع درمان

0/606 –
0/213 1
0/359 –
0/001 –
0/267 –
-1/023 زیر 65
بالای 65 گروه های سنی (سال)
1/409

0/220 0/249
0/074 1
0/593
0/128 –
0/23
<0/001 0/442
0/278 -0/523
-2/058 کمتر از 7
7-8/5
بالاتر از 5/8 HbA1C

بودن موانع آگاهی و باورها مرتبط دیابت در افـراد بـالای 65 سال 35/0 برابر گروه زیر 65 سـال (001/0=p) بـود . نـسبتبرتری شدید بودن موانع آگاهی و باورها مرتبط دیابت در افرادباHbA1C 5/8-7، 59/0 برابر، در افراد باHbA1C بـالاتراز 5/8، 12/0 برابر گروه باHbA1C کمتر از 7 بـود. از نظـرآماری این نسبت برتری در گروه با HbA1C بـالاتر از 5/8، (001/0<p) معنادار بود و نشان داد که کنترل نامطلوب دیابت در شدید بودن موانـع آگـاهی و باورهـا مـرتبط دیابـت تـأثیر معناداری داشت ( جدول شماره 2).
بحث

مطالعه حاضر نشان داد که شانس شدیدتر بودن موانعآگاهی و باورها در زندگی با دیابت با سال های بیشتر ابتلا بـهدیابت و سن بالاتر و تحصیلات پایینتر بیشتر اسـت. توجیـهاین امر می تواند به پایینتر بـودن سـطح تحـصیلات افـراد واحتمال دسترسی کمتر به منابع اطلاعـاتی مـرتبط بـا دیابـتباشد. از طرف دیگر، نوع درمان دیابـت بـه اشـکال انـسولیندرمانی و درمان توأم داروهـای خـوراکی و انـسولین هـم بـاشانس شدید بودن موانع آگاهی و باورها ارتباط داشت. با توجه به این که سطح تحصیلات و اطلاعات پایینتر قطعاً با کنترلدیابت نامطلوب ارتباط دارد و مطالعات بیشماری ایـن امـر رااثبات نمود هاند و نشان دادهاند که توانمندسازی بیماران مبـتلابه دیابت در این راستا تأثیرگذار است (16). مطالعـه عبـدلی وهمکاران با هدف بررسی موانع و تسهیل کننده های توانمنـدیدیابت در ایران نشان داد که موانع توانمندی در بیماری دیابت مانند تنش، نگرش منفی به دیابـت ، س یـستم هـای درمـانی ناکارآمد و فقر و بی سوادی مشابه سایر بیماری هـای مـزمن است. ضمن آن که آموزش دیابت، ترس از بیماری و عوارض آن و امید به آینده ای بهتر برای تسهیل توانمندی افراد مبتلا به دیابت ضروری است. همچنین مفـاهیم پزشـک؛ انـسان مقدس، دیابت خواست خداوند، جسم هدیه الهی و حما یـت همتا یـان و اعـضا ی خـانواده بـه خـصوص دختـران، از تسهیل کننده های اختصاصی در بستر اجتمـاعی و فرهنگـی ایران بود. همچنین، توانمندی در ایران به طور جدی تحـت تأثیر باورهای فرهنگی و مذهبی افراد مبتلا بـه دیابـت قـرار داشت. شناسایی این عوامـل تأثیرگـذار ، مـی توانـد مراقبـان بهداشتی را در تسهیل اثربخش تر فرآیند توانمندی یار ی نماید (17). بیشتر مطالعات در حوزه باورها و آگاهی دیابت در زمینهدرمان این بیماران انجام شده است. مطالعـهLauritzen وZoffmann نشان داد که افراد تحت درمـان بـا داروهـایخوراکی دیابت، نسبت به شروع درمـان دیابـت بـا انـسولین، نگـرش منفـی داشـتند و از انـسولین درمـانی ابـراز تـرس و اضطراب می کردند. بیماران اظهـار مـی کردنـد کـه احـساسمی کنند به دلیل افت قند با درمان انـسولین ممکـن اسـت در خواب بمیرند و برخی بیماران هم ترس از درد ناشی از تزریقرا بیان می کردند. به طور کلی ترس از تغییـر سـبک زنـدگیناشی از درمان با انسولین در بیماران شـایع اسـت و بیمـاراناظهار می دارند بیماری آنها وخیمتر شده است . برخی بیمارانهم احساس درماندگی داشتند و احساس می کردند که تزریـقانسولین به معنای رسیدن به مراحل پایانی بیمـاری اسـت. از طرف دیگر، افرادی که انسولین درمانی می شوند به ایـن نـوعدرمان نگرش مثبتی داشته و مطرح می کنند که قبل از شروعدرمان با انسولین در مورد این امر استرس داشـتند امـا بعـد ازشروع درمان با انسولین ادراکات مثبت جایگزین می شود و بهمنزله آزادی دادن به بیمار و قابلیت اداره درمـان توسـط خـودفرد است . باید در نظر داشت که در مورد درمان بیماری، موانعآگاهی و باورها در دیابت موضوع مهمی است و لازم است بر نگرش افراد اقـدامات لازم و مـؤثر انجـام شـود (18). نتـایجمطالعهCampos در مورد موانع فرهنگی در درمان دیابـتدر افراد Hispanic نشان داد که موانـع انـسولین درمـانی،سطح اجتماعی – اقتـصادی پـایین (هزینـه، وضـعیت بیمـه)، مشکلات زبان ی و ارتباطی، سواد سـلامت پـایین و باورهـایفرهنگی که بر ارتباط مراقب- بیمـار تأثیرگـذار اسـت و ایـنموارد می تواند به ادارکـات بیمـار در مـورد دیابـت و انـسولینتأثیرگذار باشد. افراد حوزه دیابت می توانند با درک ابعاد زندگیبا دیابت و انتقال دانستهها و مهارت های خود به افراد مبتلا بهدیابت بر این موانع غلبه کنند و ارتباط بیمار- مراقب را بهبـودبخشند. اجرای رژیم درمانی با تزریق یک بار انـسولین در روزمی تواند باعث شود تا ادراک بیماران در مورد انسولین درمـانیبه دلیل تجربه آن و درک اثرات مفیـد آن بـر کنتـرل دیابـتارتقاء یابد (14). مطالعهGlasgow و همکاران بـه بررسـی مطالعات د یگر و تفسیر آنها در مورد موانع روانی اجتماعی دراتخاذ رفتارها ی خودمد یریتی و کیفیت زندگ ی بیماران د یـابتی نوع 2 پرداخته شد که موانع به شرح زیر عنوان شده بود: انجام درمان های جا یگزین، اضطراب، نگرش، افسردگی، توانمندی، تــرس از افــت قنــد خون، باورهــا ی ســلامتی، اطلاعــات، خودکنترلی، انگیزه، انتظارات پیامد ، حل مسأله، عـزت نفـس، حمایت اجتماع ی و استرس (19). از یافتـههـ ای ایـن مطالعـهچنین بر می آید که غلبه بر موانع یاد شده می تواند بـر ارتقـای خودمدیریتی دیابت که از ملزومات آن د رک بیماری و داشـتندانـش مـؤثر در ایـن راسـتا اسـت اثـربخش باشـد. مطالعـه Minze و همکاران با هـدف بررسـی دلایـل مقاومـت بـهانسولین در بیماران دیابتی نوع 2 انجام شد. موانـع درمـان بـاانسولین در سه بخش تقسیم بندی شد 1) موانع روانی (باور بهاین که انسولین باعث می شود رفتارهـای خـودمراقبتی کمتـرشود، فقدان فواید درک شده، درد و ترس از تزریق، ایـن بـاورکه مصرف انسولین مشکل و پیچیده است، فقـدان و کمبـودتغییر در سبک زندگی و انگ استفاده از تزریق 2) اثرات مـضرو خطرناک (افت قند خون، افزایش وزن و اثرات جـانبی درکشده 3) مشکلات مالی (هزینه م صرف انـسولین و تجهیـزاتآن) (20). نتـایج مطالعـهCoffman و همکـاران در مـوردبرخی موانـع در مـورد دیابـت نـوع 2 نـشان داد کـه کمبـوداطلاعات، پایین بودن سطح سواد سلامت و وجود موانع برای ارایه مراقبت بهداشتی دلیل پاسخ تنها به علامت های بیماریاست که معمـولاً ایـن افـراد از پاسـخ مناسـب و اثرگـذار بـهعلامت های بیمـاری نـاتوان هـستند. ایـن مطالعـه پیـشنهادمی کنند مداخلات مرتبط برای بهبود سطح سواد سـلامت دربیماران دیابتی نوع 2 به کار گرفته شـود (21). مطالعـهای بـاهدف توصیف نظرات بیماران مبتلا به دیابت در