ning, 2006). این دانه روغنی به عنوان یک محصول بومی تا آغاز این قرن که آمریکا آن را به یک محصول تجارتی عمده تبدیل کرد در انحصار آسیا باقی ماند. سویا در سال 1882 به برزیل راه یافت. برزیل اکنون یکی از تولید کنندگان و صادر کنندگان عمده سویا در جهان است. اروپائیان هم در قرن 17 با سویا به عنوان یک غذای عجیب شرقی آشنا شدند. سویا در سال 1790 به انگلستان راه یافت و در باغ‌های نباتی کاشته شد. در حال حاضر آمریکا بیشترین میزان تولید انواع سویا را در اختیار دارد که هر چند از حیث ظاهر شباهتی به هم ندارند اما از نظر ژنتیکی مشابه هستند. همچنین آمریکا بزرگ‌ترین صادرکننده سویا در دنیاست و همراه با چین و برزیل بیش از 90 درصد نیاز جهان را تأمین می‌کنند(Smith and Carvil, 1997). در سال‌های 1310 و 1316، انواعی از سویا از چین و هندوچین به ایران آورده شد و مورد آزمایش قرار گرفت. همچنین طی سال‌های 1318 و 1319 انواع مختلفی سویا از آلمان وارد کشور شد و در بنگاه اصلاح نباتات کرج مورد آزمایش قرار گرفت. تمام این آزمایشها حاکی از عملکرد خوب تولید بود. زراعت سویا به عنوان دانه روغنی از حدود سال 1342 با وارد کردن بذر آن به ایران در مناطقی مانند مازندران آغاز شد(وب سایت وزارت کشور). استان مازندران دارای شرایط آب و هوایی مساعد برای کشت سویا در کشور بوده و هر ساله حدود 30 هزار هکتار از اراضی آن به کشت سویا اختصاص مییابد که با توجه به متوسط عملکرد2700 کیلوگرم در هکتار، این محصول نقش مهمی را در تأمین بخشی از نیاز کشور به دانههای روغنی تأمین می کند(رعیت پناه، 1382). کنترل بیماری پوسیدگی ذغالی در زراعت سویا از اهمیت فراوانی برخوردار است. در استان مازندران در سال 1370 در شهرستان های جویبار و کیاکلا میزان آلودگی به بیماری تا 70 درصد نیز مشاهده گردید که در اثر شدت زیاد آلودگی بعضی از مزارع قابل برداشت نبوده است در این مناطق عملکرد محصول به 900 کیلو گرم در هکتار کاهش یافته بود(رعیت پناه، 1371). بررسی های انجام شده در سال های 81-80 نشان داد که ارقام و لاین های مختلف سویا واکنش های متفاوتی نسبت به بیماری پوسیدگی ذغالی نشان دادند که منجر به معرفی دو رقم متحمل به نامهای ساری و تلار در استان مازندران گردید(رعیت پناه و همکاران1381، رعیت پناه و همکاران 1383). هم اکنون مهم‌ترین مناطق کشت سویا در ایران به ترتیب شامل استان‌های مازندران، گلستان،لرستان، آذربایجان شرقی و دشت مغان است. از نظر پراکنش جغرافیایی این محصول، بیش از 90 درصد از اراضی زیرکشت سویا در استان‌های مازندران و گلستان قرار دارد. بنابراین وضعیت تناوب اراضی و به طور کلی الگوی کشت سالا‌نه در این دو استان نقش عمده‌ای در تعیین میزان سطح زیرکشت سویا در سطح کشور دارد(دفترآمار و فناوری اطلاعات وزارت کشاورزی، 1387). دانه سویا به طور متوسط حاوی 18 درصد روغن و44 درصد پروتئین است که می‌تواند مهم‌ترین ماده اولیه صنایع روغن‌کشی و تولید فرآورده‌های پروتئینی و خوراک دام باشد. در حال حاضر این دانه روغنی از نظر مجموع تولید و تجارت بین‌المللی مهم‌ترین دانه بقولا‌ت است(وب سایت وزارت کشور). جدول 1-1 و 1-2 سطح زیر کشت سویا را در عمدهترین کشورهای تولید کننده و همچنین در ایران و استان مازندران نشان میدهد.

جدول 1-1- سطح زیر کشت و میزان تولید سویا در دنیا وعمدهترین کشورهای تولید کننده طی سالهای 2003 تا 2006
میزان تولید(هزار تن)سطح زیر کشت(هکتار)نام کشور20062005200420032006200520042003سال7916078564753147274631351000303710002900045628506800آمریکا3627035461325463082114000000135410001297470013232400برزیل149001450014000137059100000890700082019708206870چین198001910018450180008215000761000075090006954000آرژانتین
جدول1-2- سطح زیر کشت و میزان تولید سویا درکشور و استان مازندران طی سالهای 1385 تا 1389
میزان تولید(هزار تن)سطح زیر کشت(هکتار)استان ها1389138813871386138513891388138713861385سال216002890040400313975/267931020012270172892010018106مازندران 1574401728381765801776271574437721082245863268617079281کل کشور
1-2- بیماری های سویا:
سویا دارای بیماری‌های قارچی، باکتریایی، ویروسی و نماتدی می‌باشد که از بیماری‌های قارچی میتوان به پوسیدگی ذغالی1 سویا، پوسیدگی فیتوفترایی سویا، بیماری لکه ارغوانی بذر سویا، لکه قهوهای سویا، زنگ سویا، سفیدک(کرکی) داخلی سویا، لکه موجی سویا، بیماری گیاهچه سویا و آنتراکنوز سویا اشاره نمود. از بیماری‌های باکتریایی معمولاً سوختگی‌های باکتریایی، خشکیدگی و پژمردگی باکتریایی و از انواع بیماری‌های ویروسی می‌توان ویروس موزائیک سویا را نام برد. از بیماریهای نماتدی سویا میتوان نماتد سیست سویا((Heterodera glycines و نماتد مولد گره سویا((Meloidogyne incognita را نام برد که این عوامل بیماریزا به ترتیب باعث ایجاد علائمی نظیر رنگ پریدگی بوتهها، کوتاه ماندن بوتهها، توسعه کم ریشهها، کاهش تعداد غدههای تثبیت کننده ازت، نکروزه وقهوهای شدن ریشهها، تشکیل گرههای نماتد در ریشه، کاهش تعداد غلاف و کاهش وزن هزار دانه میگردد. از میان بیماریهای قارچی پوسیدگی ذغالی یکی از مهمترین بیماری‌های شایع سویا است که سبب خسارت شدیدی به مزارع سویا شده و عملکرد را شدیداً کاهش می‌دهد.
1-2-1-پوسیدگی ذغالی(Soybean Charcoal Rot) :
عامل بیماری پوسیدگی ذغالی سویا قارچ M. Phaseolina میباشد. در زراعت سویا اسکلروتهای رها شده از بوتههای آلوده در خاک و بذور آلوده به عامل بیماری باعث انتقال بیماری از سالی به سال دیگر میگردند. اسکلروتهای موجود در خاک میتوانند سالهای زیادی بدون وجود میزبان در خاک زنده بمانند. شدت آلودگی زمانی که بوته ها در تنش رطوبتی یا کمبود مواد غذایی، فشردگی خاک، آلودگی به نماتدها و سایر عوامل بیماری زا باشند، به شدید ترین شکل دیده می شود. علائم بیماری در مرحله گیاهچه زمانی که شدت آلودگی در خاک زیاد باشد و در صورت کاشت بذور آلوده به عامل بیماری در شرایط خشک وگرم باعث پژمردگی و از بین رفتن بوتهها میگردد. در صورت وجود رطوبت و خنکی هوا قارچ عامل بیماری به صورت پنهان در بوتهها باقی مانده ومعمولا پس از گلدهی در شرایط استرس خشکی و گرما ظاهر می شود. این بیماری در درجه اول یک بیماری ریشه و طوقه است ولی می تواند در قسمت های هوایی گیاه نیز ظاهر شود. در بافت های آلوده، ریشه اصلی وقسمت پایین ساقه نوعی تغییر رنگ متمایل به خاکستری گسترش می یابد. سرانجام علائم بیماری گرداگرد ساقه را میگیرد وسبب زرد شدن برگها، پژمردگی ومرگ بوته می شود. در این مرحله با تشکیل اسکلروتها به صورت پوششی از پودر زغال مانند در روی اندامها و زیر اپیدرم نمایان می شوند به همین دلیل به این بیماری پوسیدگی زغالی گفته می شود(شکل1-1).
شکل1-1- پوسیدگی ذغالی سویا

1-2-2- بیماری پوسیدگی فیتوفترایی سویا (phytophtora rot of soybean):
بیماری پوسیدگی فیتوفترایی سویا برای اولین بار در شمال شرق هندوستان در سال 1948 گزارش گردید. اولین گزارش این بیماری از آمریکا در سال 1955 است. در این زمان این بیماری از استرالیا، کانادا، ایتالیا، ژاپن و شوروی گزارش گردید. این بیماری در شدت زیاد باعث کاهش شدید عملکرد و در روی ارقام حساس باعث 100 درصد کاهش محصول میگردد. شدت کاهش محصول در این بیماری به نوع رقم، میزان بارندگی و زهکشی خاک بستگی دارد. شدت این بیماری در خاکهایی با زهکش ضعیف و مناطقی با هرز آبهای سطحی بیشتر مشاهده میگردد. بیماری پوسیدگی فیتوفترایی سویا در هر مرحله از رشد سویا ممکن است اتفاق بیفتد. این بیماری باعث مرگ گیاهچه و پژمردگی بوتهها در مراحل بعدی میگردد. در ارقام غیر متحمل در صورت بروز آلودگی در ساقهها لکههای آبسوخته ممتد مشاهده شده، برگها به رنگ زرد و پژمردگی بوتهها مشاهده میگردند(شکل1-2). در این بیماری برگهای پژمرده شده چسبیده به بوتهها باقی میمانند. عامل بیماری قارچPhytophtora megasperma Drechs. F. sp. glycinea Kuan and Ervin است. در این قارچ اسپورانژیوفور ساده و در انتها تولید اسپورانژیوم(کنیدی) به ابعاد 53-32 ×65- 42 میکرومتر و بدون پاپیل میکند. اسپورانژیومهای تولید شده به راحتی توسط باد پراکنده میشوند. این اسپورانژیومها تولید وزیکول و زئوسپور کرده و یا این که میتواند مستقیماً جوانه زده و باعث گسترش آلودگی در مزارع گردند. درجه حرارت بهینه برای تولید زئوسپور 20 درجه سانتیگراد است. قارچ عامل بیماری بر روی بقایای گیاهان آلوده و همچنین بر روی گیاهان میزبان و یا با تشکیل اُاسپور با دیوارههای سخت و از طریق بذر از سالی به سال دیگر باعث انتقال بیماری میگردد.

شکل1-2- بیماری پوسیدگی فیتوفترایی سویا

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-2-3- بیماری مرگ گیاهچه :(Damping off)
قارچ عامل بیماری(Rhizoctonia solani) باعث پوسیدگی بذر قبل از جوانه زدن و همچنین بعد از جوانه زدن باعث مرگ گیاهچه میشود. در صورت شدت آلودگی این قارچ باعث کاهش 50 درصد بوتهها و 40 درصد محصول در برزیل و آمریکا شده است. قارچ عامل بیماری دارای دامنه میزبانی زیادی شامل محصولات زراعی، سبزیها، نباتات زینتی و درختان میوه میگردد. علائم آلودگی در مرحله گیاهچه در