د و به استفاده بهتر از مفهوم در پرستاری کمک میکند.
یافتهها
تعریف مفهوم و شناسایی موارد استفاده از آن
در متون مختلف تعاریف و کاربردهای متعددی برای شهود به کار رفته است که این تعاریف به صورت عمومی در فرهنگ لغتها و به صورت اختصاصی در علوم مختلف مانند مدیریت، روانشناسی، فلسفه و پرستاری بیان شده است.
تعاریف شهود در فرهنگ لغتها
در فرهنگ وبستر) Webster( شهود به عنوان یک قدرت یا توانایی طبیعی افراد معنی شده است که امکان دانستن چیزی را بدون دلیل یا نشانه خاصی فراهم میکند، یا یک احساسی که فرد را به انجام عمل خاصی بدون درک کامل چرایی آن عمل راهنمایی میکند، و در موارددیگر شهود به “بینش سریع و آماده”، “درک یا شناخت فوری”، “نوعیدانش یا اعتقاد کسب شده” و “توان دریافت دانش یا شناخت مستقیم بدون تفکر یا استنباط عقلی واضح” تعریف شده است )34(. فرهنگ آکسفورد) oxford( نیز شهود را به صورت “توانایی درک چیزها به صورت غریزی بدون نیاز به دلیل آوری منطقی” یا ” چیزی که یک فرد از طریق احساس غریزی خود میداند و یا احتمال وقوع آن را میدهد”، تعریف کرده است )31(. همچنین لغت نامه دهخدا این مفهوم را با تعابیری مانند “حاضر شدن”، “دیدن”، “آشکار” و “رویت حق” معنی کرده است و در اصطلاح اهل سلوک در مواردی برای رفع حجاب و خروج از بعد جسمانی کاربرد دارد )32(.
تعاریف و بکارگیری شهود در علوم مختلف
در اعتقادات آیین هندو) Hindu(، شهود را عملکرد روحی منظم میدانند که برای دستیابی به آن باید بر اصول آسمانی تمرکز کرد .بوداییها نیز بر این باورند که شهود منبع بینهایت خرد و حقیقت است؛ لذا براساس ذن) Zen( در آیین بودا، با ایجاد آرامش در ذهن و روح از طریق مراقبه) Meditation(، میتوان به این منبع دست یافت )37(. ارسطو بیان داشت که شهود “یک منبع خطاناپذیر از حقیقت” است که بدون اثبات وجود دارد و تنها وسیلهای است که از طریق آن میتوان خدا را درک کرد و تحلیل شهودی یکی از راههای کسب مستقیم حقیقت است که انسان را به خدا نزدیکتر میکند )38(. “شهود” یکی از بنیادیترین مفاهیم فلسفه کانت) Kant( است، از دیدگاه او مرحله شهود با قوای حس )sensibility( آغاز میشود، قوه حس و شهود از طریق ارتباط با پدیدهها، محتوای معرفتی مربوط به آن پدیده را بدست میآورند و آن را در اختیار قوه فهم )understanding( قرار میدهند، و قوه فهم، اندیشیدن روی پدیده را شروع میکند، پدیده مورد نظر زمانی برای انسان قابل شناخت میشود که “شهود” و “فهم” در کنار یکدیگر به تعامل معرفتی بپردازند )33(. شهود از منظر ادیبان و فلاسفه مسلمان نیز به عنوان راهی برای شناخت حق و ارتباط با خداوند بیان شده است؛ ابن عربی شهود را رویت بدون احاطه، معنا میکند، و از دیدگاه او شهود به سه مرحله “محادثه” )مقام هم صحبتی با خدا( ،”مشاهده” )رویت اشیا با دلایل توحیدی و دیدن حق در اشیا( و
“روئیت” )مشاهده با چشم نه با بصیرت( تقسیم میشود. از نظر سهروردی مسیر معرفت با علم حصولی شروع شده و با شهود ادامه مییابد و غایت شهود پیبردن به ذات اقدس الهی است. در حکمت متعالیه ملاصدرا نیز علم با عالم هستی مرتبط است، و انسان دارای ابزارهای غیرعقلی است که میتواند به این علم دست یابد، این ابزارها که شهود نام دارد به انسانهای کامل داده میشود )24(. مولانا نیز به سه مفهوم “معرفت حسی”، “معرفت عقلی” و “معرفت شهودی” اشاره کرده است. از دیدگاه او هر چند معرفت حسی و عقلی شرط لازم برای کمال است اما این شرایط کافی نیستند و به معرفت شهودی نیاز دارند ،و مرتبه شهودی است که بنده را به مرحله یقین متصل میکند )21(.
31
دو رویکرد کلی برای پردازش اطلاعات بیان شده است؛ شهود )intuition( و منطق) Logic(؛ شهود به عنوان یک روش طبیعی ،خودبخودی، اکتشافی، الگومدار، غیرساختاری، تلویحی، غیرکلامی ،تجربهمدار، رازآلود، و سیستم اولین سیگنال در نظر گرفته شدهاست )23(. از دیدگاه فروید )Freud( پردازش اطلاعات به شیوهشهودی مربوط به ناخودآگاه انسان است و بخش اعظم اطلاعات هرشخصی در ناخودآگاه او ذخیره میشود )22(، همچنین شهود بهعنوان یک عملکرد کلی و فوری، یکی از چهار عملکرد اصلی مغزمحسوب میشود و سه عملکرد دیگر شامل فکر )thinking( ، احساس عاطفی) Feeling( و احساس فیزیکی) Sensation( میباشند )37(. در مطالعه دیگری شهود به عنوان نوعی توان شناختی مطرح شده است، و افرادی که شهود بیشتری دارند توانایی تصمیمگیری و قضاوت در آنها بالاتر است )24(. شهود از دیدگاه باورز) Bowers( و همکاران یک فرایند دو مرحلهای فوری )راهنما و انسجام( را طی میکند تا به مرحله تصمیم برسد؛ در مرحله راهنما )Guiding( شهود به صورت یک درک غیر واضح به صورت غیرارادی درک میشود، همانطور که این درک آشکارتر میشود، نشانههایی از اتصال )Coherence( پدیدار میشود، که به صورت خودکار شبکههای مربوط به قوه حافظه) mnemonic
networks( را فعال میکند و در نتیجه یک درک پنهان و تلویحی از موضوعی که اتصال به آن مربوط است وارد خودآگاه )conscious( میشود. در مرحله دوم یا مرحله انسجام

)Integrative(، ارتباط بین خودآگاه و ناخودآگاه ایجاد میشود، این مرحله زمانی بوجود میآید که دامنه فعالسازی شبکههای قوه حافظه زیاد باشد تا به آگاهی )Awareness( برسد. انتقال از مرحله اول به مرحله دوم به صورت ناگهانی، درک کلی و به صورت یک بینش انجام میشود و در این مرحله فرد به صورت آگاهانه تصمیم خود را بر مبنای درک شهودی خود اتخاذ مینماید )21(.
در پزشکی پژوهشگران مفهوم “شهود بالینی” )Clinical
intuition( را به کار میبرند و شهود از دیدگاه آنها به عنوان یک روش غیر منظم میتواند تکمیل کننده تصمیمات بالینی آنها براساس شواهد موجود باشد )2(. مطالعات الکتروفیزیولوژیکی متعددی نیز برای تائید شهود انجام شده است؛ به عنوان مثال هور )Horr( و همکاران برای بررسی منشاء شهود از روشهای مگنتوآنسفالوگرافی )magneto encephalography( برای ثبت پاسخهای الکترومغناطیسی مغز استفاده نمودهاند. در بررسی آنها 34 دانشجوی زیر گروه پزشکی شرکت داشتند. نتایج حاصل از مگنتوآنسفالوگرافی نشان داد که قسمت چپ قشر اوربیتوفرونتال )orbitofrontal cortex( مسئول تشخیص پیامهای شهودی و ایجاد پیوستگی بین اطلاعات دریافتی از خطوط طراحی شده و در نهایت انجام تصمیم و قضاوت فوری است )8(. بررسیهای مککرارتی )Mc Carty( و همکاران نیز حاکی از تغییرات ضربان قلب و نوار قلب قبل از دریافت یک پیام شهودی یا پیشبینی موضوعی در آینده است، و این تغییرات در یک حالت تعاملی تأثیر مستقیم بر پردازش اطلاعات در مغز دارد )22, 27(. در علم مدیریت شهود را به عنوان “جنبه غیر منطقی تفکر”، “دانستن بیشتر از میزانی که ما قادر به بیان آن هستیم”، “توانایی مدیریتی نیمکره راست مغز”، “مغز خلاق” و “تخصص” توصیف کردهاند )28(. این مفهوم در طراحی برنامههای استراتژیک و تصمیمگیری در مدیریت نقش اساسی دارد )23(. در یک بررسی، شهود به عنوان یکی از ویژگیهای مدیران و رهبران تحول گرا )transformational( معرفی شده است، و پژوهشگران نشان دادند که افرادی که از شهوداستفاده میکنند هوش هیجانی بالاتری دارند که در نتیجهمیتوانند بر چالشهای مدیریتی مانند روبرو شدن با مسائل پیچیده و ایجاد انگیزه در خود و دیگران موفقتر باشند )44(. نتایج بررسی آئروم اندرسون )Aarum Andersen( بر روی 344 مدیر در شرکتهای مختلف نشان داد که 31 درصد از مدیران از شهود استفاده میکنند و این افراد میزان خلاقیت و نوآوری بیشتری نسبت به بقیه مدیران داشته و در سطح بالاتری از نظر توان رهبری و مدیریت قرار گرفته بودند. همچنین این مدیران نقش موثرتری در پیشرفت سازمان خود داشتهاند )41(. واژه شهود در آموزش به عنوان “آموزش و یادگیری بدون تفکر”، “یک هدیه مقدس” و ” قدرت تفکر بدون تفکر” )The power of thinking without thinking( معنا شده است. پژوهشگران بیان کردند که استفاده از شهود موثرتر و کاراتر از تحلیل منطقی است، زیرا نتایجی که از شهود بدست میآید شبیه تحلیل منطقی است ولی در حالت اول تلاش کمتری صورت میگیرد )43(. شهود به عنوان یک روش یادگیری در دهه 1344 وارد علم شد، از این دیدگاه یادگیرندگان شهودی افرادی هستند که درک فوری و ناخودآگاهی از جهان اطراف پیدا میکنند، به مفاهیم و نظریهها علاقهمند هستند ،خلاقیت دارند، سریع عمل میکنند و به راحتی میتوانند سمبلها را تعبیر کنند )42(. پژوهشگران علم مدیریت نیز بر این باورند که شهود به عنوان یکی از روشهای کسب آگاهی باید در قرن 31 وارد کوریکولوم آموزشی آنها شود و بدینوسیله میزان تخصص مدیران را بالا ببرند. در این راستا بعضی روشها مانند “نوشتن یادداشتهای روزانه” )Journaling(، “ارائه تصاویر بینایی”، “بررسی دقیق شهود و دادن بازخورد مناسب” )Scrutinizing Intuitions and Giving Good Feedback (، و استفاده از ذهن منطقی برای پاسخ و دریافت پیامهای شهودی و تحلیل آنها برای افزایش توان شهودی در علم مدیریت توصیه شده است )44(. پژوهشگران پرستاری نیز تعاریف متعددی برای شهود در بالین بیماران ارائه دادهاند؛ “احساس دانستن اینکه یک اتفاق وحشتناک )در مورد بیمار( در حال رخ دادن است” )3(، “یک درک فوری ناخودآگاه” )41(، “درک مستقیم از حقیقت، مستقل از فرایند تحلیلی آن”
)42(، “فرایند غیرخطی از دانستن از طریق آگاهی فیزیکی، آگاهی عاطفی، و ایجاد ارتباط بین آنها” )14(، “عمل ترکیب دانش تجربی ،اخلاقی، زیبائیشناختی و شخصی” )47(، “دریافت یک پاسخ به صورت ناخودآگاه با کمترین تلاش” )48(، و “یک آگاهی در مورد اینکه اتفاق بدی برای بیمار میافتد، که با دادههای موجود قابل توضیح نیستند” )43(.
تعیین ویژگیهای