ولوژیکی توجه دارد، که در حین یادگیری در مغز و سلول های عصبی اتفاق می‌افتند. اولین بار در سال 1961 بود که جیمز اندر توانست نورونها را به روش شرطی سازی عاملی حساس کند. شرطی شدن سلول عصبی یک حالت افزایش تحریک پذیری را در آن پدید می‌آورد که ناشی از تغییرات در یون و فوریزاسیون پروتئین است.

2-2-1 نظریه سیناپسی در فیزیولوژی یادگیری و حافظه
درحالت عادی ارتباط بین سلول های عصبی را می‌توان حالتی خاموش و بدون مصرف دانست. بدین معنی که تعداد دندریت ها، تعداد فضاهای بین سیناپسی، بند سلول، ضخامت آکسون و مانند آن در حالتی است که بدون مصرف بوده و در واقع مانع از عبور اطلاعات از سلولی به سلول دیگر می‌شود. پیدایش تحریک سبب دگرگون شدن اینگونه خصوصیات در سلول های عصبی می‌گردد و البته سیناپس تحریک شده مدتی بحال خود واگذاشته شود. این شرایط به حالت اولیه برخواهد گشت.
بطورکلی در این نظریه چنین عنوان می‌شود که عبور جریان عصب ایجاد تکانه عصبی می‌کند. سپس آنزیم درون نورون فعال می‌شود. پس از آن تغییراتی در طرز تهیه پروتئین سلول پدید می‌آید و نهایتا الگوهای هندسی خاصی در نورون ها پایدار می‌شود. اصطلاح رد یا اینگرام را در تعریف و نمایش فرضی و فیزیک یک خاطره بکار برده‌اند. منظور از اینگرام این است که حین یادگیری تغییراتی فیزیولوژیک یا زیست شیمیایی در نورون اتفاق می‌افتد. لشلی در جستجوی اینگرام به آموختن رفتارهایی به حیوان و سپس برداشتن قسمت‌هایی از مغز مبادرت ورزید، وی کاهش پدید آمده در حافظه را نمی‌توان به عنوان از بین رفتن اینگرام ها دانست، بلکه این امر تا حدود زیادی بخاطر انفعال و گسیختگی در فرآیندهای حسی و حرکتی مغز بوده است.
پس از لشلی نظرها معطوف به ساختارهای زیرین قشر مغز گردید و در این زمینه ساختارهایی مثل هیپوکامپ، استریاتوم و آمیگرال به عنوان ساختارهای اساسی مرتبط با حافظه کوتاه مدت مطرح شدند. هرچند در پستانداران و مخصوصا در انسان دیده شده است که ساختارهای اخیر در حافظه نقش دارند، ولی گفته شده است که جوندگان می‌توانند پس از برداشته شدن قشر جدید (نئوکرتکس) و ساختارهای اخیر تشکیل حافظه دهند.
2-2-2 نظریه مبتنی بر الکتروفیزیولوژی و تشکیل مدارهای حافظه در فیزیولوژی یادگیری و حافظه
از زمان پاولف، فیزیولوژیست معروف روسی که یادگیری شرطی را مورد بررسی قرار داد، این موضوع همواره مورد توجه بوده است که در جریان یادگیری شرطی به دنبال انتشار تحریک در قشر مخ یک ارتباط موقت بین ناحیه مربوط به محرک شرطی و ناحیه مربوط به محرک غیر شرطی پدید می آید. اگر این ارتباط تقویت شود بازتاب شرطی تثبیت خواهد شد و در غیر اینصورت از بین رفته و خاموشی پدید خواهد آمد. یکی از تاثیرات یادگیری این است که مدارهای جدیدی در مغز فعال یا باز می‌شود.
از نظر الکتروفیزیولوژی امواج آلفای مغز که با گشودن چشم مهار می‌شوند، با پیدایش هر محرک جدید و ناشناخته مجددا پیدا می‌شوند. علاوه بر این دیده شده است که توجه کردن علاوه بر اینکه امواج آلفا را مهار می‌کند، به پدید آمدن امواج تتا منجر می‌شود و اصولا امواج تتا را به عنوان شاخصی برای فعالیت مغز حین یادگیری فرض کرده‌اند. همه اینها دال بر این است که تشکیل حافظه و پیدایش اولین مدارهای حافظه مبنای الکتروفیزیولوژیک دارد. فرآیند تثبیت و ایجاد رویا با طی مراحل عبور از حافظه کوتاه مدت و ضبط در حافظه دراز مدت انجام می‌گیرد. این فرآیند را تحکیم می‌نامند. قطع فعالیت الکتریکی مغز به مدور شدن حافظه و آن هم در مراحل اولیه تشکیل حافظه می‌انجامد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-2-3 تفاوت حافظه کوتاه مدت و دراز مدت از لحاظ فیزیولوژی
حافظه درازمدت که مطالب را به مدت زمان طولانی تری نگهداری می‌کند و ظرفیت آن نامحدود است، مبنای زیست شیمیایی دارد. به عبارتی اطلاعات در این حافظه از تغییرات زیست شیمیایی پدید آمده و نگهداری می‌شوند. خاطرات دراز مدت بیشتر از خاطرات کوتاه مدت حفظ می‌شود. بدلیل وقت بیشتری که این خاطرات برای پیوند یافتن با تعدادی از نواحی قشر مغز را داشته اند. هر چه تعداد ارتباطات بیشتر باشد شانس تماس با یک راه نورونی که به خاطره‌ای ختم می‌شود بیشتر است. فراخوانی مکرر یک خاطره موجب ثبات آن می‌گردد. این کار از طریق تحکیم این تغییرات اولیه انجام می‌شود، ذخیره سنتزی برای حافظه خوب، نقش اساسی دارد.
ارتباط دادن اطلاعات به معلومات قبلی که از حافظه دراز مدت به معانی بیشتر از حفظ بر حسب عادت مستلزم فعالیت روانی است. این اطلاعات نسبت به اطلاعات حفظ شده بطور سطحی و بدون معانی و مفاهیم بتدریج از بین می‌روند. حافظه کوتاه مدت که به حافظه کاری نیز معروف است و مدت زمان نگهداری اطلاعات در آن و همچنین ظرفیت آن محدود است. بر اساس داده‌های فعلی حافظه کوتاه مدت بیشتر بنیادی الکتروفیزیولوژیک دارد.

2-2-4 تاثیر عوامل مختلف بر جریان فیزیولوژیکی یادگیری و حافظه
گفته می‌شود حتی عوامل دیگری که موثر بر یادگیری و حافظه شناخته شده‌اند موجب ایجاد تغییرات فیزیولوژیک می‌شوند. یکی از این عوامل استرس است که تاثیرات عمیقی روی یادگیری و حافظه دارد. معمولا شرایط استرس‌زا مانع از آن می‌شود یادگیری کاملی اتفاق افتد و در زمان یادآوری از حافظه نیز استرس و اضطراب به عنوان عامل مداخله‌گر مانع بازیابی مطالب یاد گرفته می‌شود (همان چیزی که سر جلسه امتحان اتفاق می‌افتد) گفته می‌شود در حین استرس ترشح آدرنالین می‌تواند موجب تاثیرات متفاوتی روی یادگیری داشته باشد. در یک حد معینی از استرس که حد معینی از ترشح آدرنالین را سبب می‌شود، استرس می‌تواند موجب تقویت یادگیری شود. اما اگر استرس خیلی شدید باشد یادگیری مهار می‌شود.
خلق و شرایط روحی شخص نیز تغییرات فیزیولوژیک ایجاد می‌کند که با فرآیند یادگیری و عملکرد حافظه مرتبط هستند. به عبارتی یادگیری مطالب در حالت خوشحالی حافظه را تقویت می‌کند و شخص در چنین حالتی بهتر می‌تواند خاطرات را برای خود زنده کند. تغییرات خلق و خو نیز با ترشح برخی هورمون_ ها و تغییرات زیست شیمیایی مرتبط بوده‌اند. حتی محرومیتهای محیطی، قرار نگرفتن در محیطی مساعد برای شکوفایی استعدادها نیز با تغییرات زیست شیمیایی در مغز گزارش شده است. یعنی افرادی که در محیطهای دارای فقر اقتصادی، فرهنگی و کمبود امکانات برای یادگیری زندگی می‌کنند، اغلب عملکرد یادگیری پایین تری دارند. برای این عوامل نیز تغییرات فیزیولوژیک را شناسایی کرده‌اند.
یادگیری به معنای تغییرپایدار رفتار در اثر تجربه است، بنابراین هر گونه تغییر نسبتا دائمی ناشی از تجربه نوعی یادگیری محسوب می شود.
2-3 یادگیری را می توان از جنبه های مختلف تقسیم کرد. یکی از مدل های رایج، تقسیم یادگیری به دو نوع ارتباطی و غیر ارتباطی می باشد.
2-3-1 یادگیری ارتباطی:
به معنای توانایی برقراری ارتباط بین دو محرک و به عبارت دیگر توانایی برقراری ارتباط بین وقایع است.
2-3-2 یادگیری غیرارتباطی:
در این نوع یادگیری پاسخ دهی موجود زنده به یک نوع محرک منفرد با خصوصیات مشخص تغییر می کند. به عبارت دیگر تغییر پاسخ رفتاری در مواجهه با یک محرک می باشد.
2-4 حافظه
حافظه توانایی به خاطر آوری دانسته ها و تجربیات فرد است. فرد این توانایی را دارد که تجربیات گذشته رادر ساختارهای متفاوت مغزی وبا مکانیسم های متفاوت ذخیره کند و همچون خاطره اصلی به خاطر آورد.
حافظه انواع متفاوتی دارد که در ساختار های متفاوتی از مغز ذخیره می شود، ازجمله انواع حافظه عبارتند از:
1- حافظه اخباری یا صریح
2- حافظه غیر اخباری یا مفهومی
حافظه اخباری، که دستیابی و تشریح آگاهانه اطلاعات است. این حافظه شامل دو نوع حافظه می باشد:
حافظه Episodic : مربوط به وقایع و تجربیات شخصی فرد است.
حافظه Semantic: مربوط به دانش انسان از واقعیت ها است.
در حافظه غیراخباری تغییرات حرکتی و رفتاری است که در اثر تمرین و تکرار یا شرطی شدن ایجاد می شود.
پردازش حافظه در چند مرحله صورت می گیر د که عبارتند از: اکتساب، تثبیت، به خاطر آوری و تثبیت مجدد می باشد.

2-5 اکتساب و تثبیت حافظه
اطلاعات حسی وقتی وارد دستگاه اعصاب شدند، به صورت حافظه کوتاه مدت (STM) در مغز ذخیره می شوند، این حافظه موقتی است و به راحتی دستخوش فراموشی می شود. اما به تدریج این حافظه کوتاه مدت به صورت پایدار و دائمی در می آید و تا روزها و سال ها دوام دارد و حافظه درازمدت نام
می گیرد. تبدیل حافظه کوتاه مدت به بلند مدت تثبیت حافظه نام دارد. شواهد زیادی این تغییروابسته به زمان را ثابت می کند. بعنوان مثال بکارگیری شوک الکتریکی تشنج زا (ECS) بلافاصله بعد ازیادگیری باعث فراموشی می شود. ولی بکارگیری آن چند ساعت بعد از یادگیری در زمانی که حافظه تثبیت شده، تاثیری ندارد.

2-6 به خاطر آوری
Lewis و همکارانش در سال 1968 نظریه تثبیت سلولی را زیر سوال بردن، آنها مشاهده کردند اگرچه اعمال شوک 24 ساعت بعد از آموزش نمی تواند منجر به فراموشی شود، ولی اگر قبل از اعمال شوک حافظه تثبیت شده در طی عمل به خاطر آوری مجددا فعال شود فراموشی ایجاد می شود. به عبارت دیگر ایجاد فراموشی توسط شوک منوط به فعال سازی حافظه و به خاطر آور ی آن است. فرا خوانی حافظه پدیده ای دینامیک است به این معنی که