رصد) در گروه تمرینی محیط طبیعی از دیگر سازگاریهای مشاهده شده در پژوهش حاضر است (جدول 2)، که این افزایش با پیشینه همخوانی دارد. به طور مثال بارنت و همکاران (2004) پس از هشت هفته تمرین تناوبی شدید، افزایش معنادار PPO و MPO را در 16 مرد فعال گزارش کردند (6). بورگومستر و همکاران (2005) نیز نشان دادند که دو هفته تمرین تناوبی شدید (3 جلسه در هفته) در مردان فعال موجب افزایش معنا دار PPO و MPO می شود (8). همچنین فرزاد و همکاران (1390) افزایش معنادار 9/34 و 3/29 درصد را به ترتیب در ش اخصهای بی هوازی PPO و MPO با به کارگیری تمرین تناوبی شدید روی 15 کشتی گیر تمرینکرده گزارش کردند (3).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

دلایل احتمالی افزایش حداکثر توان و میانگین توان بی هوازی را می توان افزایش سوبستراهای در دسترس عضله دانست. برای مثال روداس و همکاران (2000) افزایش معنادار فسفوکراتین (31 درصد) و گلیکوژن عضلانی (32 درصد) را پس از دو هفته تمرین روزانه تناوبی شدید گزارش کردند (28). همچنین بورگومستر و همکاران (2005) افزایش محتوای استراحتی گلیکوژن عضله (26 درصد) را با شش جلسه تمرین تناوبی شدید در طول دو هفته گزارش کردند (8). یکی دیگر از سازوکارهای بهبود اجرای بیهوازی در اثر تمرینات تناوبی می تواند تغییر در نیمرخ تارهای عضلانی باشد. در همین زمینه جاکوبز و همکاران (1987) به دنبال شش هفته تمرین تناوبی شدید افزایش معنا داری را در تارهای تندتنش اکسایشی(FTa) و کاهش غیرمعناداری را در تارهای کندتنش(ST) گزارش کردند (17). افزایش آنزیم های بی هوازی میتواند یکی دیگر از سازوکارهای بهبود عملکرد بی هوازی باشد. برای مثال لینوسیر7 و همکاران (1993) افزایش حداکثر فعالیت فسفوفروکتوکیناز (20درصد) و لاکتات دهیدروژناز
(19درصد) را پس از هفت هفته تمرین تناوبی شدید گزارش کردند (22). مک دوگال8 و همکاران (1998) نشان دادند که هفت هفته تمرین تناوبی شدید به افزایش معنادار فعالیت آنزیم های هگزوکینازو فسفوفروکتوکیناز پس از تمرینات منجر می شود (25) که در مطالعه حاضر اندازه گیری نشده اند، ولی از یافته های مذکور می توان نتیجه گرفت که احتمالاً بخشی از بهبود عملکرد بی هوازی در محیط طبیعی و گرم در این مطالعه می تواند مربوط به افزایش آنزیم های بی هوازی (22،25)، افزایش سوبستراهای در دسترس عضله (28)، صرفه جویی در مصرف محتوای گلیکوژن عضله (8) و تغییر در نیمرخ تارهای عضلانی (17) باشد.
مطالعات مربوط به سازگاری گرمایی به طور مستند نشان داده اند که با ایجاد سازگاری های فیزیولوژیکی بسیار می تواند عملکرد بی هوازی را بهبود بخشد. این سازگاری های فیزیولوژیکی ناشی از سازگاری گرمایی شامل افزایش آستانه لاکتات و کاهش لاکتات تولیدی عضلات (36)، افزایش پاکسازی لاکتات و متعاقب آن افزایش نیروی تولیدی عضلات (30،36) و همچنین صرفه جویی در مصرف گلیکوژن عضلات (13،36) است. بنابراین فرض اینکه سازگاری گرمایی عملکرد بی هوازی را بهبود می بخشد، منطقی است و با توجه به مکانیسم های ذکرشده تمرین تناوبی با شدت بالا در بهبود عملکرد بی هوازی، می توان نتیجه گرفت هنگامی که این تمرین در محیط گرم انجام می گیرد، محیط گرم به عنوان یک اضافه بار عمل می کند و پس از یک دوره تمرین در این شرایط محیطی، بر اثر سازگاری گرمایی کسب شده، فواید عملکردی این تمرین نسبت به محیط طبیعی برجسته تر می شود که این دلیلی برای افزایش معنادار میانگین توان بی هوازی گروه تمرین تناوبی محیط گرم نسبت به محیط طبیعی است.
از آنجا که میانگین توان بی هوازی شاخص مقاومت در برابر خستگی است، میتوان نتیجه گرفت که انجام تمرین تناوبی در محیط گرم، موجب بهبود بیشتر شاخص مقاومت در برابر خستگی نسبت به انجام این تمرین در محیط طبیعی میشود. همچنین با توجه به اینکه حداکثر توان بی هوازی مستقل از مقاومت در برابر خستگی بوده و تفاوت حداکثر توان بین دو گروه تمرینی معنادار نبود، می توان گفت که تمرین تناوبی شدید در محیط گرم مزیت چندانی نسبت به انجام این تمرین در محیط طبیعی ندارد، زیرا عوامل مداخله گر دیگری چون انتقال تارهای عضلانی به سمت تارهای تندانقباض و سیستم انرژی کراتین فسفات که از جمله تعیین کننده های حداکثر توان بی هوازی هستند، نتوانسته اند به طور مؤثری نسبت به گروه طبیعی تقویت شوند.
به طور کلی نتایج نشان داد دو هفته تمرین تناوبی با شدت بالا در محیط گرم، عملکرد هوازی وبرخی شاخص های عملکرد بیهوازی را نسبت به محیط طبیعی بهطور معناداری افزایش میدهد.

بنابراین به نظر می رسد عوامل مذکور در مکانیسم سازگاری گرمایی می تواند آثار تمرین تناوبی با شدت بالا را در محیط گرم نسبت به محیط طبیعی برجسته تر سازد و گرما را به عنوان یک مکمل تمرینی استفاده کند. به هر حال از آنجا که در زمینه تأثیر تمرین تناوبی شدید در محیط گرم بر عملکرد هوازی و بیهوازی مطالعهای یافت نشد، قضاوت در خصوص تأثیر تمرین تناوبی شدید در محیط گرم بر عملکرد هوازی و بیهوازی به مطالعه بیشتری نیاز دارد.
منابع و مĤخذ
بیاتی، مهدی؛ قراخانلو، رضا؛ آقاعلی نژاد، حمید؛ فرزاد، بابک. (1390). »تأثیر برنامه تمرین تناوبی سرعتی شدید بر اجرای هوازی و بی هوازی مردان تمرین نکرده«، پژوهش در علوم ورزشی، ص 40-
.25
ستاری فرد، صادق؛ گایینی، عباسعلی؛ چوبینه، سیروس. (1391). »تغییرات کورتیزول و لاکتات خون ورزشکاران پس از یک جلسه فعالیت ورزشی در شرایط دمایی سرد، گرم و طبیعی«، مجله غدد درون ریز و متابولیسم ایران. ص 177-169.
فرزاد، بابک؛ قراخانلو، رضا؛ بیاتی، مهدی؛ آقاعلی نژاد، حمید؛ بهرامی نژاد، مرتضی؛ محرابیان، فرهاد.
(1390). »اثر یک دوره تمرین تناوبی شدید بر منتخبی از شاخصهای عملکرد هوازی، بیهوازی و هماتولوژیکی ورزشکاران«، پژوهش در علوم ورزشی، ص 88-69.
Aleksander Tayka TP. The influence of ambent temperature on power anaerobic thershold determinedbased on blood lactate concentration and myoelectric signals. 2009.
Astorino T, Baker J, Brock S, Dalleck L, Goulet E, Gotshall R, et al. Physiological Responses of Distance Runners during Normal and Warm Conditions. Journal of Exercise Physiologyonline. 2013;16(2).
Barnett C, Carey M, Proietto J, Cerin E, Febbraio M, Jenkins D. Muscle metabolism during sprint exercise in man: influence of sprint training. Journal of Science and Medicine in Sport. 2004;7(3):314-22.
Bartlett JD, Close GL, MacLaren DP, Gregson W, Morton JP. High-intensity interval running is perceived to be more enjoyable than moderate-intensity continuous exercise:
implications for exercise adherence. Journal of sports sciences. 2011;29(6):547-53.
Burgomaster KA, Hughes SC, Heigenhauser GJ, Gibala MJ. Six sessions of sprint interval training increases muscle oxidative potential and cycle endurance capacity in humans. Journal of applied physiology. 2005;98(6):1985-90.
Chen T-I, Tsai P-H, Lin J-H, Lee N-Y, Liang M. Effect of short-term heat acclimation on endurance time and skin blood flow in trained athletes. 2013.
Dupont G, Akakpo K, Berthoin S. The effect of in-season, high-intensity interval training in soccer players. The Journal of Strength & Conditioning Research. 2004;18(3):9-584
Esfarjani F, Laursen PB. Manipulating high-intensity interval training: Effects on, the lactate threshold and 3000m running performance in moderately trained males. Journal of science and medicine in sport. 2007;10(1):27-35.
Febbraio M, Snow R, Stathis C, Hargreaves M, Carey M. Effect of heat stress on muscle energy metabolism during exercise. Journal of Applied Physiology. 1994;77(6):2827-31.
Febbraio MA, Snow R, Hargreaves M, Stathis C, Martin I, Carey M. Muscle metabolism during exercise and heat stress in trained men: effect of acclimation. Journal of Applied Physiology. 1994;76(2):589-97.
Gibala MJ, Little JP, Van Essen M, Wilkin GP, Burgomaster KA, Safdar A ,et al. Short‐term sprint interval versus traditional endurance training: similar initial adaptations in human skeletal muscle and exercise performance. The Journal of physiology.
2006;575(3):901-11.
Horowitz M, Parnes S, Hasin Y. Mechanical and metabolic performance of the rat heart: effects of combined stress of heat acclimation and swimming training. Journal of basic and clinical physiology and pharmacology. 1993;4(1-2):139-56.
Horowitz M, Shimoni Y, Parnes S, Gotsman M, Hasin Y. Heat acclimation- Cardiac performance of isolated rat heart. Journal of Applied Physiology. 1986;60(1):9-13.
Jacobs I, Esbjornsson M, Sylven C, Holm I, Jansson E. Sprint training effects on muscle myoglobin, enzymes, fiber types, and blood lactate. Med Sci Sports Exerc. 1987;19(4):368-74.
Kirwan JP,