فندیار نیز که فرزند شاه گشتاسب بود و یکی از پهلوانان نامرد سپهبدان سپاه بدر نیز به شمار می رفت از این حکم مستثنی نیست .
اون نیز در آیین مهر پرستی دست کشید و به آیین زردشت درآمد علت اصلی جنگ ارجاسب با ایران نیز ارتداد پادشاهان ایران و همچنین اسفندیار بوده است . همانطور که گفته شده اسفندیار نیز برای اینکه ارجاسب از آیین خود برنگشت یعنی در اصطلاح فقهی مرتد نشد او را مغلوب کرد . از انجایی که این داستان مربوط به بخش دیگری از شاهنامه می باشد و مرتبط با اشعار مورد بحث ما نیست به همین مقدار بسنده می کنیم .
حال ، برآنیم که در این پایان نامه اصطلاحات و کلماتی در فقرا وهم در آیین ایرانیان باستان مشترک هستند و در شاهنامه ی فردوسی در بخش اساطیری از اولین پادشاه ایران یعنی کیومرث تا پادشاهی منوچهر وجود دارد را با هم مقایسه کنیم و نکات اشتراک و اختراق را بررسی می نماییم .
علی کل حال شاید کلماتی وجود داشته باشد که از نظر ظاهر مطابق نباشند اما از نظر معنا و مفهوم دارای یک معنی می باشند . به طور کلی کلمات و اصطلاحات فقهی و حقوقی که در این بخش شاهنامه وجود دارد را می توان به چند بخش تقسیم کرد .
1 – اصطلاحات و کلماتی که مربوط به اصول دین ما می باشند همانند معاد و توحید و نبوت و عدل
2 – دومین دسته از این اصطلاحات و کلمات مربوط به فروع دین ما می باشد کلماتی چون نماز و روزه .
3 – سومین گروه از این اصطلاحات کلماتی هستند که مرتبط با احکام شرع مقدس اسلام می باشند و می توان زدن جمله احکام جنگ – نصب و نژاد – قصاص را نام برد .
4 – دسته ی چهارم مسائل متفرقه مانند کبر – ترس از خدا – وحی و قضاوت می باشند .
در این بخش از این پایان ‌نامه به بررسی جنگ و جهاد در اسلام و نبرد در شاهنامه فردوسی می‌پردازیم. همان گونه که می‌دانیم قسمت بزرگی از این کتاب ارزشمند را نبرد و جنگ و خون‌ریزی و داستان‌های مربوط به نبرد پهلوانان بزرگ ایران تشکیل داده است و از طرفی پیامبر و خلفای اربعه در صدر اسلام به شدت درگیر جنگ و جهاد بوده‌اند. از این رو سعی می‌کنیم در حد توان به بررسی جنگ در اسلام و آنچه در شاهنامه مکتوب است بپردازیم تا در بیابیم که آیا این دو شباهتی با یکدیگر دارند یا خیر.
لزوم جنگ
خداوند متعال جهت هدایت انسان پیامبران را فرستاد اما همیشه این هدایت با موانع و مشکلات فراوانی روبرو بود، اگر داستان پیامبران را چه در قرآن و چه در کتب دیگر مطالعه کنیم می‌بینیم که در طول تاریخ همیشه در برابر پیامبران افراد ظالم بوده‌اند و هیچ‌گاه سر تسلیم در برابر رسولان فرود نیاورده‌اند بلکه همیشه در مقابل آنها ایستادگی کرده‌اند و مشکلات فراوانی به وجود آورده‌اند.
می‌دانیم که تنها وظیفه‌ی پیامبران تبلیغ دین توحید و گسترش آن نیست، بلکه به جز تبلیغ و گسترش، باید از آن در برابر مخالفان دفاع نیز کنند و نگذارند با مخالفت خود زحمات پیامبران و طرفداران آنها را از بین ببرند. در اینجاست که جنگ با مخالفان به وجود می‌آید و اجتناب از آن امکان‌پذیر نیست، چرا که در صورت دوری کردن احتمال نابودی دین و حتی کشته شدن رسول نیز می‌رود؛ پس دفاع از دین در اینجا لازم و ضروری می‌شود و حتی می‌توان گفت که واجب نیز هست.
خداوند در قرآن می‌فرماید: “ارجع إلیهم فَلَنأ تِینَّهُم بجنودٍ … و هم صاغران”.1 در این آیه خداوند به پیامبر خود می‌فرماید که (به سوی آنان باز گردد، “اعلام کن” با لشگریانی به سراغ آنان می‌آییم که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند، و آنها را از آن “سرزمین آباد” با ذلت و خواری بیرون می‌رانیم).
با توجه به این آیه شریفه می‌بینیم که خداوند متعال به پیامبر مژده جهاد با سپاهی‌ گران را می‌دهد از طرفی دیگر مژده ذلت و خواری مخالفان را می‌دهد؛ بنابراین شاید اینگونه بتوان گفت که یکی از دلایل جنگ حفظ دین و سرزمین مسلمانان می‌باشد و دلیل دیگر آن با توجه به این آیه نشان دادن قدرت و عظمت یکتا پرستان و خوار نمودن مشرکان و دلیل دیگر آن را می‌توان بیرون راندن مشرکان از سرزمین یگانه پرستان نام برد.
جنگ و فطرت انسان
انسان موجودی فطری‌ است و خداوند دین را بر اساس فطرت انسان تشریع نموده است خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: “پس توجه خود را معطوف آیین خالص پروردگار کن، این فطرتی است که خداوند انسان‌ها را بر آن آفریده است …”2 برای گسترش و حفظ این آیین الهی در برابر مشرکان باید مقاومت نمود و دفاع کرد.
“خداوند کریم در سوره بقره می‌فرماید “اگر خداوند بعضی مردم را به وسیله‌ی بعضی دیگر دفع نمی‌کرد، زمین ویران می‌شد” و در سوره حج آیه 40 می‌فرماید: “اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله‌ی بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها و معابد یهود و نصارا و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود ویران می‌گردید. و خداوند کسانی را که یاری او کنند، یاری می‌کند خداوند قوی و شکست ناپذیر است”.
با توجه به آنچه گفته شد و آیات فراوانی که در قرآن کریم وجود دارد می‌توانیم دریابیم که جنگ و دفاع به طور فطری بوده و چیزی خارج از فطرت انسان نمی‌باشد. از طرفی شریعت برای سعادت انسان است و انسان برای حفظ آن مجبور به جنگ و نبرد می‌شود پس بنابراین در شریعت باید قوانین برای دفاع، جنگ، جهاد و نبرد وجود داشته باشد که مجموع آن قوانین جنگ را شرعی می‌نماید. و بر اساس شرع این جنگ‌ها واجب می‌شود بنابراین لازم می‌آید در اینجا به پاره‌ای از قوانین جنگ و شرایط وجوب آن در شریعت مقدس اسلام اشاره کنیم.
قوانین جنگ در اسلام
همان گونه که می‌دانیم هر کاری باید همراه با نظم و قاعده و قانون باشد چرا که اگر همراه با نظم و قانون نباشد بدون شک سرانجام نخواهد داشت، و به نتیجه‌ی مطلوب نخواهد رسید. جنگ و جهاد و مبارزه نیز از جمله کارهایی هستند که اگر همراه با نظم و دقت نباشد صد در صد با شکست مواجه خواهد شد و نتیجه‌ی مطلوب را نخواهد داشت و پُر واضح است که اسلام دینی است کامل و بدون نقص و جنگ نیز در اسلام وسیله‌ای است برای رسیدن به هدف و یا حفظ شریعت مقدس اسلام پس بدون شک شارع مقدس برای آن قوانین و قواعد خاصی در نظر گرفته است که جنگ عامل موفقیت‌ گردد نه عامل شکست و نابودی.
در اینجا آداب و قوانین جنگ را از دیدگاه اسلام و وصایای امیرالمؤمنین در جنگ‌های جمل در بصره صفین در شام و نهروان را از کتاب حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام را به طور خلاصه می‌آوریم.

بخش جهاد در اسلام از کتاب مخاصمات مسلحانه:
1. جنگ‌ و جهاد در اسلام عبادت شمرده شده است.
2. دعا و تضرع به درگاه الهی قبل از شروع جنگ [جهاد] مستحب است.
3. رسول خدا(ص) هنگامی که سریه‌ای را به جنگ اعزام می‌نمود برایش دعا می‌کرد.
4. رسول خدا(ص) هنگامی که اراده می‌فرمود سریه‌ای را اعزام نماید آنها را فرا خواند، و رو به روی خود می‌نشاند ولی فرمانده‌شان را در کنار خویش قرار می‌داد.
5. فرمانده سپاه را همواره به رعایت تقوی الهی مخصوصاً در مورد خود و مسلمانان زیر دستش سفارش می‌فرمود.
6. اختلاس نکنید. یعنی قبل تقسیم غنایم از آن برداشت نکنید یا آن که کلاً خیانت نورزید.
7. مثله نکنید. مثله همان قطع اعضاء بدن است.
8. مکر و خیانت نکنید.
9. پیرمرد فرتوت را که هیچ تأثیری بر جنگ نداشته نکشید.
10. کودک و نوزاد را نکشید.
11. کسی را که سر به کوه گذاشته و از دنیا بریده و مشغول عبادت است، نکشید.
12. زنان را نکشید مگر اینکه با شما بجنگند.