34 یا 35 سالگی بدرود حیات گفت و این قطعه از آثار طبع خود او بر سنگ مزارش نقش بست :
این که خاک سیهش بالیــن اسـت اخــتر چــرخ ادب پرویـن اسـت
گرچه جز تلــخی از ایــام نـدیـد هر چه خواهی سخنش شیرین اسـت
صاحب آن همــه گفتــار امــروز ســائل فــاتحــه و یاسـین اسـت
دوستان به که ز وی یــاد کنـنــد دل بی دوســت دلی غمگین اسـت
خاک در دیده بسی جانفرســاست سنـگ بر سینـه بسی سنگین اسـت
بیند ایـن بســتر و عبـرت گیــرد هـر که را چشم حقیقت بین اسـت
هر که باشی و ز هـر جـا برســی آخــرین مــنزل هستی این اسـت
آدمــی گرچــه تــوانگــر باشد چون بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آن جــا کــه قضا حمله کند چــاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشــتن و پنــهان کــردن دهــر را رسم و ره دیـرین اسـت
خرم آن کس که در این محنت گاه خـاطری را سـبب تسکـین اسـت
(اعتصامی، 1384 : 83 )
2-2- سبک شاعری پروین اعتصامی
پروین سه گونه شعر دارد : قصاید کوتاه و بلند ، قطعات و مثنوی ها . شاهکارهای پروین را در میان قطعات او باید جستجو کرد. افکار بلند ، بیانات فصیح و باریک بینی های شاعر در قطعات اوست. پس از قطعات ، مثنوی های پروین با تسلط بیشتر سروده شده است و بعد آن قصاید شاعر جای می گیرد. پروین در قصیده های خود کوشیده است که از ناصرخسرو تقلید کند و در این تقلید چنان موفق شده است که مرحوم قزوینی می نویسد که به هیچ وجه از قصاید ناصرخسرو پایین تر نیست. در مثنوی گاهی از فریدالدین عطار و گاه از جلال الدین رومی پیروی کرده است. در قطعات به انوری و سنایی نظر داشته است. در برخی ابیات زبان سعدی و حافظ را به یاد خواننده می آورد. بیشتر قطعات او به شیوه ی سؤال و جواب یا “مناظره” به شاعران آذربایجان و عراق اختصاص داشته است.
دیوان پروین ترکیبی است از دو سبک و شیوه ی لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل و آن دو یکی شیوه ی شعرای خراسان ، خاصه ناصرخسرو است و دیگر شیوه ی شعرای عراق و فارس ، مخصوصا سعدی و از حیث افکار و معانی نیز بین افکار و خیالات عرفا و حکماست و همه ی این شیوه ها با سبک و اسلوب مستقلی ترکیب یافته است. زمان پروین ، زمان بهت و حیرت و دلهره است. پروین جهل مردم را می بیند و راهی برای گمگشتگان وادی نادانی می جوید و دردهای مردم را در لفافه ی کلمات و قالب های دلنشین شعر می ریزد. او به طور قاطعانه و مطلق به قضا و قدر اعتقاد دارد. قلمرو شعری او به مکان و زمان و حوادث خاص محدود نیست. او ، به طور عام ، رنج و غم مردم محروم را ، در هر کجا و هر روزگاری که باشند ، می سراید.
شعر پروین در نهایت روانی و استحکام است و هنر وی در آن است که از زبان همه چیز سخن می گوید : دام و دانه ، مور و مار ، خاک و باد ، مرغ و ماهی ، صیاد و مرغ ، و … و خواننده را در عالم هزار و یکشب سیر می دهد. به ندرت می خنداند. دائماً در فکر است. بیشتر نگران وظایف مادری است. وقتی که از این اندیشه ها خسته می شود ، به یاد لطف خدا می افتد و خواننده را با حقایق و افکار بلندتری آشنا می سازد.مضامین او ، گاهی و بلکه بیشتر از گاهی مضامین بکر یعنی خاص او نیست. پیش از او این مضامین را دیگران هم مکرّر گفته اند. گاهی مضمونی را که از شاعری توانا گرفته به همان خوبی به زبان شعر درآورده است.
پروین مانند هر شاعر توانایی ایجاد ترکیبات خاص به خود را دارد که در اشعار دیگران دیده نمی شود . مثلاً ” ره پوی” را به معنی رهرو و ” بدسری” را که اصطلاح خاص درباره ی چهارپایانی است که به فرمان نمی روند ، به معنی سرکشی و نافرمانی به کار برده است. در قافیه پردازی هم گاه اشکالاتی دارد ؛ مثلاً دال و ذال را که در قدیم از هم جدا می کردند ، رعایت نکرده است. پروین بر اثر مطالعه ی آثار گذشته ی ایران به مسائل عرفانی هم توجه کرده است و گاه بر اثر مطالعه ی آثار خارجی به مفاهیم شعر اروپایی اشاره هایی داشته است خلاصه از شعرای معاصر او کمتر کسی توانسته است به اندازه ی او در دل ها نفوذ کند و به قدر او مورد قبول عامه قرار گیرد.
3-2- زمانه ی پروین و اقتضائات آن
پروین در یک دوران تاریخی بسیار مهم و حساس ایران به دنیا آمد و زندگی کرد و از دنیا رفت. او در اسفندماه 1285 شمسی ، حدود هفت ماه پس از اعلام فرمان مشروطیت ، در تبریز چشم به جهان گشود. (درودیان ، 1377 : 13) دوران جوانیش مصادف با تغییر رژیم از قاجار به پهلوی و همراه با حوادثی است که برآیند مستقیم تغییر حاکمیت سیاسی در ایران بود.( اعتصامی ، 1373 : 10مقدمه ) و در فروردین 1320 هجری شمسی حدود پنج ماه پیش از سقوط رضاشاه و در حالی که جنگ جهانی آغاز و ایران به دست متفقین اشغال شده بود ، در تهران از دنیا چشم بربست.
زمانه ی پروین زمانه ی خون و آتش و فریاد بود دورانی که جلاد باغ شاه در رأس حوزه ی عدل و عدالت گستری قرار گرفته ، دشمنان مشروطه بر رأس امور جای گرفته و استبداد و اختناق و بدبختی بر کشور سایه گسترده بود.(دهباشی ، 1370 : 17-8) دوره ای که دهان فرخی شاعر را به دلیل اعتراض به استبداد حاکم ، دوخته و او را در زندان می کشند ، و “عشقی” شاعر انقلابی را به جهت افشای ماهیت و فریبکاری های آن به قتل می رسانند و ” سید حسن مدرس” را به شهادت می رسانند.
حال باید دید در چنین دوره ی دهشتناک و خفقان زده و در کشوری که غرور و شکوه آن پامال مشتی خودفروخته و دست نشانده ی اجانب شده و هزاران بدبختی به بارآورده اند ، شاعری جوان و پر احساس و مردم دوست از جنس زن ، درباره ی احساسات و باورها و آمال خود چه می تواند بگوید و چگونه بگوید و اقتضائات زمان ، او را به چه روش و مسیری سوق می دهد ؟ یقین داریم که پروین از روزگار خود تأثیر پذیرفته و از اوضاع اسفناک کشور و رنج ها و دردهای مردم خود سخن ها دارد ؛ اما شرایط تیره ی زمان اجازه ی پرده برداری از حقایق را از او سلب کرده است. این جاست که او زبان نمادین حیوانات ، پرندگان ، نباتات و جمادات را به جای زبان آدمیان بر می گزیند و جایی هم که از زبان آدمیان بهره می گیرد برای این که مبادا به حاکمیت بر بخورد باید اشخاصی باشند برگرفته از اعماق تاریخ گذشته و یا افراد نامعلوم و بی نام و نشان.
با آشنایی اجمالی از روحیات و اندیشه های پروین پیشاپیش می توان گفت که درونمایه های شعری ، شاعری رسالت مدار ، پاک اعتقاد و موحدی چون پروین اعتصامی در چنین دوره ای طبیعتا باید بیشتر مربوط باشد به : اظهار تنفر از ظلم و تبعیض و بی عدالتی های موجود ، تصویر فقر و بدبختی محرومان ، بیان درد و رنج یتیمان و فقیران ، دعوت به اخلاق و انسانیت و عدالت و مراعات حقوق مردم ، دلسوزی برای طبقات پایین جامعه و همدردی با آنان و امثال این ها ، البته پروین در کنار موضوعات متنوعی که مطرح می کند دعوت به خردورزی ، سعی و تلاش ، کسب دانش و هنر و فضیلت و خدامحوری را در سرلوحه ی سخنان خود دارد. او کسی است که با وجود جو خاص زمان ، در افشای باطل ، حق پوشی را مجاز نمی شمرد :
حقیقت گوی شو پروین ، چه ترسی نشاید بهر باطل ، حق نهفتن

فصل سوم :
نوستالژی و ریشه های آن
1-3- ریشه شناسی نوستالژی
نوستالژی1 واژه ای فرانسوی است. برگرفته از دو سازه ی یونانی(nostos) به معنی بازگشت و (algos) به معنی درد و رنج. این واژه در فرهنگ ها این گونه معنی و تعریف شده است : اندوهگینی و گرفتگی روحی به علت دوری از سرزمین مادری و درد وطن. حزنی که به واسطه ی میل به دیدار دیار خود تولید می شود ، حسرت گذشته ، میل به بازگشت به خانه و کاشانه و احساس غربت. آرزوی چیزی که کسی از گذشته به یاد داشته است. دلتنگی به سبب دوری از وطن یا دلتنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان و شیرین.در زبان فارسی این واژه را غالبا به غم غربت و احساس غربت2 و حسرت گذشته ترجمه کرده اند.
2-3- تعاریف نوستالژی
نوستالژی یک احساس طبیعی و عمومی و حتّی غریزی در میان نژادها و به طور کلی تمامی انسان هاست.به لحاظ روانی زمانی این احساس تقویت می شود که فرد از گذشته ی خود فاصله می گیرد. از دیدگاه “آسیب شناسی روانی” نوستالژی به رؤیایی اطلاق می شود که از دوران گذشته ی پراقتدار نشأت بگیرد. گذشته ای که دیگر وجود ندارد و بازسازی آن ممکن نیست. وقتی افراد در دورانی از زندگی خود با موانعی روبرو می شوند یا سلامتشان به خطر می افتد یا به پیری می رسند اولین واکنش آن ها راهی برای گریز است. امّا در بسیاری از اوقات اگر در واقعیت عینی راهی برای گریز نیابند ، بازگشت به گذشته ای را آرزو می کنند که در آن زندگی باشکوهی داشته اند.
3-3- نوستالژی و ادبیات
نوستالژی از روانشناسی وارد ادبیات شده است. و در بررسی های ادبی به شیوه ای از نگارش اطلاق می شود که بر پایه ی آن شاعر یا نویسنده در سروده یا نوشته ی خویش ، گذشته ای را که در نظر دارد یا سرزمینی که به خاطر سپرده است ، با حسرت و درد ترسیم می کند و به قلم می کشد.
4-3- نوستالژی در مکتب ادبی رمانتیک
از اصول مکتب رمانتیک که می توان تفکرات نوستالژی را در آن دید ، اصل “گریز و سیاحت” است. آزردگی از محیط و زمان موجود و فرار به سوی فضاها یا زمان های دیگر ، دعوت به سفر تاریخی یا جغرافیایی. سفر واقعی یا بر روی بال های خیال از مشخصات آثار رمانتیک هاست.(سیدحسینی ،1366 : 92) در این سیر و سفرهای جغرافیایی و تاریخی طایر فکر نویسنده و