vus (Klocker) Stolk and Samson بر علیه این بیماری نتایج مطلوبی عاید گردد.
پوسیدگی ریشه و طوقه گوجه فرنگی ناشی از قارچFusarium oxysporum با دو فرم مخصوص از آنها F.o.f.sp.radicis-lycopersici وF.o.f.sp.lycopersici از مهمترین بیماریهای این گیاه میباشد.
به کارگیری ارقام مقاوم و رعایت تناوب چند ساله از روشهای رایج کشت گوجه فرنگی درگلخانههای استان آذربایجان شرقی شامل سه رقم ارگون، دانفیلد، کلوز، در مقابل دو جدایه مرجع ( 004) فوزاریوم به نامهایFusarium oxysporum f.sp.lycopersici وFusarum oxysporum f. sp. Radicis lycopersici(c142) و یک جدایه محلی Fusarum oxysporum مورد بررسی قرار گرفت (منافی و همکاران، 1391). شناسایی نژاد فیزیولوژیک و تنوع ژنتیکی جدایههایFusarium oxysporum f.sp.lycopersici با استفاده از ارقام افتراقی و نشانگر ملکولی RAPD در استانهای خراسان شمالی و جنوبی که این ارقام شامل Boony Best (حساس عمومی)، Walter (مقاوم به نژادهای 1و2) وVFN-8 مقاوم به نژاد 1) از گیاه گوجهفرنگی میباشد (حیدرزاده و همکاران، 1386).
استفاده از ارقام مقاوم در مقابل قارچ عامل بیماری تنها اقدام عملی در مزرعه است. در حال حاضر چند رقم مقاوم گوجه فرنگی در دسترس هستند. قارچ عامل بیماری چنان گسترده و پر دوام در خاک وجود دارد که سترون سازی بستر بذر و تناوب در این مورد خاص به نتیجه نمیرسد. سترون سازی خاک در مزرعه بسیار پرهزینه است. تحقیقات در سالهای اخیر در زمینه مبارزه بیولوژیکی با پژمردگی فوزاریومی نتایج خوبی در بر داشته است. مبارزه زیستی با این بیماری شامل آغشتن گیاهان قبل از کاشت با سویههای غیر بیماری زای F.oxysporum، استفاده از قارچهای آنتاگونیست مانند Trichoderma و Gliocladium و باکتریها مانند Pseudomonas fluorescens و Burkholderia cepacia و غیره است (اگریوس17، 1936).
در همین راستا میتوان به مطالعات زیر اشاره نمود که نتیجه تحقیقات و مطالعه محققین ایرانی میباشد. عرفانی (1377) امکان کنترل بیولوژیکی قارچ Fusarium oxysporum f.sp. lycopresici عامل پژمردگی فوزاریومی گوجهفرنگی توسط آنتاگونیستهای باکتریایی در شرایط آزمایشگاه و گلخانه بررسی نمود. در استان کردستان امینی (1387) با بررسی بیماری پژمردگی فوزاریومی گوجهفرنگی به تعیین نژاد قارچ Fusarium oxysporum f.sp. lycopersici درشرایط گلخانه همت گمارد. در مطالعی دیگر و این بار بر روی قارچ عامل پژمردگی Fusarium oxysporum f.sp.lycopersici و نماتد ریشهگرهی Meloidogyne incognita میزان پژمردگی ارقام گوجهفرنگی و آلودگی آنها مورد بررسی قرار گرفت (کمالی و همکاران، 1389). ایلاد و همکاران18 (1982) در مورد از هم پاشیدگی قارچهای بیماریزای گیاهی به وسیله Trichoderma harziannum تحقیق کرد.
در مطالعات دیگر مکانیسمهایی به وسیله گونههای تریکودرما در زمینه کنترل بیولوژیک بیماریهای گیاهی مورد بررسی قرار گرفت (هوول19، 2003). در زمینه کنترل بیولوژیک پژمردگی فوزاریومی گیاه گوجهفرنگی رشد Rhizobacteria نیز بررسی شده است (کمال و همکاران20، 2009).
1-2- بیان مسئله
گوجهفرنگی در بسیاری از استانهای ایران شامل فارس، کرمان (جیرفت و کهنوج)، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، هرمزگان، بوشهر، تهران (ورامین)، گلستان، سمنان، قزوین، آذربایجان غربی، کردستان و خوزستان (درفول) کشت میشود (محمدی حاجی آبادی و همکاران، 2009؛ رشیدی و همکاران، 2009؛ عاقل و همکاران، 2011؛ ابوطالبی و همکاران، 2012؛ حسین خانیها و همکاران21، 2012؛ صادقی و همکاران، 2012). با توجه به گزارشات متعدد (اعتباریان، 1371؛ ویانی و همکاران، 1386؛ امینی، 1387)، مسئله اساسی در این تحقیق وقوع گسترده بیماری پژمردگی فوزاریومی (Fusarium wilt) گوجهفرنگی در برخی مناطق عمده کشت این محصول تلقی میگردد. در کشور ما تاکنون عمدهترین روش مبارزه با این بیماری به صورت کوتاه مدت استفاده از ارقام متحمل (مرید و همکاران، 2012) موجود همراه با اقدامات زراعی بوده است. از روشهای دیگر میتوان به مبارزه بلند مدت با استفاده از عوامل مهار کننده بیولوژیکی (حاجی اقراری22، 2008) اشاره کرد که در برخی موارد علاوه بر کنترل بیماری، موجبات افزایش رشد گیاه را نیز فراهم میآورد. بنابراین بر مبنای فرضیه اخیر، احتمال میرود با اجرای تحقیقی در زمینه کنترل بیولوژیکی (اعتباریان و همکاران، 2000) با استفاده از قارچهای آنتاگونیست نظیرTalaromyces flavus (Klocker) Stolk and Samson بر علیه این بیماری نتایج مطلوبی عاید گردد.
هدف این تحقیق رفع جنبههای مجهول و مبهم موضوع مورد بررسی بوده که میتوان آنها را به شرح ذیل بیان کرد:
مطابق نتایج تحقیقات گذشته، در حین انتخاب یک میکروارگانیسم به عنوان عامل کنترل بیولوژیکی، باید مطمئن گردید که شرایط طبیعی که بر آن محیط زیست حاکم است تأثیر نامطلوبی روی تکثیر و فعالیت عامل کنترل در منطقه مورد نظر نمیگذارد (رنویک و جونز23، 1986؛ نلسون24، 1988). در این تحقیق، همزمان با جداسازی جدایههای مختلف قارچهای آنتاگونیست T. flavusاز خاک مزارع کشت گوجهفرنگی، میتوان تخمینی از تعداد واحد پرگنه ساز (CFU) در هر گرم خاک داشت و در صورت محاسبه حداقل تعداد 107 واحد پرگنه ساز در هر گرم خاک، مساعد بودن شرایط منطقه مورد نظر برای فعالیت این گونه قارچها مشخص می شود (سلام و همکاران25، 2008).
یکی از دلایل مهم عدم استقرار عامل کنترل بیولوژیک، نحوه کاربرد نامناسب آن میباشد (مایونگ26، 2008). این تحقیق در قالب آزمایش مزرعهای و در ادامهی تحقیقات انجام گرفته در آزمایشگاه و گلخانه صورت خواهد پذیرفت. مطابق بررسیهای آزمایشگاهی انجام گرفته از 24 جدایهی Talaromyces flavus، سه جدایه مؤثر از هر قارچ برای آزمایش گلخانهای انتخاب شده بود. همچنین، در آزمایش گلخانهای با تیمارهای اصلی (روشهای مختلف کاربرد جدایههای آنتاگونیست) و تیمارهای فرعی (جدایههای مؤثر انتخاب شده از بررسی آزمایشگاهی)، در نهایت چهار تیمار برتر متأثر از جدایههای آنتاگونیست با روش کاربردشان جهت بررسیهای مزرعهای معرفی گردیدند. بنابراین، در تحقیق حاضر، در نهایت اثرات تیمارهای برتر روی درصد شدت بیماری پژمردگی فوزاریومی گوجه فرنگی مشخص خواهد شد.
1-3- ضرورت انجام تحقیق
کارآیی تیمارهای متأثر ازجدایههای آنتاگونیست و روش کاربرد مربوط به هر یک از آنها که در شرایط گلخانه به عنوان برترین تیمارها از لحاظ کنترل بیماری پژمردگی فوزاریومی گوجه فرنگی معرفی شده بودند، از لحاظ کنترل بیماری در مزرعه نیز مشخص گردد.
1-4- اهداف و فرضیه های پژوهش
احتمال میرود که شاخص بیماری در تیمارهای در بردارندهی جدایههای آنتاگونیست مؤثر نسبت به شاهد آلوده به صورت معنی داری کاهش یابد.
1-5- اهداف علمی کاربردی
1-5-1- بررسی امکان کنترل بیولوژیک بیماری پژمردگی فوزاریومی با استفاده از جدایههای موثر Talaromyces flavus در شرایط مزرعه است.

1-5-2- مقایسه کارایی تیمارهای مختلف متاثر از جدایههای Talaromyces flavus از لحاظ کنترل بیماری پژمردگی فوزاریومی در شرایط مزرعه

1-5-3- تعیین مناسبترین جدایه قارچ آنتاگونیست Talaromyces flavus و روش کاربرد آن میباشد (آغشته سازی بذر-افزودن به خاک یا هر دو روش) جهت استفاده در مزارع و یا گلخانههای گوجهفرنگی است.
1-6- فرضیهها
احتمال میرود که شاخص بیماری در تیمارهای در بردارندهی جدایههای آنتاگونیست مؤثر نسبت به شاهد آلوده به صورت معنی داری کاهش یابد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-6-1- احتمال دارد منطقه کشت محصول مورد مطالعه برای فعالیت قارچ آنتاگونیست Talaromyces flavus مساعد باشد.

1-6-2- احتمال هر یک از جدایههای آنتاگونیستTalaromyces flavus موجب کاهش معنیدار بیماری پژمردگی فوزاریومی در شرایط مزرعه میگردند.

1-6-3- ممکن است نحوه کار Talaromyces flavus افزودن به خاک یا آغشته سازی بذر یا هر دو مناسب باشد.
1-7- تعریف متغیرهای پژوهش
متغییرهای این تحقیق به صورت شاخص یا شدت آلودگی بیماری پژمردگی فوزاریومی بوده که به شرح زیر است:
برای گردآوری اطلاعات مزرعهای، شاخص شدت بیماری برای هر بوته بر اساس میزان بروز بیماری مطابق روش موانگی و همکاران27 (2011) به شرح ذیل با اعداد صفر تا 5 نشان داده می شود:
صفر= بدون علائم بیماری
1= کلروز برگی و پژمردگی به میزان 1 تا 25 درصد (بوته دارای یک برگ پژمرده)
2= کلروز برگی و پژمردگی به میزان 26 تا 49 درصد (بوته دارای دو یا سه برگ پژمرده)
3= کلروز برگی و پژمردگی به میزان 50 تا 74 درصد (نیمی از برگ های یک بوته پژمرده شده)
4- کلروز برگی و پژمردگی به میزان 75 تا 100 درصد (تمام برگ های یک بوته پژمرده شده)
5- بوته مرده یا کاملا از بین رفته
درکلیه ارزیابیهای شدت بیماری پژمردگی فوزاریومی با محاسبه و مقایسه میانگین شدت بیماری پژمردگی فوزاریومی با استفاده از آزمون چند دامنهای دانکن و تحت برنامه آزمون دانکن و تحت برنامه آماری MSTAT-C انجام میگیرد.
1-8- پیشفرضهای پژوهش
1-8-1-کاهش معنیدار شاخص بیماری در تیمارهای متاثر از Talaromyces flavus نسبت به شاهد سالم و آلوده
1-8-2-اختلاف معنیدار تیمارهای مختلف از