با مدیر پروژه در تمام مراحل پروژه با دید استراتژیک نسبت به اهداف سازمان و پروژه ترنر (2004) انتقال مسئولیت موفقیت پروژه از مدیر پروژه به مالک پروژه و سایر ذی نفعان ترنر و زالین (2012) تأکید بر سنجش موفقیت از دید ذینفعان مختلف و بررسی عوارض عدم اعمال نظر سایر ذی نفعان در تصمیمگیریها ترنر و همکاران (2009) تلاش برای شفافسازی تعریف ذینفعان مختلف و اعمال نظر آنها پس از اتمام پروژه ترنر و زالین (2012) ورود موضوع مدیریت ذینفعان به حوزههای مدیریت پروژه شناسایی و دستهبندی ذی نفعان پروژه
مطالعات زیادی در حوزه شناخت ذی نفعان مختلف در پـروژه صـورت گرفتـه اسـت. بـا بررسـیمختصری میتوان دید که مدیر پروژه به عنوان مهمترین ذی نفع، در تمام این دستهبنـدی هـا جـادارد. در جایگاه بعدی کارفرما، کاربر و مشتری قرار میگیرند که در اغلب موارد این اصـطلاحاتقابل جایگزینی هستند. فهرست مهم ترین ذی نفعانی که در ادبیات بـرای پـروژه در نظـر گرفتـهشده، بر اساس میزان تکرار در مطالعات بدین ترتیب اسـت : مـدیر پـروژه، تـیم پـروژه، کارفرمـا،پیمانکار، سرمایهگذار، پروژه، مدیریت ارشد، سازمان مالک، مدیر خط، مـدیر و تـیم پـروژه، مـدیراجرایی، محیط و سایر ذینفعان.
با اینکه فهرست بالا به نسبت جامع است، برخی محققان تلاش کرده اند تـا بـا تلفیـق مـواردمشابه، فهرست خلاصه تری ارائ ه دهند تا ذهن مدیر پروژه برای برنامه ریزی مـدیریت ذی نفعـانمتمرکزتر باشد. یکی از این دسته بندی ها توسط هنریک و ریچاردسون (2013) و به طـور مشـابهتوسط زو (2009) ارائه شده است که شامل 8 گروه اصلی ذی نفع به شرح زیر است:
سرمایهگذار پروژه1: شخص یا گروهی که تمام هزینههای اجرا و هزینه های عملیاتی بعـد ازاجرا را میپردازد و سود سرمایهگذاری را دریافت میکند.
مجری پروژه2: معمولاً یکی از مدیران ارشد سرمایهگذار یا مصرفکنندگانی است که قبل از پروژه، نیاز به نوآوری پروژه و توان سودآوری آن را شناسایی کرده و سرمایه گـذار را مجـاببه تأمین مالی پروژه کرده است. در برخی از پروژهها، پیمانکار یا یـک ارگـان م یـانی، نقـشحمایت مالی را نیز انجام داده و اسپانسر پروژه می شود تـا اجـرا ی پـروژه بـه وقفـه نیفتـد و هزینههای انجامشده را بهمرور از سرما یهگذار پروژه باز پس می گیرد.
مصرفکنندهها3: افراد یا گروهی هستند که محصول پروژه را خریداری می کنند. این گـروه،سود خود را در خرید محصول پروژه می دانند و با هدف کسب ایـن سـود هزینـه مـیکننـد .
هزینه این گروه همان درآمد سرمایهگذار پروژه و منشأ سود وی است.
کاربران پروژه4: افراد یا گروهی که پروژه را پس از دوره اجرا به نماینـدگی از سـرمایهگـذارراهبری میکنند. به بیانی دیگر، افراد شاغل در پروژه در زمان بهرهبرداری هستند.
مدیر پروژه و تیم پروژه5: مدیر و تیم پروژه گروهـ ی هسـتند کـه طـی دوره اجـرای پـروژهفعالیت ها را راهبری می کنند. این افراد ممکن است پس از پایان پروژه برای ایفای نقـش هـایدیگر در سازمان بمانند یا برای فعالیت در پروژهای دیگر از پروژه قبلی جدا شوند.
پیمانکار6 (تأمینکننده اصلی): ممکن است این افراد از میان دپارتمان مهندسی یا دپارتمـانسیستمهای اطلاعاتی سازمان سرمایهگذار یا همان مالک پروژه انتخاب شوند یـا از شـرکتپیمانکاری مستقلی باشند (ترنر، 1995 و 2003).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 The owner or investor
.2 The project sponsor or project executive
.3 The consumers
.4 The operators or users
.5 The project manager and project team
.6 The senior supplier
ناوریزمستان
سایر تأمینکنندهها1: این گروه افرادی هستند که کالا، مواد اولیه، کـار یـا خـدمات را بـرایپروژه فراهم میکنند.
جامعه2: دغدغه جامعه طی حیات پروژه از پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی پـروژه اسـت
(اتکینسون، 1999).
روش شناسی پژوهش
این پژوهش از نوع کاربردیـ توسعه ای اسـت کـه ضـمن اسـتفاده از روش هـای ارا ئـ هشـده درتحقیقات قبلی، به دنبال غنا بخشیدن در زمینه به کارگیری روشی به منظور رسیدن به هدف مدنظر این پژوهش، یعنی ارائه سیستم پشتیبان تصمیم برای مدیریت خواستههای ذینفعان است. شکل 2 مراحل توسعه سیستم پشتیبان تصمیم پیشنهادی را نشان می دهد. توضیح اینکه برای پیشـبردگام های 1 تا 8 باید تیمی مشارکت داشته باشد که اعضای آن ضمن شناخت مناسب از ذی نفعان مختلف پروژه، در این تصم یمگیری تا حد امکان درگیر تضاد منافع نباشند. برای این منظور، تیمی شامل مدیر پروژه، مشاوران وی و مدیران اجرایی مختلف پروژه توصیه م یشود.

شکل 2. چارچوب، مراحل طراحی و پیاده سازی سیستم پشتیبان تصمیم پیشنهادی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Other suppliers
.2 The public
شناخت ذی نفعان: برای شناسایی ذی نفعان، با اتکا به فهرست توصیه شده توسط زو (2009) و هنریک و ریچاردسون (2013)، هشت گروه اصلی ذی نفعان به شرح زیر توصیه مـی شـو د که با توجه به هر پروژه، ذی نفعان مطرح در هـر گـروه در صـورت وجـود، قابـل شناسـاییهستند. این گروه ها عبارت اند از: سرمایه گذار پروژه، مجری پروژه، مصرف کننده ها، کـاربران پروژه، مدیر و تیم پروژه، پیمانکار، سایر تأمین کننده ها و جامعه. شایان ذکر اسـت کـه ایـن مدل دستهبندی ذی نفعان، در بسیاری از مقالات از جمله مقالات ترنر و زالین در سال 2012 نیز به کار برده شده است.
تعیین وزن یا همان اهمیت نسبی ذی نفعان: در این مرحله با انجام مقایسـات زوجـی1 در دو بعد قدرت و رغبت (مستخرج از روش ماتریس قدرت ـ رغبـت PMBOK) بـه هـر یـک ازذی نفعان، وزن نرمالی بین صفر تا 1 تخصیص داده می شود به صورتی کـه جمـع وزن تمـامذی نفعان برابر با 1 خواهد شد.
تعیین انتظارهای هر ذی نفع: با توجه به اینکه هدف ایـن پـژوهش کمـک بـه مـدیران در راستای پایش رضایت ذی نفعان در فازهای مختلف پروژه اسـت ، بایـد در فازهـای مختلـفپروژه انتظارهای هر ذینفع شناسایی شود. برای فاز خاتمه پروژه، از معیارهـایی کـه ترنـر وزالین (2012) پیشنهاد داده اند، بهره برده ایم، ولی تصمیم گیرنـدگان اجـازه دارنـد معیارهـایدلخواه خود را نیز به این فهرست اضافه کرده یا برخی از موارد موجود را حـذف یـا اصـلاحکنند. برای فازهای مطالعه و اجرا نیز پرسشنامههایی طراحی شده اسـت کـه بـااسـتفاده ازنظرهای نمایندگان هر ذی نفع در یک پروژه تکمیل میشود.
تعیین میزان اهمیت و اولویت انتظارات برای ذی نفعـان مختلـف: میـزان اهمیـت انتظـاراتدرفازهای مختلف پروژه و برای ذی نفعان متفاوت در همان پرسشنامه های مرحله قبل ثبت و استخراج می شود. این اعداد بین صفر (کمتـرین میـزان اهمیـت) و 20 (بیشـترین میـزاناهمیت) در نظر گرفته شدهاند، به صورتی که میتوان به وسیله آنها، انتظارات را با یکدیگر یـاطی فازهای مختلف پروژه با خودشان مقایسه کرد. در مرحله اجرای مدل بهینه سـازی (گـامدهم) همین وزنها را به ضرایبی بین صفر و 1 تبدیل کرده و به عنـوان ضـریب اهمیـت در مدل بهینه سازی وارد میکنیم.
شناخت تیپ شخصیتی ذی نفعان و وزندهی به هر یک از آنها: یکـی از روش هـای رایـج ومقبول برای شخصیتشناسی، آزمون MBTI است که تیپ شخصیتی افراد را به 16 گـروهدسته بندی میکند. کیرسی (1998) طی مطالعات خود، ایـن 16 گـروه را بـه چهـار مشـ رب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Pairwise comparisons
شامل تجربهگرا، سنتی، منطقی و ایدهآل گرا طبقهبنـدی کـرده اسـت . پـس از دسـته بنـدی ذی نفعان به چهار مشرب، با در نظر گرفتن مشـربهـا و ضـرایب بـرآوردهسـازی تخمینـی درجشده در شکل 3، به اقدامات لازم برای تأمین خواسته های ذی نفعان در مدل بهینه سازی وزنی اختصاص داده می شود.

شکل 3. وزن دهی به خواسته های هر تیپ شخصیتی متفاوت

شناسایی اقدامات قابل اجرا برای تأمین رضایت ذی نفعان: در گام سوم، انتظـارات ذی نفعـاندر سه فازآغازین و مطالعاتی، اجرایی وخاتمه، تدوین شده است. در این گام، متناسب با هر انتظار، اقدام های مناسبی تعریف می شود که با توجه به ماهیت پویای پروژه، میتواند در هـرپروژه و هر بازه زمانی متفاوت باشد .
برآورد هزینه و زمان لازم برای اقدامات شناسایی شده: در مسئله اصلی مورد بررسی در ایـن
مقاله، محدودیتهایی وجود دارند که از بیشینه شدن متغیرهای تصمیم جلوگیری می ک ننـد و دربردارنده منابعی چون هزینه، زمان و نیروی انسانی هستند. برای سهولت در ایـن تحقیـق،منابع غیرزمانی ـ مانند نیروی انسانی ـ نیز به واحد هزینه تبدیل شده اند. عـلاوه بـر تعیـیناین مقادیر، لازم است کل بودجه و زمان قابل تخصیص به حـوزه مـدیریت ذی نفعـان نیـزبرآورد شده یا از اسناد پروژه استخراج شود تا در مرحله اجرای مـدل (گـام دهـم) بـه عنـوانسقف قابل تخصیص هزینه و زمان اعمال شوند.
برآورد روابط هم افزایی و تداخل میان انتظارات مختلف: با توجه به شرایط حاکم بر پـروژه وروابط بین ذی نفعان، افزایش رضایت یک ذی نفع با توجه به معیاری خـاص، الزامـاً افـزایشرضایت سایر ذی نفعان را بههمراه نخواهـد داشـت. از طـرف دیگـر، گـاهی تـأمین یکـی ازانتظارات ممکن است موجب سهولت تأمین انتظار دیگری نیز شـود . از ایـن رو لازم اسـتاین روابط هم افزا یا تداخل آفرین استخراج شده و در محاسـبات لحـاظ شـود . بـرای تعیـین میزان هم افزایی یا تداخل بین انتظارات، پارامتری با مقداری