فت کردند: متخصص قلب، پرستار ویژه، رژیم درمانگر )متخصص تغذیه(، کاردرمانگر )فیزیوتراپیست( و مددکار اجتماعی .
محتوی برنامه آموزشی بر اساس نکات مهم توصیه شده انجمن اروپایی کاردیولوژی برای آموزش بیماران بود )10(. در این پژوهش از برنامهآموزشی ترکیبی مذکور استفاده گردیده است. هدف دیگر برنامه ایجادشرایطی برای وجود تعامل بین اعضای خانواده بیماران با یکدیگر بود .
شرکت کنندگان هر گروه، در مجموع 3 بار در جلسات دو ساعته طی دوره زمانی 3 ماهه در بیمارستان شرکت کردند. هر جلسه با موضوعات اصلی شروع شد سپس زمانی برای پرسش و پاسخ و بحث در نظر گرفته شد. گروه کنترل طبق برنامه عادی بیمارستان، اطلاعاتی را در ارتباط با نارسایی احتقانی قلب و خودمراقبتی دریافت کردند. اطلاعات مورد نظر توسط پزشک یا پرستار داده شد و هم چنین به صورت بروشور یا پوستر در بخش وجود داشت. اعضای خانواده اطلاعات را هم به صورت کتبی و هم شفاهی دریافت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا سه بار طی یک سال پرسشنامهها را تکمیل کنند. گروه مداخله، قبل از آموزش، دو هفته بعد از آموزش )میانگین زمانی 0 ماه( و 3 ماه بعد از بررسی دوم )میانگین زمانی 19 ماه(، پرسشنامهها را تکمیل کردند .چون میانگین زمانی برای تشکیل گروهها سه ماه بود، زمان از تکمیل پرسشنامه اولیه تا بعدی برای شرکت کنندگان متفاوت بود. گروه کنترل نیز پرسشنامهها را سه بار، اولیه ،3 ماه و 12 ماه بعد تکمیل کردند.
اطلاعات جمعیت شناختی اعضای خانواده شامل سن، جنس، وضعیت اشتغال، نسبت با بیمار و سطح آموزش اعضای خانواده و اطلاعات جمعیت شناختی بیماران شامل سن، جنس، خصوصیات بالینی ،تاریخچه قبلی بیماری، طول مدت ابتلا به بیماری، علت و کلاس بیماری بر اساس طبقه بندی انجمن قلب نیویورک )NYHA I – IV( که بر اساس ظرفیت عملکردی، کسر تخلیهای و درمانهای پزشکی دریافتی میباشد، بود. ابزار اضطراب و افسردگی بیمارستان برای اندازه گیری اضطراب و افسردگی و پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی ناتینگهام برای سنجش کیفیت زندگی استفاده شد که 3 بعد را مورد سنجش قرارمی دهد: انرژی) 6 سؤال(، درد) 8 سؤال(، واکنشهای هیجانی) 0 سؤال(، خواب) 1 سؤال(، انزوای اجتماعی) 1 سؤال( و فعالیت جسمی )8 سؤال(. درکل این پرسشنامه دارای 68 سؤال میباشد که نمرات از
12-9، کیفیت زندگی پایین ،21-16 کیفیت زندگی متوسط و نمرات
68-23 کیفیت زندگی بالا در نظر گرفته شده است. روایی علمی پرسشنامه کیفیت زندگی ناتینگهام به روش اعتبار محتوی، توسط صادق زاده و مشتاق در پژوهشی، با استفاده از آزمون همبستگی 81/9 تعیین شده است.. جهت تعیین پایایی علمی این پرسشنامه از روش آزمون مجدد استفاده شد. ابزار اضطراب و افسردگی بیمارستان شامل 10 سؤال) 7 سؤال برای سنجش اضطراب و 7 مورد برای سنجش افسردگی( استفاده گردید. هر سؤال نوع لیکرت 0 گزینهای )6-9( میباشد و مجموع نمرهها 21-9 که نمره صفر نشان دهنده عدم وجود افسردگی یا اضطراب میباشد. نمره 8-7 یا کمتر برای موارد بدون اضطراب یا افسردگی توصیه میشود )29(. پایایی داخلی برای پرسشنامه اضطراب و افسردگی جداگانه توسط آلفای کرونباخ محاسبه شد) 70/9(. لوفن مارک و همکاران در تحقیقی مشابه با استفاده از آلفای کرونباخ پایایی این پرسشنامه را 77/9 ذکر کردهاند. به شرکت کنندگان اطلاعات کتبی در ارتباط با محرمانه ماندن اطلاعات، شرکت اختیاری و حق خروج از مطالعه در صورت درخواست آنها در هر زمان از مطالعه داده شد. این مطالعه توسط کمیته اخلاق پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی زنجان تاریخ 23/12/1601 به شماره 6733/01/د و مجوز
31
شماره 012/2-6/10 تاریخ 27/98/1602 دانشگاه علوم پزشکی زنجان مورد تأیید قرار گرفته است. متغیرهای کیفی به صورت فراوانی )درصد( و متغیرهای کمی به صورت میانگین )انحراف معیار( توصیف شدند .مقایسه بیماران و همچنین مقایسه اعضای خانواده در دو گروه کنترل و مداخله بر حسب ویژگیهای دموگرافیک با استفاده از آزمون کی-دو و ضریب همبستگی گاما انجام شد. به منظور مقایسه اضطراب ،افسردگی و کیفیت زندگی و ابعاد شش گانه آن در دو گروه کنترل و مداخله در سه زمان اندازهگیری تحلیل آنالیز واریانس با اندازههای تکراری به کار رفت. دادهها با نرمافزار SPSS 22 تحلیل شدند و سطح معنیداری برابر با 1 درصد در نظر گرفته شد.
یافتهها
اطلاعات مربوط به 03 بیمار نارسایی قلبی تحلیل شد که بیشتر این بیماران) 2/81 درصد( دارای سن بالای 09 سال و زن) 2/13 درصد( بودند. دو گروه کنترل و مداخله از نظر ویژگیهای دموگرافیک بیماران نظیر سن، جنس، تاریخچه قبلی بیماری، مدت ابتلا به بیماری، کسر تخلیهای و طبقهبندی بیماری و دارو درمانی مشابه همدیگر بودند و تفاوت معنیداری مشاهده نشد )91/9 < P(. هم چنین تفاوت معنیداری بین ویژگیهای دموگرافیک اعضای خانواده بیمار از قبیل سن، جنس، نسبت با بیمار، تحصیلات، سالهای زندگی با بیمار و وضعیت اشتغال در دو گروه کنترل و مداخله وجود نداشت )جدول 1(.
میانگین )انحراف معیار( اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی به همراه ابعاد ششگانه آن در دو گروه کنترل و مداخله و در سه زمان اندازهگیری در جدول 2 نمایش داده شده است.
نتایج تحلیل آنالیز واریانس با اندازههای تکراری به منظور مقایسه اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی به همراه ابعاد ششگانه آن در دو گروه مداخله و کنترل در جدول 6 نمایش داده شده است.
اثر متقابل بین زمان و گروه درمانی برای افسردگی معنیدار بود )991/9 = P(، که نشان میدهد میزان افسردگی در گروه اول در زمان اول و دوم بالاتر از گروه دوم بود و در زمان سوم، بالعکس. برای شاخص اضطراب، کاهش معنی داری در طول سه زمان اندازه گیری مشاهده شد )991/9 > P( که این کاهش در بین دو گروه مداخله و کنترل معنی دار نبود. هم چنین شاخص کیفیت زندگی و ابعاد شش گانه آن ،بهبود قابل ملاحظهای را در سه دوره زمانی نشان داد )991/9 > P( اما بین دو گروه کنترل و مداخله این تفاوتها معنی دار نبود.
بحث
این مطالعه از پژوهشهایی است که کیفیت زندگی افراد خانواده بیماران مبتلا به نارسایی قلب را بررسی میکند. براساس نتایج مطالعه ،بین نمرات اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی در گروه مداخلهُ در سه فاصله زمانی قبل از آموزش ،2 هفته و 3 ماه بعد از آموزش اختلاف معناداری وجود دارد. بین میانگین به دست آمده از نمرات سه زمان مختلف، تفاوتهای محسوسی ملاحظه میشود. در مطالعه انجام شده توسط راهنورد و همکاران، بیشترین درصد واحدهای مورد مطالعه در ابعاد جسمی، روانی، اقتصادی-اجتماعی کیفیت زندگی نامطلوب داشته و بیماران در بعد سلامت عمومی )رضایت بیمار از وضعیت جسمی ،وضعیت روانی و زندگی خود( از کیفیت زندگی نسبتاً مطلوب برخوردار بودند )21(. از طرفی صادق زاده و همکاران در پژوهش خود نشان دادندکه میانگین اضطراب در گروه قبل از ترخیص کمی بیشتر از گروه بعدازترخیص است اما این تفاوتها از نظر آماری معنی دار نیست. میانگین نمرات نیازهای آموزشی گروه قبل از ترخیص بیشتر از گروه بعد ازترخیص است و بین دو گروه در میزان نیاز آموزشی تفاوت معنی داری وجود دارد )22(. همچنین در این مطالعه، تفاوت معناداری بین آموزش و کیفیت زندگی و ابعاد 3 گانه آن در دو گروه وجود نداشت. کیفیت زندگی شامل مجموعهای از سلامتی، اعتماد به نفس، تطابق و درجاتی از رضایتمندی از زندگی میباشد که فرد آن را تجربه میکند )26(. کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی میباشد. بنابراین باید از زوایای مختلف سنجیده شود. جنبههای مختلف کیفیت زندگی در بیماران متفاوت اهمیت خاصی دارد. دربیماری های مزمن به خصوص به علت طول مدت و شدت آنها ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی کیفیت زندگی دستخوش تغییر فراوان میشود )20(. مطالعات دیگر ،همسویی نتایج را با نتایج مطالعه حاضر مبنی بر وجود ارتباط بین حمایت اجتماعی با درجات پایین افسردگی )21( و اضطراب )23( و درجات بالای کیفیت زندگی )27( در اعضای خانواده بیماران مبتلا به نارسایی قلبی نشان داد .نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد که میزان اضطراب در سه دوره زمانی کاهش داشت که این کاهش از نظر آماری معنی دار بود. نتایج مطالعه حاضر با مطالعات مشابه همسو میباشد. مارتنسون و همکاران در پژوهش خود دریافتند که امکان صحبت با مراقبین بهداشتی و اطلاعات فراهم شده، اهمیت وافری در احساس راحتی و رهایی از اضطراب اعضای خانواده بیمار دارد و علاوه بر دریافت اطلاعات کافی، همسران، آمادگی بیشتری برای کمک به شریک زندگیشان پیدا میکنند )10(.
جدول 1: توزیع فراوانی و مقایسه ویژگیهای دموگرافیک بیماران و اعضای خانواد آنها در دو گروه مداخله و کنترل
P Value گروه طبقه
مداخله کنترل
اعضای خانواده بیمار + 9/708 سن
)19( 26 )01/3( 21 18-09
)60/1( 18 )01/3( 21 01-39
)19/0( 1 )8/8( 0 بالای 39
++ 9/189 جنس
)67( 17 )06/1( 29 زن
)36( 20 )13/1( 23 مرد
++ 9/016 نسبت با بیمار
)67( 17 )60/8( 13 همسر
)01/6( 10 )01/3( 21 فرزندان
)21/7( 19 )10/3( 0 برادر/خواهر
++ 9/099 تحصیلات
)39/0(239 )12/2( 20 زیر دیپلم
)60/1( 18 )07/8( 22 بالای دیپلم
+ 9/080 سالهای زندگی با بیمار
)12/2( 20 )01/3( 21 کمتر از 29 سال
)62/3( 11 )60/8( 13 29-09
)11/2( 7 )10/3( 0 بیشتر از 09
++ 9/106 وضعیت اشتغال
)06/1( 29 )62/3( 11 شاغل
)21/7( 19 )69/0( 10 خانه دار
)11/2( 7 )19/0( 1 کارگر
)10/3( 0 )23/1( 12 سایر
بیماران 9/181 سن
)29/1( 0 )19/0( 1 کمتر از 09
)70/1( 61 )80/3( 06 بالای 01
++ 9/900 جنس
)36/9( 20 )01/7( 21 زن
)67/9( 17 )10/6( 21 مرد