یجه پژوهش جاویدی کلاته و عبدلی )0212( نیز مبین همین مسئله میباشد. در مطالعه ایشان با هدف بررسی چگونگی روند تحول تفکر انتقادی دانشجویان علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، نتایج نشان داد که بین میانگین نمره گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان دختر و پسر تفاوتی دیده نشده است )02(. یافتههای مطالعه حاضر بیانگر عدم ارتباط بین سن و نمره گرایش به تفکر انتقادی میباشد. نتایج مطالعه قریب و همکاران) 0223(، همانند مطالعه حاضر حاکی از عدم ارتباط معنی داری بین متغییرهای نظیر سن، وضعیت تأهل و تجربه کاری با سطح تفکر انتقادی دانشجویان میباشد )6( در حالیکه انتظار میرود با افزایش سن و کسب تجریه، افراد تمایل بیشتری به تفکر انتقادی داشته و این مهارت را بیشتر مورد استفاده قرار دهند. بر طبق یافتهها، بین نمره معدل کل و گرایش به تفکر انتقادی ارتباط معناداری وجود نداشت. این امر میتواند ناشی از حاکمیت روش آموزش سنتی ارزیابی دانشجویان بر دانشگاههای ما باشد که در ارزشیابی دانشجویان مهارت تفکر انتقادی و تجزیه و تحلیل چندان مورد توجه قرار نمیگیرد و بیشتر به محفوظات و به خاطرسپاری مطالب توجه میشود. هچنین نتیجه مطالعه رنجبر و همکاران) 0226( که به منظور بررسی میزان گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان پرستاری و مامایی و ارتباط آن با وضعیت تحصیلی انجام شد نیز با نتیجه حاصل از مطالعه همسو بوده است )3(.
نتیجه گیری
نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان پرستاری بالاتر از حد میانگین آن بوده است .گرچه تفکر انتقادی به تنهایی شاخص خوبی برای موفقیت در پرستاری نیست، اما مهارتهای تفکر انتقادی برای عمل پرستاری ضروری هستند و باید هسته مرکزی دوره درسی پرستاری باشند. همچنین یافتهها حاکی از آن بود که بین میزان گرایش به تفکر انتقادی و سنوات تحصیلی، جنس و معدل ارتباط آماری معناداری وجود ندارد و عواملی چون کیفیت آموزش، روش آموزشی و روشهای ارزیابی دانشجویان میتواند از عوامل تأثیر گذار در این زمینه باشد که در این راستا، بازنگری در شیوههای آموزش دانشگاهی، اصلاح دیدگاهها در مورد یادگیری و رشد، اصلاح برنامه درسی رشته پرستاری یاری رسان خواهد بود.