اینکه درآمد شرکت برای ایجاد منافع سرمایه ای دوباره جذب فعالیت‌ها ی شرکت گردد.
این ترجیح می‌تواند بر حسب مدل ارزشیابی سهام با نرخ رشد ثابت در نظر گرفته شود:

رابطه فوق نشان می‌دهد که اگر شرکت نسبت تقسیم سودش را افزایش دهد و بنابراین را بالا می‌برد، ‌صورت کسر افزایش خواهد یافت و بنابراین روش اتخاذ شده به تنهایی سبب می‌شود که قیمت سهام بالا برود. با وجود این اگر بالا برود، در نتیجه مبالغ کنونی برای سرمایه گذاری مجدد در دسترس نخواهد بود، ‌پس نرخ رشد مورد انتظار (g) پایین خواهد آمد و قیمت سهام به طرف پایین میل خواهد کرد.
در این صورت، ‌هر تغییری در سیاست تقسیم سود دو اثر متضاد دارد و شرکت باید به دنبال رسیدن به یک تصمیم مناسب در ارتباط با سود سهام جاری و نرخ رشد آتی باشد تا اینکه قیمت سهام را حداکثر کند. در این قسمت چند تئوری مربوط به سیاست تقسیم سود یا ترجیح سرمایه گذار به اختصار بیان می‌شود.
8-2-2-تئوری پرداخت سود سهام به عنوان سود سهام باقی مانده :
بر طبق نظریه سود باقی مانده، ‌شرکت‌‌ها آن مقدار از سود انباشته را تقسیم می‌کنند که مازاد بر نیاز پروژه‌ها ی سرمایه گذاری آن‌‌ها باشد. به عبارتی دیگر ابتدا پروژه‌ها ی سرمایه گذاری با بیشترین بازده را از محل سود انباشته آنقدر تامین می‌کنند که هزینه سرمایه ( تامین مالی با تقسیم سود ) برابر با بازده سرمایه گذاری باشد و مازاد بر آن را بین سهامداران تقسیم می‌کنند.
نظریه سود سهام به عنوان وجوه باقی مانده الزاماً به آن معنی نیست که سود سهام از دوره ای به دوره دیگر همراه با تغییرات پروژه‌ها ی سرمایه گذاری متغیر باشد، ‌شرکت ممکن است پرداخت سود سهام را به وسیله کنار گذاشتن وجوه در سالهایی که اضافه درآمد دارد برای سال‌ها یی که کسری خواهد داشت، ‌یکنواخت کند.
9-2-2-تئوری نامربوط بودن سود سهام مودیگلیانی ومیلیر
مرتون میلر و فرانکو مودیگلیانی در یک مقاله تئوریکی مهم درباره سیاست تقسیم سود بحث نمودند که سیاست تقسیم سود هیچ تاثیری روی قیمت بازار سهام و یا ارزش شرکت یا هزینه سرمایه ندارد. لذا سیاست تقسیم سود نامربوط است. آنها چنین استدلال کردند که ارزش شرکت بر مبنای قدرت سودآوری و درجه ریسک آن تعیین می‌شود و بنا براین ارزش شرکت به سیاست سرمایه گذاری داراییها بستگی دارد و به چگونگی تقسیم سود آن مابین سود سهام و سود تقسیم نشده بستگی ندارد. م. م ثابت می‌کنند که تحت مجموعه ای از شرایط و فرضیات معین، ‌اگر شرکتی سود سهام بیشتری تقسیم کند، ‌در نتیجه شرکت باید سهام بیشتری به سرمایه گذاران جدید بفروشد و سهمی ‌از ارزش شرکت به سرمایه گذاران جدید واگذار شده دقیقاً مساوی با سود سهام نقدی تقسیم شده می‌باشد.
م. م نظریه ایشان را با در نظر گرفتن پنج فرضیه اثبات کردند:
1- هیچ گونه مالیات بر درآمد شخصی یا شرکت وجود ندارد.
2- هزینه‌ها ی انتشار و معاملات (نقل و انتقال) سهام وجود ندارد.
3- سیاست تقسیم سود هیچ اثری روی هزینه سرمایه ندارد.
4- سیاست سرمایه گذاری از محل حقوق صاحبان سهام سرمایه کاملاً مستقل ار سیاست تقسیم سود آنست.
5- سرمایه گذاران و مدیران به مجموعه ای از اطلاعات یکسان ( اطلاعات متناسب ) بدون توجه به فرصت‌ها ی سرمایه گذاری آتی دسترسی دارند.
نتیجه محاسبات ریاضی سود مودیگلیانی و میلر به فرمول ذیل انجامید که نشان می‌دهد ارزش سهام شرکت بی ارتباط با تقسیم سود است.
= سرمایه گذاری موسسه
K = هزینه سرمایه شرکت
M= تعداد سهام جدید
N = تعداد سهام قبلی
= قیمت سهام در زمان 1
X = سود خالص موسسه در زمان 1
فرضیات م م واقعی نیستند و در عمل نمی‌توان به آن‌‌ها رسید. شرکت‌‌ها و سرمایه گذاران مالیات بر درآمد می‌پردازند شرکت‌‌ها متحمل هزینه‌ها ی انتشار می‌شوند، ‌سرمایه گذاران متحمل هزینه‌ها ی معاملات ( نقل و انتقال ) سهام هستند و هزینه‌ها ی مالیات و معاملات هر دو سبب می‌شوند که نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران که در فرمول ارائه شده با نشان داده شده است تحت تاثیر سیاست تقسیم سود قرار گرفته و متأثر از آن باشد.
علاو بر این مدیران اغلب نسبت به سرمایه گذاران خارج از شرکت به اطلاعات بهتری دسترسی دارند. بنابراین نتیجه گیریها ی م م در مورد نامربوط بودن سود سهام تحت شرایط دنیای واقعی معتبر نمی‌باشد.
10-2-2-ویژگی‌ها ی سیاست تقسیم سود مطلوب
هر شرکت باید یک سیاست تقسیم سود مشخص داشته باشد. بدیهی است که داشتن سیاست مشخص باعث خواهد شد ارزش سهام آن شرکت افزایش یابد. این سیاست باید بیانگر نیاز‌ها ی شرکت و سهامداران آن باشد و هم چنین باید به گونه ای تدوین شود که با سود و جریان نقدی شرکت رابطه بسیار نزدیک و دقیقی داشته باشد. این سیاست باید با ثبات باشد.
و تنها زمانی تغییر کند که وضع اقتصادی شرکت و نیاز سهامداران ایجاب کند. اگر شرکت‌‌ها سیاست تقسیم سود منسجمی‌نداشته باشند سهامداران آنها نمی‌توانند به هدف عالی خود برسند. سرمایه گذاران بیشتر طرفدار شرکتی هستند که سود سالانه را به صورت نقد یا سود سهمی‌(سهام جایزه) پرداخت کنند و در شرکتی که سیاست تقسیم سود مشخصی ندارد سرمایه گذاری نمی‌کنند.
11-2-2-مباحث ویژه در رابطه با سهام جایزه و تجزیه سهام :
ماهیت سهام جایزه ( سود سهمی‌)