آن، میدان سرعت و در نتیجه میدان فشار را در نزدیکی صفحه تخت بدست آورد.
پس از هایمنز، هومان13 ]4 [یک حل دقیق برای حالت سه بعدی معادلات ناویراستوکس از جریان سکون متقارن محوری در مقابل یک صفحه تخت بدست آورد. او نیز با تعریف تغییر متغیری مناسب و تبدیل مولفه‌های سرعت به یک تابع تشابهی، یک معادله دیفرانسیل معمولی برای تابع تشابهی بدست آورد و حل آن را به صورت یک سری ‌توانی14 ارائه داد. هوارث15 ]5[ و دیوی16 ]6[ جریان سکون سه بعدی در مقابل یک صفحه تخت را برای حالتهای غیر متقارن بررسی کرده و نتایج خود را منتشر کردند.
اولین حل دقیق برای جریان سکون متقارن محوری بر روی یک استوانه نامحدود، در سال 1974 توسط وانگ17 ]7[ ارائه شد. در این حل فرض شده است که استوانه ساکن بوده و هیچگونه حرکت چرخشی یا محوری ندارد. استوانه نیز بدون عبور جریان از سطح خود و فاقد دمش یا مکش سطحی می‌باشد. ضمناً به دلیل تقارن جریان آزاد نسبت به محور استوانه و دائمی بودن جریان، کلیه مشتقات نسبت به(جهت زاویه‌ای) و(زمان)، صفر بوده و معادلات ناویراستوکس در مختصات استوانه‌ای به شکل ساده‌تری تبدیل می شوند. وانگ با اختیار کردن یک تغییر متغیر مناسب، سرعتهای(سرعت شعاعی) و(سرعت محوری) را به یک تابع تشابهی تبدیل کرده و معادلات دیفرانسیل جزئی ناویراستوکس را به یک معادله دیفرانسیل دقیق تبدیل می‌نماید و با حل عددی این معادله، تابع تشابهی فوق را بدست آورده و بر اساس آن میدانهای سرعت ورا بدست می‌آورد و نتایج را برای اعداد رینولدز مختلف در جدولی ارائه می‌نماید. وانگ در تحقیقات خود معادلات ناویر‌استوکس غیر قابل تراکم را در شرایط آرام مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.
گورلا18 ]8[ در سال 1976حل دقیقی از معادله انرژی برای جریان سکون متقارن محوری بر روی استوانه نامحدود در شرایط پایا ارائه داد. حل‌های فوق برای شرایط مرزی دمای دیواره ثابت و شار حرارتی دیواره ثابت می‌باشند. گورلا نیز فرض کرده است که جریان آرام و غیر قابل تراکم بوده و با اختیار کردن یک متغیر مناسب برای معادله انرژی نوشته شده در مختصات استوانه‌ای و با استفاده از همان تغییر متغیرهای وانگ برای معادله مومنتوم، معادله انرژی را به یک معادله دیفرانسیل دقیق تبدیل نموده و با حل عددی آن، تابع تشابهی دمای بدون بعد را بدست می‌آورد. نهایتاً نتایج را برای اعداد رینولدز و اعداد پرانتل در جداولی ارائه داده است. گورلا برای حل عددی معادلات تشابهی بدست آمده، از روش رانگ‌‍‌کوتای مرتبه4 استفاده کرده است.
گورلا تحقیقات خود را در رابطه با جریان سکون بر روی استوانه نامحدود ادامه داده و در موضوعات متفاوتی به چاپ مقاله‌ می‌پردازد. در ادامه ضمن اشاره به عنوان مقاله بعدی گورلا، در مورد هر یک از این مقالات و موضوعات جدیدی که در هر کدام از آنها بررسی و تحقیق شده است صحبت می‌کنیم.
ابتدا، گورلا]9[ جریان سکون متقارن محوری اطراف استوانه را مورد بررسی قرار داد، که جریان به صورت آرام و غیر دائم در نظر گرفته شده بود.
سپس، گورلا]10[ در سال 1977، مقاله‌ای تحت عنوان جریان سکون متقارن محوری غیرتشابهی بر روی استوانه متحرک چاپ نمود. در این مقاله اثر حرکت محوری با سرعت ثابت استوانه را، بر روی میدان سرعت بررسی کرده و حل دقیق سرعت محوری جریان(در راستای محور استوانه) را بدست آورد. جریان همچنان دائمی، آرام و غیر قابل تراکم در نظر گرفته شده است. مسأله جریان سکون دو بعدی در مقابل یک صفحه تخت متحرک قبلاً توسط گلانرت19 ]11[ و روت20 ]12[ حل شده است. گورلا تأثیر سرعت ثابت محوری استوانه را با اضافه نمودن جمله دومی به سرعت محوری قبلی استوانه(همان حل وانگ) در نظر می‌گیرد و به همین علت، حل تشابهی برای سرعت محوری از بین می‌رود، چرا که سرعت محوری شامل دو تابع می‌باشد که یکی از آنها همان تابع تشابهی وانگ و دیگری تابع جدیدی می‌باشد که خود گورلا آن را ابداع کرده است. و این تابع جدید، اثر سرعت ثابت محوری استوانه را روی میدان سرعت نشان می‌دهد. پس از جایگذاری متغیرهای جدید در معادلات ناویر‌استوکس، دو معادله دیفرانسیل دقیق یکی برای تابع تشابهی وانگ و دیگری برای تابع جدید گورلا بدست می‌آ‌ید که هر دوی این معادلات به روش رانگ‌‌کوتای مرتبه4 حل شده‌اند. در انتهای مقاله نیز پروفیل سرعت محوری سیال، به ازاء سرعت های ثابت محوری مختلف رسم شده است.
گورلا]13[ مقاله دیگری تحت عنوان “رفتارگذاری جریان سکون متقارن محوری بر روی استوانه دوار همراه با سرعت جریان آزاد تابع زمان” ارائه داد. گورلا در این مقاله جریان آزاد را تابع زمان فرض کرده است و برای حل معادلات غیردائم ناویراستوکس، تغییر متغیرهای جدیدی را بکار می‌برد که همگی تابع زمان هستند. پس از جایگذاری این متغیرهای جدید در معادلات ناویراستوکس، معادله دیفرانسیل جزئی بدست می‌آید که در آن، هم مشتق نسبت به مکان و هم مشتق نسبت به زمان وجود دارد. گورلا این معادله دیفرانسیل را به روش تندترین کاهشها21 ]14[ انتگرالگیری می‌نماید. با اعمال این روش، سریهای متعددی ایجاد می‌شود که مقدار تنش برشی دیواره استوانه فقط تابع یکی از ضرایب این سریها می‌باشد. پس از اطمینان از صحت روش بکار رفته (به دلیل همخوانی جوابها با حل وانگ) یک بار دیگر گورلا تنش برشی دیواره استوانه را برای توابع زمانی مختلف سرعت جریان آزاد، بدست آورده و به صورت منحنی‌هایی ارائه کرده است.
گورلا، درسال 1978]15[ مقاله دیگری تحت عنوان “جریان لزج غیر دائم در نزدیکی نقطه سکون متقارن محوری استوانه دوار” به چاپ رساند. در این مقاله اثر حرکات نوسانی هارمونیک استوانه در جهت محور آن مورد تحقیق قرار گرفت که در واقع جریان سیال لزج در نزدیکی نقطه سکون، گذرا در نظر گرفته شده و فرض شده است که جریان آزاد که از دور دست به سمت استوانه می‌آید و با آن برخورد می‌کند همچنان دائمی باشد (جریان فقط در نزدیکی دیواره استوانه غیر دائمی است)‌ جوابها نیز فقط برای دو حالت حدی فرکانس نوسان کم و فرکانس نوسان زیاد بدست آمده‌اند. جریان همچنان آرام و غیر قابل تراکم فرض شده است. گورلا این بار برای در نظر گرفتن حرکت نوسانی استوانه در جهت محور آن، جمله نوسانی دومی به جمله قبلی(همان حل وانگ) مربوط به سرعت در جهت محور استوانه اضافه می‌نماید و با در نظر گرفتن سایر متغیرهای وانگ و جایگذاری این متغیرها در معادلات ناویراستوکس، دو معادله دیفرانسیل دقیق یکی برای تابع تشابهی وانگ و دیگری برای تابع نوسانی خودش بدست می‌آورد. معادله دیفرانسیل اولی همان حل وانگ بوده و حل آن موجود است. معادله دیفرانسیل دوم که مربوط به تابع نوسانی خودش می‌باشد، در دو حالت حدی فرکانس نوسان خیلی پایین و فرکانس نوسان خیلی بالا توسط گورلا حل می‌شود. گورلا در این حالتهای حدی از روش اختلالات جزئی22 استفاده می‌نماید. بدین شکل که در حالت حدی فرکانس نوسان پایین، وی فرض کرد که تابع (همان تابع نوسانی گورلا) به صورت زیر باشد:
که در آن همان فرکانس نوسان می‌باشد. با در نظر گرفتن پنج جمله اول این سری، پنج معادله دیفرانسیل دقیق برای و بدست می‌آید که با حل تک تک آنها و جایگذاریشان در سری فوق، تابع بدست خواهد آمد. در حالت حدی فرکانس نوسان بالا نیز از روش اختلالات جزئی استفاده می‌شود با این تفاوت که در سری نوشته شده از توانهای منفی استفاده شده است. سپس گورلا با رسم حالتهای حدی فرکانس نوسان پایین و فرکانس نوسان بالا، یک منحنی از بین این دو حالت عبور می‌دهد و پیشنهاد می‌کند که برای فرکانسهای متوسط از این منحنی استفاده شود. در نهایت گورلا در این مقاله، منحنی تغییرات تنش برشی دیواره استوانه را بر اساس فرکانس رسم می‌نماید.
گورلا و همکارانش]به نقل از مرجع شماره 1[، مسأله را برای حالتی که در آن جریان خارجی نسبت به استوانه نوسان می‌کند بررسی کردند. مساله برای مقادیر کوچک و بزرگ نوسان حل شده است. گورلا و همکارانش]به نقل مرجع شماره 1[، انتقال حرارت در جریان سکون متقارن محوری را وقتی که جریان خارجی نسبت به استوانه نوسان می‌کند مورد مطالعه قرار دادند و نتایج را برای فرکانس کوچک و فرکانس بزرگ ارائه دادند. گورلا]به نقل از مرجع شماره1[، جریان متقارن محوری یک سیال ریز قطبی23 روی یک استوانه ساکن به طول بی‌نهایت را بررسی کرد. سیال ریز قطبی یکی از سیالات غیر نیوتنی است و تئوری حرکت آن نخستین بار در دهه 60 بیان شده است. گورلا حل دقیقی برای این مسأله ارائه داد.

گورلا و همکارانش]به نقل از مرجع شماره 1[، اثر حرکت محوری استوانه را نیز روی میدان جریان یک سیال ریز قطبی بررسی کردند.
حسانین24 و همکارانش]16[ جریان متقارن محوری یک سیال ریز قطبی روی یک استوانه به طول بی‌نهایت را بررسی کردند. ایشان روش عددی را بر پایه چند جمله‌ای چبی‌شف25 برای حل معادلات بدست آمده بکار بردند. همچنین حل دقیقی برای مسأله انتقال حرارت در جریان متقارن محوری یک سیال ریز قطبی روی یک استوانه برای حالت دما ثابت ارائه دادند. آنها از روشی همانند قبل استفاده کرده و معادلات بدست آمده را حل کردند. نهایتاً حل خود را برای سیال نیوتنی با مراجع]7[ و ]8[ مقایسه کردند که کاملاً قابل قبول بود.
کانینگ26 و همکاران]17[ در سال 1998 ،اثر چرخش استوانه با سرعت دورانی ثابت را برای جریان سکون بر روی استوانه مورد مطالعه قرار دادند. در این تحقیق همچنین اثر مکش و دمش یکنواخت جریان، روی سطح استوانه در نظر گرفته شده است. به دلیل چرخش استوانه، جریان کاملاً سه بعدی است و سرعت در جهت نیز وجود دارد. سه نکته قابل تأمل در این مقاله وجود دارد. اول این که به دلیل دوران استوانه جریان سه بعدی بوده