No category

پایان نامه با واژه های کلیدی رشته حقوق، قانون حاکم، روش پژوهش

نوامبر 28, 2018

گیری از نیروهای طبیعی و مادّی به منظوریافتن راه حلّی خاص است را نشان می دهد. همان گونه که دانشمند، نمی تواند قوانین طبیعی را نادیده بگیردو ناچار است در سایه ی همان قوانین ثابت حرکت کند، محقّق رشته حقوق بین الملل (یا حقوق بطوراعم) نیز ناگزیراست که نظم قوانین و اصول مسلّم رشته حقوق بین الملل را رعایت نماید؛ با این تفاوت که طبع انسان و شرایط عرفی و اخلاقی به او جولانگاه بیشتری می بخشدو می تواندشرایط زمان و مکان را در فهم قواعدنیز مؤثر سازد. منتها،این اختیارنیزمرزی معقول دارد و تا جایی پذیرفته است که مسلّمات را نقض نکند و انسجام نظام حقوقی را درهم نریزد. نتیجه ی دیگری که می توان از این تشبیه گرفت این است که محقق رشته حقوق بین الملل نیز،همانند دانشمند طبیعی ، ممکن است در هماهنگ سازی حقوق و عدالت به نتیجه نرسدوناگزیر شود بارها “مقدّمه ها” را برهم زندو این فرایند را از سربگیردتا به راه حلّی نزدیک تر به این هماهنگی برسد، یا به متنی با چنان صراحت برخوردکند که مأیوس شود.آنچه امتیاز این روش است توجه محقق به نتیجه وآثاراجتماعی و اقتصادی تحقیق (یاتفسیر)و فتوای خودوپیش فرض عادلانه است که در ذهن می پروردوراهنمای فکری خود می سازد .در این شیوه ،اوبسان دانشمند، بی طرف و تسلیم واقعیت خارجی نیست ؛همانند هنرمندبرای هدفی والا می جنگد ودر حرکت های فکری خود از احساس و اعتقاد نیز الهام می گیرد.211
بعضی از نویسندگان حقوقی وغیرحقوقی هم بودند که براثربکاربردن نابجای روش قیاس212 و مقایسه حقوق داخلی با حقوق بیت الملل ، اصل وجود حقوق بین الملل را انکار کرده اند. این روش در بین اکثرانکارکنندگان حقوق بین الملل صرفنظراز اینکه به کدام یک از مکتب ها بستگی دارند، رواج داشته است.با اجرای این روش ، معمولاً حقوق داخلی به علت داشتن مقام قانونگذارو مقام اجرا کننده ومحاکم ثابت و قبلی،نمونه کامل حقوق تصور شده و در مقایسه آن با حقوق بین الملل ، که فاقدتشکیلات مقننه ومجریه و قضاییه است ، نتیجه گرفته می شد، که حقوق بین الملل، حقوق نیست و قواعدرایج در روابط بین الملل ، به نظم اجتماعی دیگری غیرازحقوق ،بستگی دارد
بند سوم – روش استقرایی
آورده اند فرانسیس بیکن اولین کسی بود که روش پژوهش قیاسی را در تبیین علمی پدیده های طبیعی کارا ندانست و پیشنهاد کرد. به جای مراجعه به اندیشه های عقلی و کلّی و جزمی در تبیین علمی پدیده های طبیعی به خود پدیده های طبیعی مراجعه شودو از رهگذر مشاهده ی منظم خود آنها علل پیدایش آن ها کشف گردد. این روش تحقیق را”روش استقرایی “213 نامیدند. در روش استقرایی پدیده های طبیعی را به طور جداگانه مورد مشاهده و مطالعه می کنند و از رهگذرآن به نتیجه گیری وکشف علّت می پردازند214
روش پژوهش استقرایی ، به تنهایی روش کاملی برای کشف علل طبیعی نبود چون مشاهده ی پدیده های طبیعی بدون توجه به یک اندیشه ی کلّی همانند گردآوری مهره ها بدون رشته ای است که آنها را به هم پیوند دهد؛لذا چندان به یک تعمیم یا نظریه منتهی نمی شود .چندان که مشاهدات اولیّه ی داروین درباره ی زندگی حیوانات نتوانست ،به نظریه ای در مورد تکامل انسان بیانجامد.تا این که ملاحظه ی کتاب توماس ماتوس ،ذهن داروین را به این فرضیه کشاند که تنازع بقاء، انتخاب طبیعی انواع مختلف حیوانات است و به موجب آن گونه های غیر اصلح ازبین می روند و گونه های اصلح باقی می مانند .215
درباره کارآمدی واعتبارقیاس هیچ گفتگویی نیست، چراکه دخالت فکرمحقّق درآن اندک است و حتی بعضی گمان دارند که ذهن به هیچ معلوم تازه ای نمی رسد و حکم خاص به گونه ای در دو مقدمه ی آن مندرج است که کشف می شود. ولی ،درباره ی استقراء وتمثیل وضع تفاوت می کند؛ ذهن به یافته های جدیدی می رسدکه یقینی نیست و درجه ی احتمال اصابت به واقع، به تناسب موارد، کم وزیاد می شود،پس ، آنان که به اراده ی قانونگذار پای بند هستندو تخلّف از آن را مجاز نمی شمرد، در پذیرش اعتبارآن دو در تردیدند که عطایش را به لقایش بخشندیا این دو وسیله ی زاینده و کارساز را، با همه ی ضعف های آن بپذیرند.
1-3 – استقراء در حقوق بین الملل
درحقوق به طور اعم و در حقوق بین الملل به طور اخص همان قواعد فوق حکم فرماست: نظمی که در امورطبیعی سایه افکنده است در هیچ قانونی دیده نمی شودو قانونگذارانِ به دنبال عدالت، خود را پای بند آن نمی کند. با وجود این، روندمتعارف امور برپایه ی چنین نظمی استوار است. اعتبار استقراء نیز مبتنی برهمین نظم غالب است. روش ترکیبی یا استقرایی شناسایی قواعد حقوق را از طریق “مشاهده” تأثیر آنها در جامعه بین‏المللی ممکن می‏سازد. این روش در صورتی یک قاعده را قاعده حقوق می‏داند که توسط تابعان حقوق بین‏الملل این‏گونه شناخته شده باشد. اینکه آیا واقعیت چنین است، به وسیله رویه، در وسیع‏ترین معنایش، روشن می‏گردد .216 درحقوق بین الملل ، طرفداران روش استقرائی معتقدند شناخت قواعد حقوقی از طریق مشاهده ی تأثیرات آن قواعدبرجامعه بین المللی ممکن است. طبق این روش، قاعده ای یک قاعده ی حقوقی شمرده می شود که تابعان حقوق بین الملل آن رابه این عنوان شناخته باشندو این شناخت در رویه به معنای وسیع کلمه آشکار شده باشد. بنابراین این روش، نوعی روش تجربی است.217چنین فرض می شود که قانونگذاران همیشه هدف معیّنی را دنبال می کنندو برتمام احکام فرعی هماهنگی و نظم، حکومت دارد. پس عقل می تواند، برمبنای غلبه ، از سیر احکام جزیی به حکم کلّی، قواعدی استخراج کندودر موارد مشابه ، به عنوان مصداق های آن به کار برد. بی گمان در استقراء بیش از قیاس منطقی ، حکم عقل اثر داردونتیجه ای که به دست می دهد یقینی نیست و همین امربعضی را نسبت به اعتباراستقراء به تردید انداخته است. هرچنددر شرع نتیجه ای که از این راه بدست می آیدمعتبر می شناسندیا لااقل با احتیاط معتبرمی شناسند ولی در نظام حقوقی و عرفی پذیرفتن آن به غایت دشوار است ومانع از هرگونه پیشرفت در یافتن راه حل های تازه و نومی شود .218 نظام حقوقی بین‏المللی از هنجارهای بسیاری تشکیل می‏شود که ناشی از اقدامات ارادی است. اراده به خودی خود نمی‏تواند هیچ‏گونه آثار حقوقی پدید آورد؛ بلکه یک هنجار موجود باید به آن اثر حقوقی ببخشد. یک معاهده بین‏المللی، مصوبه یک‏جانبه‏ای که توسط یکی از ارگانهای یک سازمان بین‏المللی – در حوزه صلاحیتش – ایجاد می‏شود، تصمیم یک دیوان که موجد قواعد حقوقی معتبر میان طرفین است، اینها همه اعتبار خود را مدیون یک قاعده حقوقی پیشین و به لحاظ سلسله‏مراتبی برتر هستندمی‏توان ادعا کرد که قواعد پدیدآمده به موجب اعمال حقوقی، به کمک روش استقرایی و با مشاهده آثار آنها، قابل تشخیص است
2-3 – تحلیل فلسفی استقراء در حقوق بین الملل
در جهان کنونی ، خمیرمایه ی پیشرفت در علوم ، استقراء از راه مشاهده و تجربه و تغییراست و هیچ گاه دروازه ی تجدید و حرکت وپیشرفت به روی آن بسته نمی شود؛ زیرا استقراء تام که به یقین، بدل شود کمتر اتفاق می افتدو استقراء ناقص زمینه ابطال و ارتقاء را در خود می پرورد.
همین وضع سبب می شودکه تردید و انکار درباره ی اعتبار استقراء ناقص آغاز شود، زیرا چگونه ذهن می تواندبه احتمال ناشی از آن اعتماد کندو فرض مخالف را نادیده بگیرد؟ولی ،به این تردید پاسخ داده شده است که گاه ظنّ حاصل از تجربه و مشاهده چنان قوی می شودکه بنای عقل برپذیرش آن است؛ چنان که در رویدادهای عادی زندگی و حتی قضاوت به همین بنا استوار ودر حال حرکت تکیه می کنیم. شوق رسیدن به معلوم تازه و ارتقاء و پیشرفت نیز احتمال شکست و پای خیزی دوباره را آسان می کند. وانگهی ، انسان به تجربه آموخته است که برطبیعت نظمی پایدار جکومت می کندو قانون حاکم برآن دگرگون نمی شود. علت معین پیوسته معلول خاصی را به دنبال داردو طفره و تصادف در این رابطه راه ندارد. پس ، اگر در زمان و مکان و شرایط معین رابطه ی علیّت میان دو حادثه احراز شود، عقل می تواندوجود آن را گسترش دهد و شامل تمام حادثه های همانند سازدو، به عنوان مثال، نتیجه بگیردکه”آتش می سوزاند” و”آب ترکیبی از اکسیژن و هیدروژن است” .219
ذهن پژوهشگرباید فقط به مدارک و اسناد معتبر و دلایل عقلی اعتماد کند. یکی از نشانه های تفکّر بدون روش تکیه بر آداب و رسوم ، عادات و سنن شخصی و اجتماعی و بررسی و قبول کردن امور بدون تحقیق و تفحص عقلی و علمی است . پژوهشگر در حیطه کارش نیاز به دلایل عقلی و برهان دارد . هر دلیلی باید بر اساس سند و مدرک باشد . اصالت سند و مدرک نیز به طرق علمی و عقلانی ثابت می شود .
بند چهارم- بُــتــهای ذهــنی
چنان که گفته شد،در استقراء ، ذهن با شناخت ماهیّت وآثارپدیده ها، قانون حاکم برآن ها را تشخیص می دهد. این فرایند، با “پیش فرضی” که محقّق در ذهن پرورده است آغاز می شود؛همانند پیش نویسی که برای تهیّه ی قوانین می شودو زمینه ی مطالعه دقیق وآزمون آن را فراهم می آورد. به همین مناسبت است که در رساله دکتری یا پایان نامه از نویسنده انتظار دارندکه “پیش فرض” خود را بیان کند. هیچ عمل ارادی بی هدف انجام نمی شود. پیش فرض تحقیق در واقع هدف نویسنده و جهت و مسیر حرکت فکر او را معین می سازد. پیش فرض نیزخود به خود و اتّفاقی به ذهن نمی رسد؛ زاده ی مشاهده و تجربه ی اجمالی است که اندیشه ی حرکت وآزمودن حوادث را تلقین می کند: به عنوان مثال، شما آبی را در لیوان دارید به دلیلی تجزیه می کنید و در می یابید که ترکیبی از اکسیژن و هیدروژن است. پس از این آزمون ، تصور ترکیب دو عنصراکسیژن و هیدروژن به ذهن شما می رسدو پس از یکی دوبار تکرار این تصور تقویت می شود و به پدیده ای میانه ی تصوّر و تصدیق تبدیل می شود. همین پدیده است که انگیزه ی تکرارمشاهده ی نخستین وپایه ی پیش فرض است. پیش فرض ذهنی در صورتی به تصدیق می انجامد که آزمایش ها چندان تکرار وبه همان نتیجه منتهی شود که خردمندمتعارف به آن اعتمادکند، هرچند که به یقین منطقی و علم نرسدوجای تحقیق و آزمایش جدیدی را درآن باز بگذارد.220
در اینجا به نظریه معروف بیکن (roger bacon ) اشاره می کنیم که دانستن آن خالی از لطف نیست .
او می گوید ذهن ما به طرق مختلف دچار خطا می شود و این خطاها بر اثر عادات و بتـدریج در ذهن متمرکز می شود و پس از مدتی یک نوع قداست پیدا می کنند و به لحاظ تمرکز و رسوخ آنها ، به آن ها بت های ذهنی می گویند. بتهای ذهنی خود خطاهایی هستند که ذهن را فلج کرده واجازه ی دوری کردن از خطاهای دیگر را نمی دهند . این بتهای ذهنی به چهار بخش تقسیم می شوند .221
1- بـــتهای قــبیــله ای و طایــفه ای
2 – بــتهای غــا ر
3 – بــتهای بــازاری
4- بـــتهای نــمــایشــی
1-4- بُـتهای قبیله ای و طایفه ای
پژوهش گر باید توجه داشته باشد که این نوع خطاها ناشی از طبیعت نوع بشراست و انسان نوعاً دچار این خطاها می شود و این برمی گردد به عقل و تخیل و احساس ، یعنی، نحوه کارکردعقل و قوای شناسایی . مهمترین خطاها خطاهای حسّی هستند که در شرایط خاص ایجاد می شوند مثلا خطاهای دید با تمرین و به کار بردن ابزار لازم و موقعیت های مناسب و دقت و سنجش در پدیده های حسی می توان از آن دوری کرد.
2-4- بتهای غـار
این امر برمی گردد به طبایع فردی در انسان ، علاوه برخطاهای نوعی . عمده ترین این خطاها خطاهای تربیتی است و نظام های اشتباه تربیتی و یکسری ارزش های قبیله ای که باعث می شوند هر شخصی یک تربیت خاص پیدا کند . حتی آموزگاران هم ممکن است دچار توهّماتی باشند که آنها را انتقال دهند و ذهن انسان را از کودکی انباشته است .
قسمت عمده ی این خطاها بر اثر ارزش های دینی است . وهمچنین ارزش های ملّی در نظام های

No Comments

Leave a Reply