رسیدن به مقصد است. هدف باید مربوط به موضوع و دارای اهمیت باشد و محتوی و زمان‏بندی آن به روشنی مشخص شود. هدف‏های نتیجه‏بخش و سازنده باید مناسب، روشن، مورد نیاز و مربوط به موضوع باشند(ناهیدی،1384).
2-4-2.8 مرحله دوم
وقتی هدف مشخص شد باید پیامدهای علمی آنرا ارزیابی کنیم و مشخص کنیم که چگونه می‏خواهیم به آن هدف برسیم. ما نه تنها به میزان معینی آگاهی و مهارت نیاز داریم، بلکه به بینش و خودشناسی خوبی نیز احتایج داریم تا قضاوتمان درباره آنچه که می‏خواهیم و می‏توانیم در چهارچوب زمانی مشخص شده فرابگیریم، با واقعیت سازگار باشد. پس برای خودشناسی باید بینش، داوری درباره‏ی خود و مهارتهای علمی موجود و دیگر مهارتهای لازم را دارا باشیم.
2-4-2.9 مرحله سوم
طرح ریزی مسیر- تدوین یک نقشه عملی است. این امر مستلزم داشتن پشتکار و توجه به گذشتگان است تا از آن، درس عبرتی مناسب گرفته و در زمان حال بکار برده شود. همچنین مستلزم توجه به تکالیف منظم مرحله به مرحله و توجه به آینده است. مهارتهای لازم برای رسیدن به این مرحله خودباوری می‏باشد که شامل طرح‏ریزی مهارتها به منظور تفکیک وظایف به مراحل و گام‏های منطقی و توجه به نتایج است. اگر این کار انجام شود، آنگاه کار به پیش می‏رود افراد باید قادر باشند مسئولیت کامل انجام دادن یک وظیفه را بپذیرند و توانایی اعتماد کردن و پیش بینی خودشان ، دیگران و آینده را داشته باشند.
2-4-2.10 مرحله چهارم
خواستن و تصمیم گیری- کسانی که انگیزه را نیروی لازم برای رسیدن به هدف می‏دانند ممکن است مرحله چهارم را به مثابه روح و اساس این فرآیند بدانند. هر طرح و برنامه خوب نیز بدون خواستن و تصمیم‏گیری ، احتمالا به یاس و نامیدی ختم می‏شود.
مهارتها ، لازم برای مرحله خودگردانی است که شامل توانایی حل کردن مشکل، اعتماد به نفس ، مدیریت زمان ، انعطاف پذیری و تعهد به تکلیف می‏باشد.
2-4-2.11 مرحله پنجم:
موفقیت که باعث تقویت انگیزه می‏شود. مهارتهای لازم برای مرحله توانایی ارزیابی خود است به گونه‏ای که آنها قادر باشند به پیشرفت خود اذعان کنند و قدرت تحسین خودشان را داشته باشند(ناهیدی،1384) .
2-4-3 روشهای افزایش انگیزش تحصیلی
برای یافتن روشهای انگیزش تحصیلی ابتدا باید به علل عدم انگیزه تحصیلی پرداخت، سپس با توجه به علت جبران ضعف‏های آن پرداخت. باتوجه به بررسی‏های به عمل آمده از منابع و تحقیقات مختلف روشهای موجود در سه طبقه‏بندی عمده گنجانده می‏شود. 1-روشهای بهبود مهارتهای فردی 2-نقش مدارس به عنوان اساس مهم در ایجاد انگیزش 3-برنامه‏ریزی دولت‏ها .
حال به بررسی هرکدام از این موارد می‏پردازیم.
2-4-3.1 روشهای بهبود مهارتهای فردی
2-4-3.2 پرورش خود انگاره مثبت یا خودپنداری درست
خود پنداره بیان کننده تصوری است که فرد از خودش دارد و این عامل علاوه بر این ویژگی ارزیابی کنندگی نیز دارد. همچنین نقش ارزیابی است که احساس با ارزش بودن و بی ارزش بودن و موفق بودن یا ناکام ماندن در فرد را ایجاد می‏کند.
مفهوم خود شامل آگاهی به زنده بودن، آگاهی از تفکر، استدلال و انجام اعمال خاص و اعتقاد به آگاهی درباره خود فرد بیش از آنچه ممکن است در خصوص دیگران بداند، است(جمالفر،1382).
از این رو معلمان و کارشناسان تعلیم و تربیت باید دانش آموزان را کمک کنند تا:
الف) کارکردهای روان شناختی و شیوه نفوذ خود برنحوه فرآیند تفکر خویش را بشناسند.
ب) ارزشمندی خود و فرآیند یادگیری خویش را درک کنند. این موارد عناصر مهمی برای کاهش افکار ناایمن هستند و موجب بروز انگیزه ذاتی یادگیری و روشهای مثبت رشد در دانش آموزان می‏شود(ابراهیمی قوام،1384). معلمان باید نحوه مرتبط شدن افکار با خلاقیت و انگیزه را به دانش آموزان نشان دهند و ثابت کنند که دانش‏آموزان می‏توانند افکاری را که بر انگیزه یادگیری آنها تاثیر می‏گذارد کنترل کنند، چراکه اگر دانش‏آموزان نسبت به خود و یادگیریشان افکار و احساسات منفی نداشته باشند، برای یادگرفتن با انگیزه می‏شوند(ابراهیمی قوام ،1384) .
خود سنجی دانش‏آموزان به وضوح به پیامد رفتارهایشان و پاسخ معلمان و دیگران بستگی دارد. در شرایط مساوی، موفقیت بیشتر از شکست منجر به خودسنجی مثبت می‏شود(فرجامی،1380).
2-4-3.2.1 تقویت اعتماد به نفس
باید با روشهای متنوع، مشاوره‏های فردی یا گروهی به این امر مبادرت کرد تا افراد ویژگی‏های کلیدی زیر را داشته باشند:
الف) اعتماد درونی
عشق به خود (سبک زندگی و منشی را دنبال می‏کند که به رشد جسمی و روحی وی کمک می‏کند).
خودآگاهی (روی احساسات، افکار و رفتارهای خود تعمق می‏کند).
هدف‏های آشکار (از حس هدفمندی بالایی برخوردار است).
مثبت اندیش (همواره انتظار تجارب و نتیج مثبت دارد).
ب)اعتماد بیرونی
مهارتهای ارتباطی(به گونه‏ای موثر با افراد ارتباط برقرار می‏کند).
ظاهری مطمئن داشتن(یک انسان مطمئن به نفس به نظر می‏رسد).
قاطعیت (نیازهای خود را با صراحت بیان کرده و در گرفتن حقوق خود پافشاری می‏کند).
کنترل هیجان (بر احساسات خود تسلط کامل دارد) (مالکی،1384)
2-4-3.2.2 مهارکردن اضطراب
اضطراب و نگرانی فوق‏العاده و حساسیت افراطی درباره‏ی چیزهایی که خارج از کنترل شخص است. لذا باعث می‏شود که شخص بطور اغراق آمیزی واکنش نشان دهد. برای مثال کودک یا نوجوان به طور مداوم در مدرسه، در زمان ورزش یا موقع بروز کارکردهای اجتماعی، با خود کلنجار می‏رود. او دل نگرانی بسیار زیادی از آسیبی دارد که احتمال می‏دهد ممکن است برای والدینش اتفاق بیافتد و لذا خواهان آن است که از آنها خلاصی یابد(باغملایی، 1385). برای کاهش اضطراب ، ابتدا باید دو جنبه آن را شناخت:
1-فیزیولوژیکی
2-شناختی
برای درمان اضطراب با تکیه بر جنبه فیزیولوژیکی آن دو روش وجود دارد.
1-تجویز دارو
2-آموزش شیوه آرام بخشی عمیق عضلانی
هردو این روشها این ایراد را دارند که تنها زمانی بکار گرفته می‏شوند، می‏توانند اضطراب را کاهش دهند و به محض آنکه فرد مصرف دارو یا تمرین آرامش عضلانی را متوقف سازد اضطراب دوبرابر می‏گردد. چندین روشی برای پایائی درمان اضطراب وجود دارد(جمالفر،1382).
1-دیدگاه رفتار درمانی که حساسیت زدایی منظم را معرفی می‏کند در این روش آرام بخشی عضلانی آموزش داده می‏شود و سپس به تدریج تصورهای ذهنی اضطراب انگیز از حالت کم تا زیاد در حالی که مراجع در حالت آرامش قرار دارد، ارائه می‏گردد.
2-دیدگاه شناختی-درمانی که روشهای زیر را معرفی می‏کند:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

الف)بازسازی شناختی که به مراجع یاد داده می‏شود که خود اظهاری مثبت را جایگزین خود اظهاری منفی کند.
ب)مساله گشایی که مهارتهای لازم را برای مواجه شدن با موقعیت‏های اضطراب انگیز به مراجع یاد می دهد.
ج)آموزش مایه کوبی (تلقیح) فشار روانی نامیده می‏شود. این روش مراجع را آماده می‏سازد تا گام به گام با عامل تهدید کننده فزاینده مقابله کند.
د)درمان عقلانی هیجانی که مفاهیم و تصورهای غیر منطقی را برداشته و عقاید منطقی را جایگزین می‏کند(جمالفر،1382).
اهداف یادگیری میزان شایستگی فرد را رشد می‏دهد چون مدام وضعیت فعلی خود را با گذشته مقایسه می‏کند و باعث ایجاد علاقه می‏شود. زمانی که افراد نهایت تلاش را روی اهداف عملکردی انجام می‏دهند و اهداف یادگیری را نادیده می‏گیرند یکی از عمده‏ترین موانع انگیزه را برای خود فراهم می‏کنند.
3)سازماندهی منابع یادگیری شامل تهیه مفاهیم کلیدی در مطالعه ، آماده کردن جدول تکالیف فردی، فراهم کردن منابع کمک آموزشی برای تسهیل امر یادگیری ، تقسیم زمان برای یادگیری مفاهیم مورد نیاز در هر روز.
4)آموزش ارزیابی پیشرفت یادگیری : آنها لیستی را تهیه کرده و میزان پیشرفت در دروس مختلف با توجه به وضعیت فعلی و قبلی خود را می‏سنجند.
دراین لیست خود دانش‏آموز هر فعالیتی را که انجام می‏دهد یا نمی‏دهد را ثبت می‏کند و سپس نتایج یادگیری “نمرات درسی” خود را با مجموعه معیارهای مورد انتظار خود ثبت می‏کند(لی،2005).
برای مثال کشور نیوزلند برای افزایش انگیزش تحصیلی شعار ” تجهیز سیستم آموزشی به مهارتهای جدید قرن 21″ را مطرح کرده است که در طی آن دانش‏آموزان را برای تقویت مهارتهای خود مدیریتی و خود تنظیمی تشویق می‏نماید. که شامل: “توانایی دارا بودن اهداف فردی، مبتکر و کاردان شدن در بیشتر فرصت‏ها و حالت انعطاف‏پذیر داشتن در زمان‏های سختی و دشواری” .
2-4-3.2.3 مشکلات یادگیری
مشکلاتی که مانع پیشرفت تحصیلی می‏گردند مانند مشکلات مربوط به زبان، خواندن و یا ریاضی که آن‏ها را حوزه 2 می‏نامند.
مشکلات یادگیری به دلایل متعددی پیش می‏آید. یک دلیل این است که کودک دارای یک مشکل شناختی ذاتی است که یادگیری یک یا چند مهارت را مشکل‏تر از معمول می‏سازد. اما برخی مشکلات ، شاید قسمت عمده آن نتیجه مسائل آموزشی یا محیطی هستند که با توانایی‏های شناختی افراد بی‏ارتباط هستند(احمدی و اسدی،1376).
راهبردهای ناکارآمد در امر تدریس میتواند به شدت بر سطح پیشرفت کودک تاثیر گذارد. شکست در ابتدای تحصیل در مدرسه میتواند به کاهش اعتماد به نفس منجر گردد که با اثرات زیان بار بعدی بر یادگیری همراه است. مجموعه‏ای از تغییرها به زمینه خانوادگی مربوط است. گاهی مجموعه‏ای از این عوامل با هم زمینه‏ساز مشکلات یادگیری می‏باشند. در هر حال دلیل هرچه باشد افراد دارای مشکلات یادگیری در تسلط بر