میال غریزی که هرگز هشیار نبوده اند در نهاد نگه داشته می شوند . در سرکوبی واقعی ، افکاری که در ابتدا هشیار بوده اند توسط سرکوبی نهاد ناهشیار رانده می شوند .
اضطراب جدایی : هنگامیکه ما از نظر روانی رشد می کنیم شیوه های قدیمی رفتار را کنارمی گذاریم ورفتارهای جدیدی را فرا می گیریم که برای فرایند رشد مناسبتر هستند . با این حال گاهی اوقات برداشتن گام بعدی تهدید کننده است .
امکان دارد فرد ترجیح دهد در همان مرحله ای که قبلا بوده بماند . در این
صورت ممکن است بگوییم که او تثبیت شده است ممکن است یک کودک در مادرش تثبیت شود وهرگز نخواهد پیوندهایش را قطع کند . فروید نوشت که احتمال دارد کودک بیشتر بخاطر ترس نه عشق تحت نفوذ وکنترل مادرش بماند . اولین ترس را اضطراب جدایی نامید .
اضطراب اختگی : افسانه ادیپ که براساس آن پسر پدرش را می کشد ودر طی آن دلبستگی به مادر خصومت روز افزون نسبت به پدر ظاهر می شود پسر بصورت ناهشیار میل دارد با مادرش ازدواج کند همراه با عقده ادیپ ، اضطراب اختگی بوجود می آید که در این حالت پسر می ترسد از اینکه پدرش او را اخته کند . (ویلیام لاندین ، 1920)
الیس : اضطراب را نتیجه طرز تفکر غیر منطقی وغیر عقلانی می داند
( شفیع آبادی وناصری ، 1365).
فرید فرام ریچمن می گوید : اضطراب پیوند روانشناختی نزدیک با تنهایی دارد ، او اعتقاد دارد که حالات عاطفی که توسط تئوریسینها میزان اضطراب معرفی گردیده در تحقیق حالاتی ا زتنهایی یا ترس از تنهایی می باشد .
( مانفرواکرالپتیز ، 1369)
پرز : معتقد است که اضطراب فاصله و شکاف میان حال و آینده است انسان بدان دلیل مضطرب می شود که وضعیت موجود را رها میکند ودرباره آینده ونفشه های احتمالی که ایفاء خواهد کرد ، به تفکر می پردازد (شفیع آبادی وناصری ، 1365).
ارنست میلگارد : برای اضطراب سه معنی ذکر می کند :