دآگاهی
0/200 0/000 7/660 0/375 خود کنترلی
0/218 0/000 6/474 0/318 انگیزشی
0/249 0/344 0/967 0/056 همدلی
0/221 0/046 2/011 0/101 مهارت های اجتماعی

همان طور که در جدول 6 مشاهده مـی شـود، متغیـر خـودکنترلی (05/0 < t = 7/660 ،P و
375/0 = β) و متغیــر انگیزشــی (0001/0 < t = 6/474 ،P و 318/0 = β)، بــه ترتیــب تعهــدسازمانی را بهطور معناداری پیش بینی می کنند. بنابراین فرضیه فرعی اول پژوهش تأیید می شود.
فرضیه فرعی دوم پژوهش (مؤلفه های هوش عاطفی مـی تواننـد تغییـرات تعهـد سـازمانی را پیش بینی کنند)، به کمک رگرسیون چندمتغیره بررسی میشود کـه در خروجـی تحلیـل متعـارفاعمال می شود. جدول 7 نتایج آن را نشان می دهد.
جدول 7. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره مؤلفه های هوش عاطفی با تعهد سازمانی
خطای استاندارد سطح معناداری T Beta بتا متغیرهای پیش بین
0/178 0/025 2/257 0/111 خودآگاهی
0/141 0/000 7/575 0/341 خودکنترلی
0/153 0/000 10/289 0/464 انگیزشی
0/175 0/908 -0/116 -0/006 همدلی
0/155 0/230 1/202 0/056 مهارت های اجتماعی

نتایج رگرسیون چندمتغیره (جدول7) نشان می دهد که خودآگاهی (025/0 = t = 2/257 ،P و 111/0 = β)، خ ودکنترلی (0001/0 = t = 7/575 ،P و 341/0 = β) و انگیزش ی (0001/0 =P،
289/10 = t و 464/0 = β)، تعهد سازمانی را به طور معناداری پیش بینی می کنند. بنابراین فرضیه فرعی دوم پژوهش نیز تأیید می شود.
برای تعیین میزان ارتباط عوامل مؤثر بر رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی، از ضـریبافزونگی1 استفاده شده است که در آن درجه هم پوشانی بـین دو مجموعـه از متغیرهـا مشـخص
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Redundancy Coefficients
می شود. مقدار افزونگی زیاد ضرایب متعارف، توانـایی مطلـوب آنهـا را در پـیش بینـی متغ یرهـایوابسته نشان می دهد. جدول 8 ضرایب افزونگی و واریانس استخراج شده را نشان می دهد.
جدول 8. شاخص های افزونگی متعارف برای اولین تابع متعارف
واریانس استخراجشده ضریب افزونگی متغیرهای متقابل تابع متعارف
0/87 0/59 مؤلفه های ملاک به وسیله مؤلفه های پیش بین
0/54 0/36 مؤلفه های پیش بین به وسیله مؤلفه های ملاک
نتیجهگیری
هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطـ ه بـین مجموعـه مؤلفـه هـا ی هـوش عـاطفی (خودآگـاهی،خودکنترلی، انگیزشی، همدلی و مهارت های اجتماعی) به مثابه متغیرهـای پـیش بـین و مجموعـه متغیرهای وابسته (رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی) به منزلـه متغیرهـای مـلاک اسـت. نتایج به دست آمده از تحلیل متعارف، نشان داد بین مجموعه متغیرها رابطه قوی ای وجود دارد و با اطمینان 99 درصد این رابطه معنادار است.
در جدول 8 واریانس تبیین شده، میزان واریانسی است که هر مجموعـه، متغ یـر متعـارفش را تبیین میکند. همپوشی یا افزونگی نیز نشانه میزان واریانسی است کـه مجموعـه مقابـل، متغیـرمتعارف مقابل را تبیین می کند (تاباچنیک و فیدل، 2007). نسبت واریانسهای توضـیح داده شـده مؤلفه های رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی، توسط مؤلفه های هوش عـاطفی 59 درصـدمحاسبه شد و نسبت واریانس های تبیین شده متغیرهای اصلی پژوهش توسط مؤلفه هـای مـلاک(رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی) 36 درصد بهدست آمد.
از نتایج دیگر این پژوهش، اینکه متغیرهای مستقل یا پیش بین به طور نیرومنـدی مـیتواننـدرفتار شهروندی و تعهد سازمانی را پیش بینی کنند. این نتیجه با یافته های پژوهش هـا ی اخیـر دراین زمینه هماهنگ بود. برای نمونه پژوهشگرانی همچون، صـمدی و کیـوان (1392)، شـائمی، عسکری و علامه (1392)، گالدال (2008)، دعایی و همکـاران (1389)، ارون (2006)، رضـاییان وکشتهگر (1387) رابطه بین هوش عاطفی و رفتار شهروندی و تعهد سازمانی را معنادار گـزارشکردند.
نتیجه فرضیه فرعی اول پژوهش، نشان داد بین هوش عاطفی و رفتـار شـهروندی سـازمانیرابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از بین مؤلفـه هـا ی هـوش عـاطفی، خـودکنترلی و انگیـزش بهترتیب با مقدار بتای 38/0 و 32/0، بیشترین تأثیر را بر رفتار شهروندی سازمانی می گذارنـد. از آنجاکه پیش از این هوش عاطفی، توانایی های درک عواطف خود و دیگران، برقـراری رابطـه بـادیگران و هماهنگی خود با محیط و دیگران تعریف شد (مایر و سالوی، 1997)، توجه به وضعیت هوش عاطفی آموزگاران در مدارس و افزایش سطح آگاهیهای آنـان در خصـوص تـأثیر قـدرت کنترل احساس در برخورد با دانش آموزان و همکـاران ( خـودکنترلی) و قـدرت مقاومـت در برابـرناامیدی ها، شکست ها و رویدادهای دشوار، بهویژه افت وخیز های تدریس و تربیـت دانـش آمـوزان
(انگیزش) از سوی سازمان آموزش و پرورش و مسئولان، ضروری به نظر میرسد.
همچنین با توجه به نتایج فرضیه فرعی دوم پژوهش، مشخص شد بین هوش عاطفی و تعهد سازمانی رابطه محکمی وجود دارد و از بین مؤلفههای هوش عاطفی، خودکنترلی با مقـدار بتـای 34/0، خودآگاهی با بتای 11/0 و انگیزش با بتـای 46/0، بیشـترین تـأثیر را بـر تعهـد سـازمانی میگذارند. تعهد سازمانی نوعی نگرش و حالتی درونی است که میزان تمایل، نیاز و الزام به ادامه اشتغال در سازمان را نشان مـی دهـد ( دعـایی و همکـاران ، 1387). زمـانی کـه معلمـان و قشـر تأثیرگذار نظام تعلیم وتربیت با دقت و حساسیت ویژه ای به کار گرفته شوند و هوش عاطفی زیادی داشته باشند، به سرنوشت مدارس و آموزش و پرورش، همانند سرنوشت خود مـی نگرنـد و تعلـق خاطر خاصی (تعهد عاطفی) در آنها ایجاد میشود. آموزگاران با داشتن ویژگـی هـای برجسـته ای چون، درک احساس های دیگران، توانایی رویارویی بـا مشـکلات، مبـارزه بـا ناامیـدی، برقـراریارتباط خوب و قدرت کنترل احساسات و تمایلات درونی خویش در مواجهه بـا محـیط پیرامـونی(هوش عاطفی)، به حتم با اعتقاد راسخ و احساس تکلیف، به وظیفه خود در محیط مدرسه عمـلخواهند کرد (تعهد اعتقادی) و با قبول تمام پیشامدهای تلخ و شیرین مدرسه (تعهد مسـتمر)، بـهفعالیت خود ادامه خواهند داد. در سایه چنین وضعیتی، مدارس به مجموعه های پویـا و پیشـرویی تبدیل می شوند و بهره وری نیروی انسانی، سرمایه های فیزیکی و مادی نیز بهبود خواهـد یافـت.
نتایج این پژوهش با یافتههای (دعایی و همکاران، 1387؛ رمضانیان و همکاران، 1392؛ کـاظمی و همکاران، 1392؛ نظری و همکاران، 1392 و زکلیکی مؤمنی، 1385) همخوانی دارد.
پیشنهادهای کاربردی
با توجه به رابطه قوی بین هوش عاطفی و رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سـازمانی، آمـوزش وپرورش باید در سیاست گذاری ها، برنامههای
آموزشی ویژه ای در خصوص تقویت و افزایش سطح هوش عاطفی آموزگاران و دبیران که تأثیرگذارترین افراد در آینده کشورند، برگزار کند که نتیجـ ه آن تقویت و افزایش سطح مطلوبی از رفتارهای شهروندی و تعهد آموزگاران و دبیران نسـبت بـهمدارس و نهاد تعلیم و تربیتی خواهد بود؛ چرا که هوش عاطفی را می تـوان یـاد گرفـت (دلفـین،
.(2009
انتخاب آموزگاران، دبیران و مدیرانی با هوش عاطفی زیاد در بدو استخدام، باید از معیارهـایاساسی وزارت آموزش و پرورش محسوب شود؛ چون این نهاد، حساس ترین نهاد کشور است.
مفهوم هوش عاطفی و ویژگی برجسته آن، به احساسات درونی، حس نوع دوستی و کمک به دیگران وابسته است و به گفتـه ای حالـت هـای درونـی، روحـی و روانـی افـراد را دربرمـی گیـرد . ساختارهای دیوان سالاری و ماشینی نظام تعلیم و تربیتی کشور، فرصت ابراز چنین عواطفی را به آموزگاران نمی دهد. اگر ساختارهای آموزش و پرورش منعطف و دیوان سالارانه تر باشد، آموزگاران و دبیران بیشتر از خود رفتارهای عاطفی نشان می دهند. از این رو به مسئولان توصیه می شود در ساختار این گونه نهادها تجدید نظر کنند.
فراهم آوردن محیطی سرشار از صمیمت، ایجاد راه های ارتباطی قوی بین مدیران، معلمـان ووالدین دانشآموزان، مشارکتدادن آنان در تصمیم گیری ها و برنامههـا ی تعلـیم و تربیـت، سـبب افزایش انگیزه همکاری آموزگاران در مدارس و آموزش و پرورش می شود و تعهد آنان را نسـبتبه مدارس بیشتر میکند و به بروز رفتارهای شهروندی سازمانی و افزایش سـطح تعهـد کـاری واخلاقی آنها می انجامد.
محدودیت های پژوهش
امتناع از همکاری پاسـخگویان، بـهدلیـل بـی اعتمـادی و بـی تـوجهی مسـئولان بـه نتـایجپژوهش های علمی که در عمل سبب دلسردی پژوهشگران، بهویژه در حـوزه علـوم انسـانیمی شود؛
کمبود امکانات مالی و محدودیت زمـانی بـرای بررسـی موضـوع در سـطح دبیرسـتان هـا و مدارس ابتدایی که مقایسه وضعیت هوش عاطفی، رفتار شهروندی و تعهد سازمانی آنـان را در مقاطع تحصیلی امکان ناپذیر می کند؛
امتناع از همکاری اغلب مسئولان نهادها به دلایل مختلف و مشکلات اخذ مجوز برای توزیع پرسشنامه که سبب سردرگمی و دلسردی محققان از ادامه کار میشد.
References
Angelidis, J. & Ibrahim, N.A. (2011). The Impact of Emotional Intelligence on the Ethical Judgment of Management. Journal of Bus Ethics, 99(1): 111-119.
Ashforth, B.E. & Humphrey, R.H. (1995). Emotion in the Workplace: A Reappraisal. Human Relations, 48 (2): 97-125.
Castro, C., Armario, E. & Ruiz, D. (2004). The Influence of Employee Organizational Citizenship Behavior on Customer Loyalty. International Journal of Service Industry Management, 5(1): 25-36.
Dee, J.R. & Singleton, C.A. (2006). Organizationa