تشویق رفتارهای مناسب
در خانواده هایی که فرزندان نا فرمانی ، پرخاشگری و رفتار مقابله جویانه از خود بروز می دهند مشخص گردیده است که توسط والدین هیچ گونه توجه و تشویقی برای رفتار خوب فرزند صورت نمی گیرد بنابراین کودک هم دلیلی برای ارائه رفتار خوب ندارد ، زیرا می داند که پدر و مادر پاسخی به این رفتار وی نمی دهند و در عوض همیشه به رفتار نادرست و نا مناسب او با عصبانیت و خشنونت پاسخ می دهند ، بنابراین کودک هم برای جلب توجه آنها حتی توجه منفی ، شروع به نافرمانی و پرخاشگری می کند.15
7- تشویق رفتارهای نامناسب
بسیاری از والدین نا آگاهانه کاری می کنند یا حرفی می زنند که باعث تشویق رفتار نا مناسب فرزند خود می گردند . به عنوان مثال گاهی اوقات والدین به نافرمانی کودک می خندند یا هنگام صحبت با دیگران ناگهان حرف خود را قطع می کنند تا به سخنان فرزند خود توجه نمایند. در موارد دیگر والدین به قشقرهای کودک با یک بوسه یا بغل کردن پاسخ می دهند یا هنگامی که کودک در یک فروشگاه شروع به گریه و زاری می کند برای او شکلات یا خوراکی می خرند . در همه ی این موارد خنده والدین و توجه و پاداش آنها باعث تقویت رفتارهای نا مناسب کودک می شود در این صورت کودک یاد می گیرد که اگر مقاومت یا اعتراض نماید می تواند به خواست خود برسد . 16
8- اختلاف والدین
هنگامی که در والدین بین زن و شوهر اختلاف وجود دارد فرزندان دچار مشکلات عاطفی – هیجانی شده در انتخاب فرد مقصر و بی گناه دچار نوعی سر در گمی می گردند . در این میان والدین فرزندان خود را به قضاوت می خوانند یا هر یک سعی می کنند دیگری را متهم کند که او عوامل اختلاف است . کودک یا نوجوان که به هر دو علاقمند است و در عین حال آمادگی کافی ذهنی برای پذیرش بعضی از مسایل را ندارد ، در بین کشمکش والدین به دو جهت مختلف سوق داده می شود تا این که به پشتیبانی یکی برخاسته دیگری را نفی می کند و در این صورت مورد غضب طرف مقابل قرار می گیرد یا هر دو را مقصر می داند که در این صورت به طور کامل طرد می شود . بدین ترتیب در انتخاب سرگردان است و در واقع مایل به انتخاب گناهکار یا بی گناه نیست . او هر دوی آنها را دوست می دارد و می خواهد در محیط آرام و بی جنجالی زندگی کند و چون از چنین محیطی محروم می گردد برای فرار از نزاع های دائمی منزل برای خود راهی نظیر : فرار از منزل ، لجبازی و پرخشگری انتخاب می کند به طوری که با قوانین و جامعه هر دو ستیز می کند . 17
9- کمبود محبت
مهر و محبت در تکوین شخصیت هر فرد تاثیر بسزایی دارد و محرومیت عاطفی موجب بروز اختلال در رفتار می گردد. تحقیقی که در غرب درباره بزهکاران انجام شده است نشان می دهد که 91 درصد مجرمان در ارتباط با ارتکاب جرم به نحوی دچار مشکل عاطفی – هیجانی بوده اند.18 رشد عاطفی با ارضای متعادل نیازهای عاطفی به وجود می آید . اهمیت رشد عاطفی در این است که می تواند زیر بنای رشد اجتماعی باشد کودک با هر سطحی از رشد عاطفی در خانواده در خانواده وارد جامعه شود به همان اندازه می تواند در محیط اجتماعی سازگاری خود را حفظ کند . عدم رشد عاطفی کودک را در محیط و در مناسبات اجتماعی دچار مشکل می سازد . کودکی که از لحاظ عاطفی در محیط خانواده مشکل دارد با هر محرک کوچکی برانگیخته می شود و پرخاشگری می کند لذا وقتی وارد اجتماعی می شود نمی تواند با هر موقعیتی خود را سازگار سازد . چنین فردی به راحتی مناسبات اجتماعی خود را بر هم می زند و رفتاری از خود نشان می دهد که علامت عدم رشد وی در بعد اجتماعی است و ارضای متعادل نیاز به محبت رد عاطفی را در کودک هموار و تسهیل می کند .
کودکی که از لحاظ عاطفی در خانه رشد یافته است محبت را بیرون از خانه جست و جو نمی کند زیرا خانواده را کانون محبت و محل کسب امنیت روانی می بیند . در مقابل کودک یا نوجوانی که نیاز محبت او در خانواده ارضا نمی شود کمبود محبت را دربیرون از خانه جست و جو می کند و ممکن است به انواع رفتارهای نابهنجار یا مکانیزم های دفاعی متوسل شو که یکی از آن ها پرخاشگری است .
10 _ تنبیه و سهل گیری
بعضی از روش های فرزند پروری با پرخاشگری کودکان رابطه دارد که مهم ترین آن ها عبار ت است از : سهل گیری و تنبیه کردن . فرزندان پدر و مادرهای سهل گیر معمولاً پرخاشگر می شوند . علاوه بر این پدر و مادرهایی که فرزندشان را تنبیه می کنند نیز پرخاشگرتری دارند. بیشترین پرخاشگری به کودکانی تعلق دارد که والدینشان به طور هم زمان آنان را تنبیه می کنند و سهل می گیرند . اگر والدین اجازه دهند که فرزندشان تکانه های پرخاشگرانه اش را تخلیه کند فرزند تصور خواهد کرد که این کار مقبولی است و اگر هم پرخاشگری او را به شدت تنبیه کند ناکامی و عصبانیت را در او ایجاد می کنند که خودش زمینه ساز پرخاشگری بیشتر می شود.
پدر و مادرها غالباً رفتار فرزند پرخاشگر خود را به خوبی زیر نظر نمی گیرند و نظارت تربیتی یکنواختی بر وی ندارند . این والدین برای هر تخلفی فرزندشان را تنبیه بدنی می کنند و دردسرهای بیشتر از سوی فرزندشان راپیش بینی می کنند .19
والدین و کودکان پرخاشگر
کودکان با پیدا کردن نقاط ضعف دیگران برای رسیدن به مقصود خود متوسل به اذیت و آزار می شوند یکی از دلایل افزایش پرخاشگری کودکان در سن 2 سالگی ، فهمیدن آنها در مورد زندگی خود است . هر چه سن کودک بالاتر می رود ، عوامل بروز پرخاشگری نیز متوقف می شود . هر کس در طول زندگی خود دچار اشتباهات زیادی می شود که برخی از آنها می تواند باعث بروز ناراحتی روحی و یا حداقل تاثیر بر روح و روان آدمی شود . کودکان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و در بروز این حالات و نحوه برخورد با آنها پدر و مادر نقش اساسی بازی می کنند بعضی از دانشمندان علم تعلیم و تربیت بیان می کنند : کودکان ، آینه تمام نمای والدین هستند و هر آنچه والدین در خود می بینند مایلند که در کودکانش نیز باشند . به همین دلیل از پدر و مادری پرخاشگر فرزندی عصبانی و روح آزار به وجود می آید و از والدین با احساس مسئولیت و مثبت کودکی با رفتار مطلوب و مثبت تربیت می شود . البته نباید نقش جامعه را نیز از نظر دور داشت متاسفانه در جامعه کنونی و در خانواده ها حالت لجبازی و پرخاشگری فراوان دیده می شود.
چرا کودک پرخاشگر می شود
بعضی از دانشمندان پرخاشگر ی را به عوامل وراثت نسبت می دهند غزالی می گوید : اگر خشم از حد فراتر رود به تهور تبدیل می شود و اگر ناقص شود فرد ترسو بزدل می شود که این افراد به عنوان کسانی که اعتماد به نفس ندارند تملق گرا هستند و مذلت را ترجیح می دهند شناخته می شوند . اما اگر این قوه تربیت شود فرد به صفت شجاعت موصوف می شود .
کودکان با پیدا کردن نقاط ضعف دیگران ، برای رسیدن به مقصود خود متوسل به اذیت و آزار می شود یکی از دلایل افزایش پرخاشگری کودکان در سن 2 سالگی فهمیدن آنها در مورد زندگی خود است هر چه سن کودک بالاتر می رود بروز پرخاشگری نیز متغیر می شود . به عنوان مثال در بین سنین 3 تا 6 سالگی جدال جسمانی برای اثبات مالکیت کاهش می یابد و در عوض پرخاشگری کلامی مانند تهدید ، آزار ، توهین ، جیغ زدن و … افزایش می یابد . بروز حالت پرخاشگری و میزان آن در بین دختران و پسران متفاوت است .
تفاوت پرخاشگری در دوران پیش دبستانی در هر جنس ، چندان مشهود نیست اما در دوران مدرسه و ابتدایی کاملاً واضح است و با افزایش سن ، تفاوت پرخاشگری در هر جنس کاهش می یابد . در دوران ابتدایی و بالاتر پسران و دختران تفاوت فاحشی از نظر بروز پرخاشگری نسبت به دوران دانشگاه دارند.
طبق بررسی های انجام شده عوامل موثر در پرخاشگری کودکان به موارد زیر بستگی دارد :
1- نقش والدین و روش تربیتی آنها
2- ماندگار شدن پرخاشگری به عنوان یک رفتار در سنین مختلف
3- شکل گیری تصور از خود به عنوان فردی پرخاشگر
4- محیط مدرسه و دبیرستان
5- نقش کلیدی تلویزیون ، ماهواره ، ویدئو ، کامپیوتر
لازم به ذکر است کودکانی که در سنین پیش از دبستان به سایر کودکان آزار می رسانند همان نوجوانان پرخاشگر بزهکار هستند و نوجوانان پرخاشگر و زور گو همان مردانی هستند که فرزندان خود را آزار می دهد و همسران خود را کتک می کنند.
تربیت منفی والدین
گاهی رفتار خودخواهانه و پرخاشگرانه یک طفل 2 ساله برای بزرگسالان و والدین جالب و نشاط آور است . تشویق ناخواسته چنین رفتارهایی به تدریج رفتار با دیگران فراهم می کند بنابراین نقش والدین در تربیت و تحول پرخاشگری نقش کلیدی است و والدین با رفتار خود معمولاً به کودکان به طور ناخواسته همان رفتارهای خود را می آموزند. وقتی کودکی اشتباه می کند معمولاً شما به عنوان والدین چه می کنید تنبیه داد می زنید ، نصیحت می کنید و یا مرتب از افعال منفی مانند دست نزن ، این طور نباش /ف نشین و نکن استفاده می کنید . آیا ناسزا می گویید یا او را از خیلی کارها محروم می کنید و یا شاید بسیاری از رفتارهای دیگر که در فرهنگ ما متاسفانه شایع است استفاده می کنید . تمامی این رفتارهای بد و ناپسند تنها بذرهای منفی به ویژه پرخاشگری را در ذهن کودکان می کارد. متاسفانه یکی از شیوه های شایع والدین برای تربیت کودکان ابراز قدرت است . این روش به این دلیل شایع است که خیلی سریع جواب می دهد ولی نه جواب مثبت بلکه جواب منفی این روش که مبتنی برترس کودک از تنبیه است نشان می دهد که باعث تضعیف عواطف و رفتار اخلاقی در کودکان می شود . این والدین معمولاً داد می زنند سرزنش می کنند و رابطه بین تنبیه و رفتار کودکان را نمی دانند.
این والدین قواعد و آداب را به روشنی بیان نمی کنند لزوم اجابت خواسته ای خود را به کودکان نمی گویند و همواره سعی می کنند با عصبانیت کودکان را تنبیه