No category

پایان نامه با واژه های کلیدی روش پژوهش، ناخودآگاه، اصالت اراده

نوامبر 28, 2018

تربیتی تاثیر داشته است . این مجموعه تربیتی در هنگام رشد و سنین رشد، انسان را راحت نمی گذارند و بر انسان تاثیر دارد. بیکن می گوید با این خطاها باید مبارزه کرد . او معتقد است ما باید با تحقیق و مطالعه این خطاها را کنترل کنیم ویافته هایمان رابازسازی کنیم . این ها مضامینی را به افراد تلقین می کنند که افراد نمی توانند از آنها فاصله بگیرند . بنابر تجربه ،هر انسانی، دین دارد و این اعتقادات دینی الگو هستند. درزمان تربیت، اعتقادات مذهبی ارزش هایی را به ذهن القا می کنند . هردینی محرماتی دارد تمام واجبات و غیره ، انسان را تحت تاثیر قرار می دهند ، عادات فردی ناشی از تربیتند .
1-2-4 – مثال در حقوق بین الملل
درباره مفهوم عدالت و تعریف آن ،سخنان بسیاری گفته شده است که نقل و نقدآن ها با موضوع این گزارش تناسب دارد.ولی ،یادآوری این نکته ضروری است که عدالت موردنظر تنها مفهومی مجرّدوآرمانی نیست؛غایت مطلوب هرحقوقدان وهدف نهایی هرمُصلح و حق طلب است،لیکن ریشه ی اجتماعی داردو پایگاه اصلی آن دراخلاق است: بدین توضیح که عوامل گوناگون مذهبی و نژادی وتاریخی واقتصادی و جغرافیایی در میان هر قوم ، اخلاقی به وجودمی آوردکه رفته رفته پایه ی تمدّن آن قوم یا ملّت راتشکیل می دهد. این آمیزه ی اجتماعی و اعتقادی، هم چهره ی آرمانی داردو هم بی بهره ازویژگی های پدیده ی اجتماعی نیست. نام این اخلاق را در فلسفه ی حقوق “اخلاق والای اجتماعی” نهاده اند222 نشانی از ترکیب و پویایی آن باشد. معیارتمیزآن را نیزداوری وجدان محسنین وپرهیزکاران جامعه هستند. جوهرعدالت در دامان چنین اخلاقی شکل می گیرد:گاه پاگرفته و منسجم درچهره ی اصول حقوقی ظاهرمی شودوگاهِ دیگردولت را واداربه اطاعت می سازدو در قوانین نفوذ می کند.بخش مهمی از آن نیز، که هنوز توان چیرگی برسازمان های اجتماعی را نیافته ،در وجدان ها باقی می ماندو الهام بخش مفسران قرار می گیرد.پس اگر گفته شودکه”حقوق رسوب تاریخی اخلاق است” نبایدپنداشته شود که این سه ماهیّت باهم پیوند می خورند. اخلاق و عدالت و حقوق چهره های گوناگون یک ماهیّت است که در اشکال و محیط های مختلف نمو پیدامی کندو ویژگی “محیط” را می پذیرد.223ذهن حقوقدان در دامان نظام حقوقی و اخلاق جامعه ی خود پرورده شده است و گمشده ی خودرا نیزدر درون همین حصار قهری می جوید؛ منتها، دراین جستجو از آرمان های والا نیز الهام می گیردومی کوشدحصار محیط را بشکندوارتقاء بخشد.224
3-4- بُـتهای بازاری
خطاهایی که مستقیماً به انسان تعلیم داده نمی شوند ولی بر اثر روابطی که او دارد به طور اتوماتیک وارد ذهن می شود . این خطاها از خطاهای عامیانه شروع می شود و در مرحله بالاتر حتّی خطاهای علمی و خطا در اصطلاحات علمی هم داریم . فرض کنیم یک محقّق تاریخ از کشور ایران می خواهد در مورد تاریخ روابط ایران و انگلیس تحقیق کند و این پیش فرض ذهنی یا بت ذهنی در پس زمینه ذهن او جای گرفته که انگلیسی ها پیراستعمار هستند یا همه چیز زیر سر انگلیسی هاست ! یا خود انگلیسها آوردند و خودشان بردند ! و… بیکن می گوید : این مفاهیم بتهای بازاری اند که در جامعه برسر زبان ها افتاده اند . مهم نیستند ولی وقتی پای شناخت و پژوهش به میان می آید باید از آنها دوری کرد . حقوقدان نیز،بنابرتربیت و پرورش خودوتخصّص ویژه ای که دارد،پیوسته سایه یک نظام حقوقی رابرسرداردودرتمیزعدالت ازهمان اصول حقوقی الهام می گیرد .همین فرض می تواند برای یک پژوهشگرحقوق بین الملل نیز صادق باشد.
4-4 – بُـتهای نمایشی
یکسری الگوهای فکری است که نظام های فلسفی به ذهن شخص القاء می کنند . ممکن است این نظام ها یک سری الگوهایی داشته باشند که خطا باشند و اگر ذهن به آنها عادت کند نمی تواند خطای آن را ببیند. فرض کنیم یک نفر برای استدلالاتش از منطق ارسطویی استفاده می کند و ناخودآگاه مفهوم جوهر و عرض را که از مبانی این علم است قبول کرده . حال آنکه اگر این دو مفهوم را به چالش بکشیم کل منطق صوری زیر سوال می رود . بگذارید مثالی از حــقوق بیــن الـمـلل بزنم فرض کنیم حقوقدانی قایل به مکتب حقوق طبیعی با گرایش مذهب مسیح باشد و آن را مبنای حقوق بین الملل می داند درمذهب مسیح ، منبع علم الهی ( لوگوس ) تعیین کننده قانون طبیعی است ، حقوق طبیعی عینی و جدا از اراده بشری است . برای تمام افراد ، در تمام اعصار ، و در تمام کشورها معتبر است . دراینجا می بینیم که قبول یک نظام فلسفی که صبغه دینی دارد ناخودآگاه منجر به چه استدلالات و نتایجی می شود .
بگذارید مثالی دیگراز حقوق بین الملل ذکر کنیم مثلاً درتئوری سنتی حقوق بین الملل مشروعیت بین المللی و حاکمیت دولت صرفاً براساس اینکه آیا دولت از نظر سیاسی برجمعیّت مردم کنترل دارد یا نه ،تعیین می شودو نه اینکه آیا دولت نماینده واقعی مردم هم هست یا نه. نظرگاه سنتی حقوق بین الملل ،پارادایم دوگانه ای را درباره ساماندهی افراد بشر به دست می دهد:یکی اجرای عدالت (در سطح داخلی)ودیگری مشروعیت(در سطح بین المللی).عدالت و مشروعیت دراین نظرگاه ،به لحاظ مفهومی از یکدیگرجداهستندزیراسیستم های داخلی برای پیشبرد عدالت تلاش می کنند،لکن نظام های بین المللی صرفاً به دنبال نظم و رعایت آن هستند حقوق بین الملل در این مفهوم(اقتدارواستقلال بی چون وچرای دولت )هنوز توانایی و ظرفیت آن را ندارد که چارچوب هنجاری مناسبی برایر روابط بین الملل در زمان حاضرتعبیه کند.225 .
با توجه به نظریه های سنّتی حقوق بین الملل می بینیم همین عدم اعتقاد به توانایی حقوق بین الملل به هنجارسازی برای روابط بین الملل یک بت ذهنی بود که متفکران خبره ای همچون کانت ریشه این اعتقاد را شناخته (اعتقاد به اصالت اراده ی دولت ها) و برآن شدندکه دنیای لیبرال تر امروز ،نیازمندتئوری لیبرال تری از حقوق بین الملل است.226 لذا اصالت را به فرد داده و نه دولت و هدف اصلی برپایی دولت و حکومت را آن دانستند که به اجزاء تشکیل دهنده خود یعنی فرد انسانی خدمت کند،از او حمایت کند و برای اوسودمند باشد.227
آنها می گویند این بنیان های سنتی،غیر لیبرال و اقتدارگرا هستندو فرمانبری خواهی228 یا قدرت دولت را به شیوه ای ناموجه تا پایه ای بلند بر می کشند و ستایش می کنند. استفاده از قدرت و اعمال آن باید به لحاظ اخلاقی نیز مشروع باشد.اعمال قدرت هنگامی از لحاظ اخلاقی مشروع است که محصول رضایت سیاسی مردم باشدوحقوق اساسی مردم را که موضوع و مخاطب آن هستند محترم بشمارند. اگر قرارباشدحقوق بین الملل مشروعیت اخلاقی هم داشته باشد،ناگزیرباید دولت ها را ملزم کند که به عنوان پیش شرط وارد شدن به جامعه بین المللی ،حقوق بشر رارعایت نماید. امانوئل کانت نخستین کسی است که از این دیدگاه (نظریه) دفاع کرده و به همین لحاظ آن را “نظریه ی کانتی حقوق بین الملل ” می نامیم.
بند پنجم : بُـتها را بشکن
پژوهشگر از ارزش گذاری و پیش داوری اجتناب می کند . اینکه فلان مکتب حقوقی صحیح است یا فلان دین حق است در پژوهش جایی ندارد . اگرکسی برای اثبات عقیده ای مدّعی پژوهش شود کاری اید ئولوژیکی انجام داده و دیگر نمی توان او را پژوهشگر خطاب کرد بلکه او کـلام و فـلسفه می گوید. در امر پژوهش تا آنجا که ممکن است نباید اعتقادات شخصی را دخالت داد .
1-5- همه بتها نمی شکنند
عده ای معتقدند که قبل از پژوهش باورهای شخصی را باید تماماً به کناری نهاد . اما این امر به طور مطلق امکان پذیر نیست . چونکه باورهایی در ضمیر هر شخص وجود دارد که او به آنها شناخت آگاهانه ندارد و در بینش و جهت گیری فکری او تاثیر می گذارند . به طور مثال : نوع خاص سنتی که با آن محقق رشد کرده است ، ارزش های اجتماعیش ، محل تحصیلش ، زبانی که با آن سخن میگوید حتی زبان هایی که به غیراز زبان مادریش می شناسد ، در شکل گیری شخصیت او موثرند . لذا پژوهشگر باید در مقدمه تحقیق یا کتابش ، خودش ، دیدگاهش ، ابزار پژوهشش و روشش را معرفی کند تا خواننده بداند با چه کسی و چه بینشی طرف است . مثالی ذکرمی کنم : در رشته فلسفه همه دانشجویان دوره کارشناسی کتاب مرجع و درسی شان تاریخ فلسفه فردریک کاپلستون که مشتمل بر چند جلد است می باشد با اینکه این اثر پژوهش صرف نیست وبیشتر تالیف است برای این توضیح مثال خوبی است این کتاب که تاریخ فلسفه غرب را از یونان باستان تا عصر حاضر بیان می کند مملو است از اشارات آشکار و پنهان به مسیحیت و اصول اعتقادیش ، حال آنکه خیلی از فیلسوفان یونان و روم این تاریخ فلسفه درپیش از مسیح می زیسته اند . یعنی او تاریخ فلسفه را ، تومیستی ، نگاه می کند زیرا او یک کشیش مسیحی بود و این کتاب را برای طلبه های کاتولیکی (کشیشان ) نوشته است و فلسفه توماس آکویناس را (قرن 13میلادی ) فلسفه جاودان و حقیقی می داند البته اینجا عیبی بر کاپلستون نیست اودر ابتدا روش و بینش خود را معرفی کرده و بر خواننده است که این کتاب را بخواند یانه . یک محقق به این امر توجه می کند که این کتاب نه جلدی یکی از ده ها تاریخ فلسفه ای است که به زبان های مختلف نوشته شده و بینش تومیستی – سنتی مطالب را بیان می کند . این کتاب در کشور ما به عنوان بهترین متن درسی برای دانشجویان فلسفه تعیین شده و متن درسی قرار گرفته است . در مقابل آن امیل بریه دیدگاهی غیر مذهبی دارد و تاریخ فلسفه را با نظر دیگری شرح می دهد . او نیز دارای روش و بینش شناخته شده ای است و از این جهت نمی توان بر او خرده گرفت . البته باید در نظر داشته باشیم که بینش و دیدی خاص از تاریخ داشتن بین محققین و متفکرین امری طبیعی است .این دو مورخ فلسفه در کلیات خلاف یکدیگرنمی نویسند بطور مثال هیچکدام عقاید افلاطون را به ارسطو ویا بالعکس نسبت نمی دهند ولی اگر به محتوای این دو کتاب به طور دقیق نظر بیاندازیم متوجه می شویم که هر کدام مهر شخصی و اعتقادی خود رابر اثر خویش زده اند و در انتخاب و تفسیر مطالب ، نظری خاص داشته اند .
پژوهشگر باید به نوع انتخاب مطالب و تفاسیرشان توجه داشته باشد .
بند ششم – روش علمی 229
به این ترتیب بهترین روش تحقیق ترکیبی از قیاس و استقرا دانسته شد و از آن به “روش علمی ” تعبیر گردید . کبرا در این روش عبارت از یک اندیشه ی جزمی نیست ؛بلکه عبارت از پیش فرض یا فرضیه ای بود که با جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها مورد آزمایش قرار می گیرد .230
جان دیوئی برای این روش پژوهش الگوی ذیل را پیشنهادکرد که از آن به “روش حل مسئله” نامبردار شده است: 1- شناخت و تعریف مسئله 2- ساختن فرضیه (گمان،پیش فرض،حدس بخردانه) 3-جمع آوری ،تنظیم ، و تجزیه و تحلیل داده ها ؛ 4-تنظیم نتایج؛ 5- تایید،ردّ یا تعدیل فرضیه از راه آزمودن پیامدهای آن در موقعیت خاص
مراد از تجزیه و تحلیل داده ها بحثی است که همه ی ابعاد و اطراف آن ها را فرا بگیردو به همه ی زوایای آنها نفوذ کند تا امور علمی پنهان در آنها را کشف نماید.231
فصل دوم
روش پژوهش در حقوق بین الملل
بند اول – دیباچه
دست یابی به هدف های تحقیق میسّر نخواهد بود مگر این که روش شناسی دقیقی به کار برده باشیم .امّا روش شناسی در پروسه تحقیق چه کمکی به ما می کند؟ روش شناسی در پژوهش، مجموعه ای از فرایند ها وقواعد است که درقالب یک نظم سیستماتیک وروش های اجرایی، محقق رادرپاسخ به سؤالات تحقیق هدایت می کند . ویا مجموعه ای به هم پیوسته از قواعد ،اصول وروش های معمول در یک رشته از دانش اطلاق می شود .232 از پژوهش، تعاریف گوناگونی شده ولی تعریفی را نقل می کنیم که با این پژوهش مناسبت بیشتری داردومنظورما را درپژوهشِ روشمند بیان می کند . پژوهش روشمند عبارت از بررسی ومطالعه منظم ،کنترل

No Comments

Leave a Reply