موند جاکوبسون34 پدر علم اعصاب، از الکترومیوگرافی سطحی بهطور گستردهای برای مطالعه اثر تصویرسازی و هیجان روی تغییرات فعالیت عضله استفاده کرد. او همچنین از الکترومیوگرافی سطحی برای مطالعه سیستماتیک اثر پروتکل تمرینی آرامشبخش خود بر فعالیت عضلانی استفاده کرد.
در دهه 1940، محققین استفاده از الکترومیوگرافی سطحی را برای مطالعات مربوط به حرکات پویا و دینامیک شروع کردند. برای مثال، اینمن35 و همکاران ، مطالعات زیادی در رابطه با حرکات شانه انجام دادند. در اواخر دهه 1940، پرایس36 و همکاران، افرادی که بهعلت درد پایین کمر به کلینیک میآمدند را مورد مطالعه قرار دادند و بیان کردند که الگوی فعالیت الکترومیوگرافیک این افراد با افراد سالم، متفاوت میباشد. کار پرایس و همکارانش اولین کار در زمینه پاسچرهای دردناک و الگوهای عملکردی محافظتی عضلات میباشد. فلوید و سیلور در اوایل دهه 1950، مطالعهای بسیار قوی در مورد الکترومیوگرافی و عضلات باز کننده ستون فقرات انجام دادند. آنها به روشنی نشان دادند هنگامیکه شخص تنهاش را رو به جلوی خم میکند، عضلات پشتی شخص، تا زمانیکه حمایت و نگهداری تنه به رباطها مربوط شود، کار میکند.
طی اواخر دهه 1950 و دهه 1960میلادی، جورج واتمور37 یکی از دانشجویان جاکوبسون، برای مطالعه و درمان مشکلات عملکردی و حسی از الکترومیوگرافی سطحی استفاده کرد.
طی دهه 1960، تکنیک استفاده از بیوفیدبک پا به عرصه علم گذاشت. باسماجیان38 در زمینه تمرین روی یک واحد حرکتی منفرد کار کرد و انگیزه تحقیق و مطالعه روی بیوفیدبک را بهوجود آورد. المرگرین39، برای اولین بار از الکترومیوگرافی سطحی با بیوفیدبک در کلینیک منینگر، جاییکه وی نمونه منفرد باسماجیان را برای تمرینات آرامبخش عمومی اصلاح کرد، استفاده نمود. چند سال بعد، بودزینسکی40 و همکارانش به استفاده از الکترومیوگرافی سطحی برای درمان درد در حین انقباضات عضلانی پرداختند. از این به بعد بیوفیدبک پا به عرصه توسعه گذاشت.
استفاده کلینیکی از الکترومیوگرافی سطحی برای درمان ناهماهنگیهای خاص از دهه 1960 شروع شد. هاردیک41 و همکارانش، از اولین افرادی بودند که از الکترومیوگرافی سطحی استفاده کردند. آنها از الکترومیوگرافی سطحی برای آموزش دانشآموزانشان استفاده کردند. این آموزش تنها برای قرائت بدون صدا نبود، بلکه برای شتاب بخشیدن به بهبود مهارت قرائت آنها بود. بوکر42 و همکارانش نشان دادند که روشهای باز تمرینی بازخورد گرفته از الکترومیوگرافی سطحی، برای بیماران دارای مشکلات عصبی- عضلانی مفید میباشد و جانسون و گارتون43 از الکترومیوگرافی سطحی برای کمک به بازگشت و بهبود عملکرد بیماران فلج استفاده کردند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شکل2-1 جان باسماجیان، پدر الکترومیوگرافی سطحی