جلسـات همـراه بـا پخـش کلیپهای آموزشی، پمفلت، سیدی و معرفی کتاب بود که در پایـان یـک نسـخه از ایـن وسـایل، رایگـان در اختیـارشــرکت کننــدگان قــرار داده شــد. در طــی ســه مــاه شرکتکنندگان و عضو خانواده ایشان در تماسهای تلفنی و هماهنگی در روزهای مراجعه به مطب، به طور جداگانـه در خصوص اجرای رفتارهای ارتقاءدهنده سـطح سـلامت، مشکلات و موانع پیگیری تحت راهنمایی قرار گرفتنـد . در جلسه دوم مشاوره یک نفر از واحدهای پژوهش بـه دلیـلمش کلات شخص ی و نداش تن هم راه و دوری مس افت،

جدول 1- نمرات شیوه زندگی ارتقاء دهنده سلامت و خرده مقیاسهای آن در قبل و بعد از مداخله
نمره آزمودنی ها بعد از مداخله نمره آزمودنیها قبل از مداخله نمره کل گروه
میانگین میانگین 139/75 111/37 208 سبک زندگی
24/87 19/62 36 مسؤولیت پذیری
18/37 11/00 32 فعالیت های جسمانی
25/50 20/62 36 وضعیت تغذیه
24/50 22/37 36 معنویت
25/25 21/12 36 روابط بین فردی
21/25 16/62 32 مدیریت استرس
Two related samples tests: Wilcoxon test
علیرغم تقبل هزینه رفت و آمد از سوی پژوهشگر از ادامه شرکت در مطالعه انصراف داد و نمونههای مطالعه به 8 نفر تقلیل و اطلاعات وی از مطالعه حذف گرد یـد. پرسشـنامهشیوه زندگی ارتقاءدهنده سلامت سـه مـاه بعـد از اجـرایمداخله، مجدد در حضور پژوهشگران تکمیل شد. اطلاعات بعد از جمع آوری و وارد شدن به نرم افزار آمـاری SPSS
237836139689

یافتهها
تمامی بیمـاران در ایـ ن پـژوهش زن بودنـد. اکثـر اً تحصیلات زیردیپلم داشتند، خانهدار و متأهـل و در سـنین 29-20 بودند. مدت ابتلا نمونهها بـ ین 5-1 سـال و سـنشروع بیماری در اکثر آنان بـ ین 39-20 سـال بـود. تمـ ام آزمودنیها تحت درمان دارویی با کلومیپرامین به مـدت 7 ماه الی 10 سال بودند. همچنین 4 نفـر از بیمـاران سـابقهبستری شدن در بیمارستان به دلیل این اختلال بـا درمـاندارویی را داشتند.
بین میانگین نمرات سبک زندگی ارتقـای سـلامت قبل از مداخله و بعـد از مداخلـه (012/0=p) همچنـین درابعاد فعالیت های جسمانی، تغذیهای، روابـط بـین فـرد ی و مدیریت استرس، اختلاف معن اداری نشـان داده شـد. ایـ ن اختلاف در زیرمقیاس مسؤولیت پذیری و معنویـ ت معنـادار نبود (جدول شماره 1).

بحث

نتایج این مطالعـه نشـان دهنـده اثر بخشـی الگـویارتقای سلامت پندر بر سـطح سـلامت بیمـاران وسـواساجباری بود که بیشترین تأثیر اجـرای مـدل پنـدر بـرروی ارتقای وضعیت جسمانی، تغذیـه ای، روابـط بـین فـردی ومدیریت استرس بود ولی تـأثیر ی بـر مسـؤولیت پـذیری ومعنویت بیماران وسواسی نداشت.
Carreno و همکاران در مطالعه ای تحت عنـوانتأثیر مدل مراقبتی پندر بر سطح سلامت و سـبک زنـدگیزنان کلیسایی بر دو گروه آزمون و شاهد اختلاف معناداری را نشان دادند، که این افـزا یش در هـر شـش بعـد نیمـرخسبک زندگی مشاهده شد (16). دهداری و همکاران نشان دادند استفاده از مدل پنـدر موجـب بهبـود ارتباطـات بـینفردی، افزایش قدرت درک و ایجاد خودکارآمدی و اصلاح فرهنگ سلامت و الگـوی تغذیـهای مصـرف صـبحانه در
خانواده های ایرانی می شود زیـرا داشـتن آگـاهی در مـورداهمیت مصرف مواد مغذی و سالم در قبل از شروع فعالیتروزانه موجب ارتقـا ی سـلامت افـراد مـی شـود (16و17).
تیموری و همکاران گزارش کردند که مدل پندر بـا ایجـاددرک در زمین ه اص لاح رفت ار و تقوی ت خودکارآم دی والگوهای رفتـاری موجـب ارتقـای فعالیـت هـای جسـمانیسلامتی دانش آموزان می شود (18). محمدیان و همکـاراننشان دادند که خودکارآمدی یکـی از ابعـاد سـلامت روانمی باشد که افـزایش آن موجـب بهبـود و ارتقـای کیفیـتزندگی خواهد شد (19). Shin و همکـاران در مطالعـهای به بررسی الگوی مراقبت سلامت پندر بر وضعیت سلامت زنان سالمند کم درآمد پرداختند. نتایج این مطالعـه نشـانداد، استفاده از مدل پندر موجب 73% تغییر در قبل و بعد از مداخله در ارتقای ابعاد بیولوژیکی، روانی، روحی، اجتماعی، شناختی و فرهنگی و افزایش درآمـد سـالمندان مـی شـود (20). کریم ی و عش رتی همبس تگی مثبت ی ب ین م دل سلامتی پندر و ارتقای فعالیت های جسـمانی و فیزیکـی راگزارش کردند که بر همین اساس میتوان با فراهم آوردن تسهیلات و امکانات مطلوب، موجبات تقویت فعالیت هـایفیزیکی را فراهم کرد (2). Ronis و همکاران این مـدلرا با اصلاح تصورات و عقاید نادرست، با ایجاد یک درک و تصور صحیح نسبت به زندگی، موجـب ارتقـای سـاختار وس طح س لامت اف راد گ زارش کردن د (21). محم دی و همکــاران کــاربرد الگــوی پنــدر را موجــب افــزایش خودکارآمدی نشان دادند که دلیل آن را، آگاهی از موانع و راهکارهـ ا و بـ ه موجـ ب آن افـ زایش انگیـ زه و درک حمایت های اجتمـاعی گـزارش کردنـد (22). کارشناسـانمعتقدند ایجاد نگـرش مثبـت بـر رفتارهـای فـرد و تأییـدرفتارها توسط افرادی که برای آنها مهم هسـتند، موجـبتثبیــت و تقویــت رفتارهــای مطلــوب مــی شــود (2).
McElligott و همکــارانش در مطالعــه ای بــا هــدفبررسی اثر برنامه مدل مراقبت مشارکتی و گسترش برنامه مراقبت از خـود بـرروی رفتارهـای ارتقـاءدهنـده سـلامتپرستاران، نشان دادند که این مدل موجب ارتقـا ی سـبکزنــدگی پرســتاران مــی شــود و در ابعــاد ســبک زنــدگیبرنامه های آموزشی موجب افزایش معنـاداری در وضـعیتتغذیه، ارتباط بین فردی و رشـد معنـوی پرسـتاران گـروهمداخله در مقایسـه بـا گـروه کنتـرل شـدند (23). مطالعـهمشابهی در ایران و سایر کشورها بـرروی اثربخشـی مـدلپندر بر ارتقای سلامت بیماران وسواس اجبـاری مشـاهدهنشد. با ایـن حـال Ho و همکـاران نشـان داد نـد نمـراتکیفیت زندگی مبتلایان به اخـتلال وسـواس- اجبـاری بـااســتفاده از مقیــ اس کیفیــت زنــدگی در ابعــاد عمــوم ی، سایکولوژی و حمایت اجتماعی پـایینتـر از گـروه کنتـرل(افراد سالم) قرار دارد (24) کـه روش هـای درمـانی نظیـرشناخت درمانی و رفتار درمانی موجـب کـاهش رفتارهـایتشریفاتی این بیماران می شود (8). Andouz و همکاران در مطالعه خود نشـان داد نـد درمـانهـای فراشـناختی بـاافزایش درک و ایجاد حـس کفایـت در بیمـاران وسـواساجباری موجب کـاهش علا یـ م وسواسـی و رفتـاری هـایتکراری می شود (25). لذا درمانهای غیردارویی به خصوص زمانی کـ ه در تمـاس مـنظم و مسـتمر بـا یـک متخصـصعلاقمند، دلسوز و تشویق کننده باشد ممکن است بـه بیمـارکمک کند تا به عملکـ رد عـاد ی خـود ادامـه دهـد. در ایـنوضعیت با کاهش اضطراب و تغییر در شرایط زندگی، ایجـاداشتغال و سرگرمی برای پر کردن اوقات، برقراری یک رابطه بین فردی و شرکت در جمع و انتخاب شیوههای اخلاقـی و معن وی، همچن ین اثب ات غ رور و خودکارآم دی، بیم اران می توانند بر تمامی ناتوانی هـای خـود غلبـه کننـد (26و27).
مدل پندر در ارتقای سلامت بیماران مزمن کـاربرد دارد کـهمهم ترین اثر آن با تقویت روابط بین فردی، افزایش انگیزه و رشد فردی، نفوذ بر شخصیت فرد، جلب مشارکت و افـزایشخودکارآمدی بیماران است که موجب ارتقای سـبک زنـدگیبیماران مـزمن مـی شـود (21،24و25). لـ ذا تغییـ ر در شـیوهزندگی باید در کنار سایر درمـان هـا بـه عنـوان یـک عامـلاساسی در کاهش عوارض و بهبود علایم مـورد توجـه قـرارگیرد. در همین راستا پرستاران بهداشت جامعه مـی تواننـد ازاین مدل استفاده نموده و در تماس مداوم و مکرری کـه بـاافراد دارند، آنان را در تغییر عادات بهداشت فردی یا اسـتفادهاز خدمات بهداشتی یاری نمایند (5و28). نتایج این پـژوهشنشان داد که برنامههای ارتقاء دهنده سطح سلامت به شـ یوه ساده و در حداقل زمان توسـط پرسـتاران مـیتوانـد موجـبافزایش سبک زندگی سـالم تـر تقریبـاً در تمـام ابعـاد آن درمبتلایان به اختلال وسواسی – اجباری شود.

نتیجهگیری

رفتارهای ارتقای سلامتی پیامـدی اسـت کـه فـردمبتلا را به سوی کسب پیامدهای بهداشـتی مثبـت نظیـرسلامت مطلوب، انجام شخصـی کارهـا و زنـدگی مفیـد و هدفدار مانند خوردن غذاهای سالم، ورزش مـنظم، کنتـرلتنش، اسـتراحت کـافی، رشـد معنـوی، ارتبـاط مثبـت بـادیگران، افزایش خودکارآمدی و حس مسؤولیت پـذیری درکاره ـا در مبتلایــان بــه وســواس اجبــاری مــی شــود. از محدودیت های این پژوهش می توان به حجم نمونه پـایینکه به دلیل نوع بیماری این افراد و حساس بودن نسبت به روش های درمانی و عدم همکـاری ایـن گـروه از بیمـارانمزمن اشاره کرد و همچنین نبودن یک گروه کنترل اشاره کرد. به همین دلیل پیشنهاد می شـود در مطالعـات بعـدی

142498148448

منابع
این برنامه ها برروی حجم نمونـه بیشـتری بـا یـک گـروهکنترل انجام شود.

تشکر و قدردانی

در خاتمه پژوهشگران برخود لازم مـیداننـد کـه ازهمکاری و مساعدت جناب آقای دکتر مسـعود آذربیـگ و دکتر مصطفی سـخاوت از متخصصـین نـام آشـنای شـهردزفـول و مسـؤولین بیمارسـتان بـزرگ دزفـول و تمـامی واحدهای پژوهش و همراهان آن ها که در اجرای این طرح ما را یاری نمودند، کمال تشکر و قدردانی را به عمل آورند.

– Motlagh Z, Mazloomy-Mahmoodabad S Saeed, Momayyezi M. [Study of Health promotion behaviors among university of medical science students]. Zahedan J Res Med Sci (ZJRMS). 2011; 13(4): 29-34. (Persian)
– Karimi M, Eshrati B. [Pender’s health promotion model of education based on students’ physical activity]. Kermanshah University of Medical Sciences. 2012; 16(3): 192-202. (Persian)
– Bahmanpour K, Nouri R, Ndryan H, Salehi B. [Structural model of health promotion oral