ید گفت این متغیـ ر تنهـا 30% از تغییـ رات تیپ را پیشبینی میکند. بررسی همبستگی بـ ین جهـت و تیـ پ نشان داد که همبسـتگ ی معنـ یداری بـین ایـ ن دو متغیـ ر وجـودندارد. در واقع نمیتوان گفت که تیپ خاصی تنها در یک جهت جغرافیایی خاص مستقر میشود (5/0=r).
براساس نتایج تحلیل رگرسیون ،از بین متغیرهای کمّی، مدل خطّی تنها برای متغیرهای ارتفاع متوسط درختان بنه و بـادام درقطعه نمونه معنیدار بود که بهصورت زیر میباشد.
متوسط ارتفاع بنه:
(شیب) 03/0 – (ارتفاع از سطح دریا) 001/0 –62/8متوسط ارتفاع بادام:
(شیب) 02/0 – (ارتفاع از سطح دریا) 0201/0 – 69/3در خصوص مدل اول ضـر یب تعیـی ن 08/0 و بـرا ی مـدل دوم14/0 بود. همانگونه که ملاحظه می شود مقدار ضـر یب تعیـی ن بسیار کم است. برای متغیرهـا یDRC درختـان کـیکم، ارتفـاعمتوسط درختان کـیکم، حجـم در هکتـار بنـه، سـطح مقطـع درهکتار بنه و میانگین قطر درختان بنه مدل خطی معنیدار نبـود وتخمین منحنی نیز نتوانست مدلهـا ی درجـه دو یـ ا درجـه سـهمناسب برای برازش بر دادهها معرفی کند. هنگـام یکـه فراوانـیگونهها در قطعه نمونه بهعنوان متغیر وابسته مدنظر قرار گرفـت،مدل خطی تنها برای گونههای دافنـه و بـادام معنـیدار بـود کـهبهصورت زیر بودند.
تعداد دافنه:
(شیب) 01/0– (ارتفاع از سطح دریا) 002/0 – 39/4تعداد بادام:
(شیب) 012/0– (ارتفاع از سطح دریا) 001/0 – 92/0در خصوص مدل اول ضریب تعیـی ن 32/0 و بـرا ی مـدل دوم
1/0 بود. در مورد فراوانی گونههای ارژن، تنگرس، افدرا، کـ یکم و بنه مدل معنیدار نبود.
بحث

شکل 2. رابطه بین مشخصات کمی گونهها
عوامل فیزیوگرافی از جمله ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهـتجغرافیایی معمولاً نقش مهمی در پـراکنش تیـپهـای مختلـف،فراوانی و حضور گونهها و مقدار مشخصات کمـی آنهـا دارنـد. بررسی جهت و شدت ارتباط بین این عوامل میتواند در توسعه و مدیریت پوششهای گیـاهی بسـیار مـوثر اسـت (4). در ایـنتحقیق مشخص شد که با افزایش ارتفـاع از سـطح دریـا تعـدادگونهها در واحد سطح افزایش مییابد که این بـا نتـایج تحقیـقگودرزی و همکـاران (16) در مـو رد گونـه ی بادامـک مغـایرت دارد. علت این امر میتواند دور ماندن مناطق مرتفع از دسـترسروستاییان و عشایر حاضر در منطقه باشد، بـه عـلاوه در منـاطقمرتفع جادههای مناسبتر کمتری وجود دارد. مقدار مشخصات کمی گونهها از جمله ارتفاع متوسط بنه و بـادام، قطـر و حجـمدرختان بنه با افزایش ارتفاع کاهش یافت درحـال یکـه در مـوردگونهی کیکم همبستگی مثبت وجود داشت، این مسئله بـه دلیـ ل نیازهای اکولوژیکی گونهی مزبور است کـه ارتفاعـات بـالاتر راترجیح میدهد.
در تحقیقات گریتنس و وتاس (35) ، فیشـر و فو یـ ل (34)،کوروی و همکاران (30) و آقایی و همکاران (1) نیـ ز ارتفـاع ازسطح دریا بهعنوان عامل بسیار موثر بر حضور و فراوانی گونهها معرفی شده است. در تحقیـ ق تمرتـاش (3) مشـخص شـد کـه
ارتفاع بر میزان تاج پوشش گیاهی موثر است. با افـزا یش میـ زان شیب، مقدار مشخصات کمی درختان کاهش یافـت کـه ایـ ن در تطابق با نتایج گودرزی و همکاران (16) قـرار دارد، علـت ایـ ن مسئله کاهش عمق خاک و رطوبت و در نتیجه میزان موادغذاییاست. در خصوص تعـداد پا یـ ههـا در واحـد سـطح در منـاطقپرشیب فراوانی افزایش یافت که باز مـ یتـوان آن را بـه مشـکلبودن دسترسـ ی روسـتا ییان ارتبـاط داد . لازم بـه ذکـر اسـت کـه
۹
همبستگی شیب با فراوانی گونهها تنها برای گونههای تنگرس و کیکم معنیدار بود. در خصوص حضـور گونـههـا ی تنگـرس وکیکم همبستگی معنیدار و مثبت با مقدار شـ یب داشـتند کـه بـانتایج جوادی و همکـاران (4) و هـم چنـ ین بـا نتـایج کـانترو وهمکاران (28) و میرزایی و همکاران (22) مغایرت دارد.
اگرچه در این تحقیق همبسـتگ ی معنـ یداری بـ ین جهـت ومشخصات کمی گونهها ملاحظه نشد و براساس نتـا یج درختـانبنه در جهتهای جنوب، جنوبشرق و جنـوب غـرب کـه نـوربیشتری میگیرند ارتفـاع متوسـط بیشـتر ی داشـتند در حـال یکـهدرختان بادام کوهی در جهتهای شـمال شـرق و غـرب بلنـدتربودهاند. برای سطح مقطـع و حجـم درختـان بنـه نیـ ز بیشـتر ین مقادیر در جهتهایی ملاحظه شد که اصـطلاحاً پرنـور هسـتند. بیشترین قطر درختان کیکم نیز در جهت غربی ملاحظه شد، این نتایج در مورد گونهی بادامک با نتایج گودرزی و همکاران (16)تطبیق دارد، زیرا این گونه در تمـام جهـات جغرافیـ ایی حضـورداشته است، در خصـوص سـایر گونـه هـا نیـ ز تقریبـاً در تمـامجهتها امکان یافتن گونهها فراهم بود، این مسئله ممکن اسـتبهواسطهی تغییرات توپوگرافیک نـه چنـدان شـدید در منطقـه یمورد مطالعه باشد. در واقع ماکروتوپوگرافی جنگل مورد تحقیق تنوع خیلی زیادی ندارد.
بهطور کلی در این تحقیق گونـه هـا ی دافنـه و بـادام کـوهیتمایل به حضور در شیبهای کمتر داشتند که این با مشـاهداتمیدانی تطبیق دارد درحالیکه گونههای کیکم و تنگرس متمایـ ل به حضور در مناطق مرتفع و در نتیجه با شیب بیشتر بودنـد . در تحقیق جوادی و همکاران (4) مشخص شد که ارتفاع از سـطحدریا همبستگی معنیداری با 32 گونه گیاهی مـورد مطالعـه داردکه برای برخی از گونهها مثبت و برخـ ی دیگـر منفـی بـود امـاهیچیک از گونهها از نظر حضور همبستگی مثبت با متغیر شیب نشان ندادند در حالیکه در تحقیق حاضـر، حضـور گونـههـا یکیکم، تنگرس و ارژن همبستگی مثبت با عامـل مزبـور داشـتند.
در این تحقیق همچنین مشخص شـد کـه گونـهی دافنـه دامنـهپراکنش وسیع داشته و در تمام شیبها و جهتها حضـور دارد .
۱۰
همچنین مشخص شد که ارتفاع از سطح دریا مهـم تـر ین عامـلمحیطی موثر در شکلگیری و حضور گونهها هست که با نتـا یج تحقیق حاضر همخوانی دارد. البته لازم است در تحقیقات بعدیمتغیرهای مربوط به مشخصات فیزیکـ ی و شـ یمیایی خـاک نیـ ز مورد بررسی قرار گیرند.
درخصــوص همبســتگی تیــپهــای گیــاهی بــا متغیرهــایتوپوگرافی مشخص شد که تنها ارتفاع از سطح دریا همبسـتگ یمعنیداری با تیپ گیاهی دارد که مقدار ضریب همبستگی بسیار قابل توجه بوده است، این عامل نزدیـ ک بـه دو سـوم تغییـ رات تیپهای گیاهی را تعیین میکند و مابقی آن تحت تـأث یر عوامـلدیگ ر هس تند. در تحقیق ات آق ایی و همک اران (1)، احم د و همکاران (25)، حیـ دری و همکـاران (6), فونتـا ین و همکـاران(33) وساویج و اکمیف (41) نیز نتـا یج مشـابه بـهدسـت آمـدهاست.
نتایج این تحقیق میتواند در شناسـا یی محـدوده ی حضـورتیپها و گونههای مختلف و نیازهای فیزیوگرافیک آنها کـه بـهنوبهی خود تعیین کننده در دسترس بودن نور، رطوبت، خاک و موادغذایی هستند و همچنین مناطق مسـتعد بـرای کاشـت آنهـامورد استفاده قرار گیرد، تهیهی نقشـه تیـ پ، حضـور و فراوانـیبراساس روابط همبستگی مورد مطالعه در این پژوهش میتوانند راهنمای مناسبی برای منطقه حفاظـت شـده بـاغ شـادی جهـتحمایت از گونهها و توسعهی آنها باشند.
براساس نتایج تحلیل رگرسیون مشخص شد کـه متغ یرهـا یشیب و ارتفاع از سطح دریا نمیتوانند تعـداد در هکتـار و تـاجپوشش در هکتار جنگل را بهصورت معنیدار پـ یشبینـ ی کننـد .
تنها صفاتی که تحت تاثیر این متغیرهای قـرار داشـتند، متوسـطارتفاع درختان بنه و بـادام در قطعـه نمونـه بودنـد کـه البتـه درتمامی موارد مقدار ضریب تعیین کم بوده و خیلـ ی قابـل توجـهنیســت. در تحقیــق انگــر و موزیکــا (42) مشــخص شــد کــهمتغیرهای توپوگرافی شامل شیب و انباشتگی جریـ ان آبراهـه هـاحــدود 40 درصــد از تغییــرات موجــود در تعــداد در هکتــاردرختچههـا را پـیشبینـ ی مـ یکننـد . در تحقیـ ق حاضـر اگرچـهانباشتگی جریان مـورد مطالعـه قـرار نگرفـت امـا شـیب زمـ ین بهعنوان یکی از متغیرهای تاثیر گذار به همـراه ارتفـاع از سـطحدریا توانست تنها تعداد درختچههای بادام و دافنه را با ضـرا یب تعیین 32/0 و 1/0 پیشبینی نماید. در تحقیق کریشـنا پسـارد وهمک اران (38) مش خص ش د ک ه متغیره ای ب ارش و درج ه حرارت بیش از متغیرهای توپـوگراف ی در تعیـی ن شـاخص هـا یپوشش گیاهی که تابعی از تاج پوشـش و تـراکم هسـتند نقـشدارند. مقادیر پایین ضریب تعیـی ن در تحقیـ ق حاضـر مـیتوانـدتاییدی بر این مسئله باشد. پارامترهای مربوط به خـاک معمـولارابطه تنگاتنگ با پوششهای گیاهی دارند. در تحقیـ ق مختـار یاصل و همکاران (21) مشخص شد که درصـد بسـیار بـالا یی از پوشش و تـراکم گونـههـا ی مرتعـ ی تحـت تـاثیر خصوصـ یات شیمیایی خاک قرار دارد. برای تکمیل نتایج این تحقیـ ق مطالعـهخصوصیات خاک ضروری بهنظر میرسد. در مطالعه عبـدالله یو نادری (14) متغیرهای ارتفاع از سطح دریا و شیب همبسـتگ یمعنیداری با تراکم و پوشـش گونـه درمنـه داشـتند. در تحقیـ ق حاضر دامنه تغییرات ارتفـاع خ یلـ ی زیـ اد نبـوده (400 متـر) و بهعلاوه منطقه مـورد مطالعـه فاقـد پوشـش جنگلـی همگـن ویکدست میباشد. از اینرو اثر ارتفاع در پیشبینـ ی خصوصـ یات کمی جنگل خیلـ ی بـارز نبـوده اسـت. در تحقیـ ق بـراون (27) مشخص شد که با استفاده از متغیرهای توپوگرافی و بیـ وفیزیکیدر پیشبینی نوع پوشش گیاهی، بخش زیادی از تغییرات، تبیین نشده باقی میمانند. بهنظر میرسد علیـ رغم علاقـه ای کـه بـرایاستفاده از این متغیرها در پیشبینی مشخصات تودههای گیـ اهی
منابع مورد استفاده
وجود دارد، این متغیرها نمیتوانند بهتنهایی عوامل تعیین کننـدهباشند. همچنین در صورت انجام نمونهبرداری در یـ ک گرادیـ ان ارتفاعی بهعنوان مثال در قالب یک ترانسکت، ممکن است نتایج بهتری بهدست بیایند تا این کـه قطعـات نمونـه در سـطح یـ ک منطقه پراکنده شوند، زیرا با این کـار متغ یرهـا ی مداخلـه گـر بـاتحت تاثیر قرار دادن شرایط، منجربـه معنـیدار