ند. چوف و همکاران (21) در مطالعه ای گزارش کردند، تمرینات با شدت بالا در سال 2000 نسبت به تمرینات سال 1933 موجب افزایش عرض شانه ژیمناستهای سال 2000 شده است (14).
ژیمناستهای این پژوهش در اندازه آرنج و مچ دست به طور معناداری پایینتر از هنجار قرار داشتند
(005/0=P=0/01) ،(P). از آنجا که بیشر حرکات ژیمناستیک به گونهای است که بهوسیله دستها حمایت میشود (35)، ژیمناست های موفق، بهدلیل تمرینات مختلف و شدید مچ دست ضخیم تری دارند (2). اما این عامل در ژیمناستهای این دو استان دیده نشد که این امر ممکن است ناشی از پایین بودن سطوح تمرینی و انتخاب نسنجیده آنان در بخش ویژگیهای آنتروپومتریک لازم ب رای رشته ژیمناستیک باشد.
در تحقیقات مختلف، دیده شده است که مقدار چربی زیر پوستی هر ناحیه به صورت جداگانه با هنجار مقایسه می شود (14،6). در تحقیق حاضر، مقایسه سه ناحیه سینه، شکم و جلوی ران نشان داد که ژیمناستهای این تحقیق با هنجار موجود در هر سه ناحیه اختلاف معناداری داشتند و مقدار چربی این نواحی از هنجار بالاتر بود (001/0=P). موفقیت یک ژیمناست به مقدار چربی بدن او نیز بستگیدارد؛ چربی زیاد از تسریع حرکات جلوگیری می کند و این خود بهترین دلیلی است که ژیمناست بایدمقدار چربی خود را کنترل کند (4).

نتیجهگیری
نتایج این تحقیق نشان داد که ژیمناستهای این دو استان با هنجارها اختلاف فاحشی دارند. این یافته -ها به این معناست که مربیان در تمرینات خود به قدر کافی به عوامل آمادگی جسمانی اهمیت نمی دهند؛ همچنین، از روش های تمرینی به روز برای بهبود عملکرد ورزشکاران خود استفاده نمیکنند.
مربیان مبنای علمی را کمتر در برنامه تمرینی خود مورد توجه قرار میدهند و اصول تمرینی را کمتر رعایت می کنند یا اطلاعات کافی برای تمرین اصولی ژیمناستیک ندارند. همچنین، استدلال می شود که ورزشکاران به جنبههای آمادگی جسمانی به صورت جدی توجه ندارند. به مربیان و ورزشکاران پیشنهاد می شود که با رعایت و توجه بیشتر به اصول تمرین (اصل مشارکت فعال، اصل آمادگی بدنی همه جانبه، اصل ویژگی تمرین، اصل تفاوت های فردی، اصل تنوع، اصل الگوسازی و اصل اضافهبار) و استفاده از روش های تمرینی به روز، این ضعف را تا حد امکان جبران کنند. از سوی دیگر، در بدن انواع مختلفی (تندانقباض و کندانقباض) از تارهای عضلانی وجود دارد که انقباض های مختلفی را انجام میدهند. تارهای عضلانی تندانقباض ویژه حرکات سرعتی و انفجاری هستند. تارهای عضلانی تندانقباض، روشن هستند و بیشتر در افراد سرعتی وجود دارند. با توجه به ماهیت رشته ژیمناستیک و اجرای حرکات سریع و قدرتی، ورزشکارانی در این رشته موفقترند که از درصد تارهای عضلانی تندانقباض بیشتری برخوردار باشند. از آنجا که درصد تارهای تندانقباض و کندانقباض به صورت وراثتی تعیین میشود، باید نقش وراثت و ویژگی تارهای عضلانی ورزشکاران را مدنظر داشت و از طریق ارزیابی آزمون های ورزشی متفاوت، در طرحهای استعدادیابی از افرادی که از درصد بیشتر تارهای تندانقباض برخوردارند، استفاده شود تا امکان حصول نتیجه مطلوب عملکردی افزایش یابد. بنابراین، به منظور برنامهریزی های بلندمدت و نیل به اهداف اوجرسانی ورزشکاران زبده در این رشته مشخص کردن ویژگی های تار عضلانی ژیمناست ها نقش مهمی خواهد داشت.
در بخش آنتروپومتریک نتایج نشان داد که ژیمناست ها براساس شاخص های پیکر سنجی (به عنوان بخشی از شاخص های استعداد یابی) به صورت کارشناسی به این رشته هدایت نشده اند و به نظر میرسد حداقل در دو استان مذکور مبانی علمی برای استعدادیابی افراد در این رشته، مورد توجه کافی نبوده واحتمالاً اغلب ورزشکاران تنها براساس علاقه خود و خانواده وارد این رشته شده اند. با وجود هزینه هایمالی و انسانی فراوان هنوز نتایج مطلوبی حاصل نشده است، ازاینرو بهنظر میرسد تأسیس مؤسساتی باعنوان استعدادیابی بهصورت منسجم لازم است تا گامی مؤثر در فرایند استعدادیابی این رشته پایه و باارزش برداشته و این امر به صورت تخصصی هدایت، برنامه ریزی و اجرا شود.
سپاسگزاری
نویسندگان مراتب تشکر و قدردانی خود را نسبت به همکاری خالصانه و صمیمانه ورزشکاران گرامی شرکتکننده در این پژوهش اعلام میدارند.

منابع و مĤخذ
محتشمی، احمد (1385). حرکات تکنیک ها و تاکتیک های نوین در ژیمناستیک، بامداد کتاب، چ دوم.
چوک، ایوان؛ کاراکسونی، استوان (1385). دارحلقه (روش ها، عقاید، مؤسسین، تاریخچه)، بامداد کتاب، چ اول.
بومپا، تئودور (1388). علم تمرین (زمان بندی، تئوری و روش شناسی تمرینات ورزشی)، ترجمه دکتر وحید تأدیبی، دانشگاه رازی چ اول.
رضایی، سادات (1379). آموزش ژیمناستیک پایه، دانشگاه تربیت معلم، ص 17-10.
هلاوی، ناصر (1381). آثار برگزیده اولین همایش ملی بررسی راهکارهای توسعه ژیمناستیک کشور،
2 و3 بهمن ماه، ص 97-85.
6.Amigó, A. I., Faciabén, A. B., Evrard, M. M., Ballarini, P. A. G., & Marginet, M. C. (2009).
“Height, weight, somatotype and body composition in elite Spanish gymnasts from
childhood to adulthood”. Apunts: Medicina de l’esport, 44(161), 18-28.
7.Barantsev, S. A. (1985). “Do gymnasts need to develop aerobic capacity.Gymnastika”, 2,
14-17.
8.Baxter-Jones, A. D. G., Helms, P., Maffulli, N., Baines-Preece, J. C., & Preece, M. (1995).
“Growth and development of male gymnasts, swimmers, soccer and tennis players: a
longitudinal study”. Annals of human biology, 22(5), 381-394.
9.Caine, D. J., Russell, K., & Lim, L. (Eds.). (2013). “Handbook of Sports Medicine and Science, Gymnastics”. John Wiley & Sons.
10.Canhadas, I. L., Silva, R. L. P., Chaves, C. R., & Portes, L. A. (2010). “Anthropometric and physical fitness characteristics of young male soccer players”. Revista Brasileira de Cineantropometria & Desempenho Humano,12(4), 239-245.
11.Carter, J. E. L. (2002). “The heath-carter anthropometric somatotype-instruction manual”. San Diego, USA.
12.Clarke, H. H., & Petersen, K. H. (1961). “Contrast of maturational, structural, and strength characteristics of athletes and nonathletes 10 to 15 years of age”. Research Quarterly.
American Association for Health, Physical Education and Recreation, 32(2), 163-176 .
13.Cross fit journal (2005), “Sports Program Stunts and Record Performance”.
.41Čuk, I., Korenčič, T., Tomazo-Ravnik, T., Peček, M., Bučar, M., & Hraski, Ž. (2007). “Differencies in morphologic characteristics between top level gymnasts of year 1933 and 2000”. Collegium antropologicum, 31(2), 613-619.
15.Gordon R. Cumming، Md، “Fitness Testing of Athletes”، Canadian Family Physician, August، 1970.
16.Gualdi-Russo, E., & Graziani, I. (1993). “Anthropometric somatotype of Italian sport participant”s. The Journal of sports medicine and physical fitness, 33(3), 282-291.
17.Hoffman, J. (2006). “Norms for fitness, performance, and health”. Human Kinetics.
18.Huguenin, A. (1981). “100 years of the International Gymnastics Federation, 1881-1981” (B. Unger, Trans.). Moutier: FIG.
19.Hunt, S. A., Baker, D. W., Chin, M. H., Cinquegrani, M. P., Feldman, A. M., Francis, G. S., … & Smith Jr, S. C. (2002). “ACC/AHA guidelines for the evaluation and management of chronic heart failure in the adult: executive summary: A report of the American College of Cardiology/American Heart Association Task Force on Practice Guidelines” The Journal of Heart and Lung Transplantation, 21(2), 189-203.
20.Jemni, M. (2009). “Bioenergetics and physiological aspects of high level gymnasts”.
21.Jemni, M. (Ed.). (2011). “The science of gymnastics”. Routledge.
22.Jemni, M., Friemel, F., Sands, W., & Mikesky, A. (2001). “Evolution of the physiological profile of gymnasts over the past 40 years. A review of the literature”. Canadian journal of applied physiology= Revue canadienne de physiologie appliquee, 26(5), 442-456.
23.Kirby, R. L., Simms, F. C., Symington, V. J., & Garner, J. B. (1981). “Flexibility and musculoskeletal symptomatology in female gymnasts and age-matched controls”. The American journal of sports medicine, 9(3), 160-164.
24.Knapik, J. J., Bauman, C. L., Jones, B. H., Harris, J. M., & Vaughan, L. (1991). “Preseason strength and flexibility imbalances associated with athletic injuries in female collegiate athletes”. The American Journal of Sports Medicine, 19(1), 76-81.
25.Leglise, M. (1992). “Age and competitive gymnastics”. FIG World of Gymnastics,3, 23.
26.Matsudo VKR، editor1984. “Testes em Ciencias Esporte Sao Caetano do Sul”: Celafiscs.
27.Poppleton, W. L., & Salmoni, A. W. (1991). “Talent identification in swimming”.Journal of Human Movement Studies, 20(2), 85-100.
28.Richards, J. E., Ackland, T. R., & Elliott, B. C. (1999). “The effect of training volume and growth on gymnastic performance in young women”. Pediatric Exercise Science, 11, 349363.
29.Sands, W. A. (1994). “Physical