های تغییر دارد که دیگران متوجه آنها نشده اند.خلاقیت مستلزم تفکر متفاوت اندیشیدن است.خلاقیت توانایی کوشش برای آزمون سایر روشها وشیوه ها خلاقیت فرایندی است که در برخورد با مسائل پیذا می شود واز غیر منتظره ناشی می شود(همان منبع،ص352).
ورتون:خلاقیت راتوانایی درایجاد اندیشه ها نظریه ها،بینش ها واشیاء جدید وبازسازی مجدد درعلوم و سایرزمینه ها می دانن که محور اصلی تعریف ورتون همان تازگی و ارزش است (همان منبع ،ص353).
اشتنبرگ:تفکر خلاق راقدرت ابتکار انعطاف پذیری وحساسیت دربرابر نظریاتی می داند که یادگیرنده را قادر می سازد خارج ازتفکر نامعقول به نتایج متفاوت وموادی بیندیشد که حاصل آن رضایت شخص وخشنودی دیگران خواهد بود درفرهنگ روانشناسی ها آمده است که خلاقیت همان تمایل به ذوق وابداع گری است که درهمه افراد به طور بالقوه وجود دارد که با محیط اجتماعی وفرهنگی ارتباط دارد .شرایط مناسب لازم است که این تمایل طبیعی به خود شکوفایی برسد (خان زاده،1355،ص50).
مایروایزیرک:تعریف ساده وروشنی ازخلاقیت ارائه می دهد.خلاقیت توانایی حل مسئله ای است که قبلاً آنها رانیاموخته است.این تعریف شامل دوعنصر است:1- راه حلی که مسئله را حل کند2- این راه حل برای کسی که مسئله را حل کند تازه باشد(همان منبع،ص51).
خلاقیت ازدیدگاه فروید:
فروید بنیانگذارروانکاوی نظرات متفاوتی رادرارتباط با منبع وخاستگاه خلاقیت ارائه میدهدکه عبارت
است از:1- منبع خلاقیت همان تضاد است .2- خلاقیت افکار واندیشه های تازه درتقلیل واضطراب ناشی ازتضاد تأثیردارد.3- تفکرخلاق شکل عالی تخیلات آزاد و بازی های دوره کودکی است.
4- فرد مبتکروخلاق معمولاً افکار وعقاید تازه را می پذیرد.5- تجربیات دوران کودکی درپیدایش افکار تازه کاملاً تأثیر دارد،این افکار ادامه همان تجربیات پیشین آنهاست(فیشانی،1377،ص68).
خلاقیت از دیدگاه گیلفورد:
گیلفورد خلاقیت رابا تفکر واگرا(دست یافتن به رهیافتهای جدید برای حل مسأله)در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ صحیح)مترادف می دانست.درنظریه گیلفوردتفکر واگرااز چند عامل مختلف تشکیل یافته که به شرح زیر است:
سیالی(روانی):تولید تعدادی اندیشه دریک زمان معین.
انعطاف پزیری (نرمشی):تولید اندیشه های متنوع وغیرمعمول وراه حل های مختلف برای یک مسئله.
تازگی(اصالت):استفاده ازراه حل های منحصر بفرد ونو.
گسترش(بسط):تولیدجزئیات وتعیین تلویحات وکاربرد ها .
ترکیب:کنار هم قرار دادن اندیشه های ناهمخوان.
تحلیل:شکستن ساختارهای نمادین به عناصر تشکیل دهنده.
سازمان دادن:تغییرشکل دادن طرح ها،کارکردها ومواداستفاده(سیف،1382،ص41).
خلاقیت از دیدگاه والاس:
فرایند خلاقیت از دیدگاه والاس به 4مرحله زیر تشکیل می شود:
1-آمادگی:مرحله ای است که در آن هم جوانب مسأله مورد تحقیق وبررسی قرار می گردد ودراصل دوره ای ازشناسایی مسأله وجمع آوری حقایق به شمار می رود یکی ازروشهای مفید دراین زمینه مطالعه عقاید ونظرات دیگران درباره آن موضوع است فرد با آشنایی با نظرات دیگران ومراحلی که
طی کرده اند بسیاری ازواقعیتها ومشکلات وموانعی را که درکار خودوجود دارد بهتر درک می کند اما بعد ازآن برای رشد افکار خویش باید نظریه های دیگران را رها نماید(همان منبع،ص42).
2- نهفتگی:دراین مرحله ظاهراً نوعی توقف درکارها دیده می شود وفرد هیچ گونه تلاش برای رسیدن به نتیجه انجام نمی دهد دراین مرحله ممکن است حتی راجع به خود مسأله هم فکر نشود وبعضی ازروانشناسان معتقدند که دراین مرحله ذهن ناخودآگاه آن رادنبال می کند.گاهی دیده شده بعضی از افراد مسئله ای را که روی آن کار می کنند به عمد کنار می گذارند وبه فعالیت های دیگران می پردازند تا برای حل مسئله آمادگی کافی به دست آورند.
3- اشراق : این مرحله درفرایند خلاقیت جایگاه خاصی دارد دراین مرحله فرد خلاق اندیشه،مفهوم یا راه حل مسأله رابه طور ناگهانی درمی یابد فرد خلاق ودرطول کار طبیعتاً با موانعی برخورد می کنند که کار او را دچار وقفه می سازد وامکان هرگونه پیشرفت را از او سلب می کند ولی ناگهان موضوع روشن می گردد وفرد می تواند همه موانع را از سرراه بردارد(همان منبع،ص43).
4- اثبات:مرحله ای است که درآن ایده ای که طی سه مرحله قبلی به دست آمده است مورد سنجش قرار می گیرد تااعتبار یا عدم اعتبار آن معلوم شود گرچه این مراحل عموماً رعایت نمی شود اما بدین معناست که آنها راباید بطور تغییر ناپذیری درهروله اتفاقی بیفتد یا اینکه دریک توالی زمانی روی بدهد هر مرحله ممکن است نمایان گرها ویا سالها طرح ریزی یا مطالعه باشد درحالی که درسایر موارد این مرحله می تواند دریک روز اتفاق بیفتد به اعتقاد جیمز گالاگر(1974) همه آنهایی که افراد خلاق رامورد مطالعه قرار می دهند با این نظر موافقند که دراین فرایند یا توالی مراحلی وجود که فرد خلاق دراعمال خلاقه اش آنها راطی می کنند اگرچه تاکنون واژه های بسیار گوناگون برای توصیف این مراحل بکار رفته است اما واژه های پیشنهادی والاس(1926) بیشترین کاربرد رایافته است.همان طور که گفته شد والاس فرایند خلاقیت راشامل چهار مرحله می داند(آمادگی ،نهفتگی،اشراق،اثبات) بر
اساس این چهارمرحله می توان جدولی شناختی می باشد.عامل شخصیتی دریک متخصص دارای تفکر واگرا چنان است که احتمالاً تاحدودی فردی ناهماهنگ محسوب می شود که تشخیص آن برای دیگران ممکن نیست(گالاگار،ترجمه مهدی زاده،1368،ص62).
عمل فکری عمده درمرحله ای اثبات، تفکرهمگرا وارزشیاب احساس می کند که با قضاوت کردن در ایده ها واشخاص نیازمند است با اعتقاد گالاگر(1974)دلیل متقاعد کننده ای وجود دارد که توجه بیش از حد به هر یک از این مانع از رشد استعدادها در مراحل دیگرشود به عنوان مثال ،استعدادعالی در تفکر همگرا احتمالا موجب آن می شودکه فرد در اظهار نکردن مردد باشدمگر آنکه دلیل محکمی برای نظریاتش وجود داشته باشد،دانش آموزی که از روی عادت با این تعریف پاسخ می دهد یقینا” شخصیت یا نگرش لازم برای تن دادن به خطر راکه مستلزم تفکر واگراست به دست نخواهد آورد وبا همین نمو فردی که در تفکر واگرا متخصص می شودممکن است آنقدر به نامرتبتی دچار شود که قادریا علاقمند نباشدکه هیچ یک از این مراحل (که ظاهرادرلحضه معین از زمان احتیاج است)تقویت کنیم.درجدول (1-2)ملاحظه می شود که عوامل شخصیتی ونگرش مورد لزوم برای خوب اجرا کردن
فردی که سخت کوش،صمیمی دارای انگیزه های عالی است می توان با جمع آوری حقایق واطلاعات شخصیتی یا نگرش مورد لزوم در یک متخصص حافظه شناختی چنان است که نیاز اوبه درست بودن ومورد تأیید قرار گرفتن از پاسخهای غیرعادی،منفرد دورازمسیراصلی می باشد خطراحمق جلوکردن را(چیزی که درتفکرواگرا باید پذیرا شود) برای او غیرقابل تحمل است به مقدار زیاد ازمنابعی مانند کتابهای مرجع ودایره المعارفِ ضمیر خود رانشان داده اما عامل اوفقط با جمع آوری حقایق موافق است،زیرا این برای کسب یک منزلت فکری خاص روش بسیار مطمئن وتأیید شده است عمل فکری عمده درمراحل نهفتگی واشراق تفکر واگرا است دراینجا فرد سعی می کند،دیدی تازه نسبت به مطالبی که جمع آوری شده است پیدا کند طریقی تازه برای سازمان بندی آن بیابد وبه آن یگانگی دست یابد.که قبلاً آن را درک نکرده است.این فردرامکلف می کندکه یک رشته پرسشهای فکری داشته باشد وازاشتباه نهراسد،مراحل آمادگی واثبات تا حدودی متفاوت با عوامل شخصیتی ونگرشهای مورد لزوم برای خوب اجرا کردن مراحل آمادگی واثبات تا حدودی متضاد با عوامل شخصیتی ونگرشهای مورد لزوم درمراحل نهفتگی واشراق می باشد درواقع تنها یک فرد استثنایی توانایی آن را دارد که یکی ازاین استعدادها را به نفع دیگری مسکوت بگذارد وشاید به این علت است که فرد واقعاً خلاق درفرهنگ دیگرنادروکمیاب است حکم کمیاب رادارد(همان منبع،ص64).
مراحل فرایند خلاقیت
قالب مورد نیازعمل فکری عمدهعامل شخصیت یا نگرش مورد نیازآمادگی
مرتب به خوبی سازمان یافته حافظه شناختی سخت کوش،توجه مداومنهفتگی
نامرتبتفکر واگراآزادی فکریاشراق
اغلب مخشوش ونامنسجمتفکر واگراریسک کردن،تحمل شکست وابهاماثباتمرتب،به خوبی سازمان یافته به هرروش بیان شدهتفکرواگرا،
تفکرارزشیابانضباط فکری،پیروی ازیک توالی منطقی

جدول(1-2):انتظار ما درمورد مراحل مختلف فرایند خلاقیت
اهمیت خلاقیت:
شاید قدری شگفت انگیز باشد اما زندگی بدون خلاقیت مشکل وطاقت فرسا است،اگرازبلندترین مکان زندگی کنونی به گذشته نگاهی بیندازیم درخواهیم یافت که زندگی کنونی چقدر از نظر امکانات وتجهیزات باگذشته تفاوت کرده است(پیرخالقی،1387،ص38).
خلاقیت موضوعی غریب وناآشنا نیست که برای وجودآن نیاز به استدلال باشد،خلاقیت به عنوان استعدادی قدرتمند درنهاد آدمی ازهمان دوران کودکی وجود دارد بااین حال خلاقیت درمراحل ابتدایی زندگی تکامل یافته نیست وبه دلیل نیازبه توجه،هدایت وتربیت دارد(همان منبع،ص14).
مبانی روانشناسی خلاقیت:
آثارفیزیکی درفرایندآفرینش تصورات،شکلی پویا وسازمان یافته ای است که پس ازدرک مستقیم تاحدودزیادی قابل کنترل است.این پیش نیازآگاهانه بودن امرخلاقیت درمغزاست.نزدیکترین وحقیقی ترین چکیده را”هانری پوانکار” ریاضی دان معروف فرانسوی نوشته است که می گوید:”حین کارناخودآگاه امکان ندارد یابه هرحال مثمر ثمرنیست مگرآنکه قبل وبعدش همراه بادوره ای ازکارآگاهانه باشد.
(اکس اس،اسبورن،1992)
استدلال لارنس گوبی به این بودکه فقط قسمت نیمه آگاه دارای انعطاف لازم برای تفکراست واعتقاد داشت که قسمت ناخودآگاه غیرقابل انعطاف وکودن است.(فیشانی،1377،ص62).
کارل راجرز تئوری شخصیت رابرای بررسی خلاقیت مورد استفاده قرارمی دهد بااین کار وی برباز فکری روانی بر زیانهای ارزیابی که منجربه اتخاذ دفاعی می شود واهمیت این موضوع که شخصیت