ابزار اصلی گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده و داده های حاصل از توزیع پرسشنامه نیز، در دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
1-8 قلمرو تحقیق
قلمروهای سه گانه پژوهش حاضر به ترتیب در زیر معرفی و تبیین شده اند :
قلمرو موضوعی این تحقیق از جنبه موضوعی در قلمرو موضوع سیستم های اطلاعات مدیریت است.و در پی نقش تعاملی عوامل کلیدی فناوری اطلاعات و عملکرد مالی می باشد .
قلمرو مکانی : پژوهش حاضر در بین تمامی مدیران و کارکنان مالی شرکت های شهرک صنعتی یزد انجام شده است.
قلمرو زمانی: پژوهش حاضر در زمان فعالیت کارمندان در شرکت با توجه به عملکرد اداری و مالی شرکت و استفاده از فناوری اطلاعات در حین انجام کار در زمستان سال 1392انجام شده است .
1-9 جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه کارکنان شرکت های کوچک و روش نمونه گیری تصادفی ساده حجم جامعه مورد مطالعه 190 و تعداد نمونه 123 می باشد .
1-10 روش گرد آوری و تجزیه و تحلیل داده ها
در این تحقیق کلیه کارمندان و مدیران شرکت های کوچک مد نظر می باشد که به چندین رشته تقسیم می شوند وبه صورت تصادفی یک رشته انتخاب و پس از آن با توجه به لیست شرکت های کوچک شهرک صنعتی یزد چند شرکت به طور تصادفی ساده انتخاب شد و سپس این جانب (پژوهشگر) به شرکت های انتخاب شده رفته چندتا از واحد هاراانتخاب کرده به صورت چهره به چهره پرسشنامه را بین آنها پخش می کنیم و پس از پاسخ گویی آن ها را جمع آوری شده است.
استان یزد شامل 111 کارمندان ارشد و 45 کارشناس و39نفرمدیر(جمعا190)می باشند.
1-11 تعریف واژگان تحقیق
عملکرد مالی : در زمانی نه چندان دور، سازمانها در محیطی پایدار و باثبات به سر می‌بردند.به تدریج تغییرات مربوط به علم وفناوری، اقتصاد، فرهنگ و سیاست به سرعت سازمانها را تحت تاثیر قرار داد.
عوامل کلیدی موفقیت: ازنظر روکارت، عوامل کلیدی موفقیت به معنای تعداد محدودی از حوزه های فعالیت است که عملکرد رقابتی موفقیت آمیزی در پی خواهد داشت. (رکارد1979)2
درتعریف دیگری برونو و لیدکر اظهار می دارند که عوامل کلیدی موفقیت عبارتند از مشخصه ها، شرایط یا متغیرهایی که اگر درست مدیریت شوند می توانند اثر قابل ملاحظه ای بر موفقیت موضع رقابتی سازمان داشته باشند. (برانو و لیدچر1984)3
هوشمندی کسب وکار: شامل مجموعه ای از برنامه های کاربردی و تحلیلی است که به استناد پایگاههای داده عملیاتی و تحلیلی، به اخذ تصمیم بهینه برای فعالیت های مدیریتی می پردازد.
هوش کسب وکار به فرآیند تبدیل داده های خام به اطلاعات تجاری ومدیریتی اطلاق می گردد که به تصمیم گیرندگان سازمان کمک می کندتا تصمیمات خود را بهتر و سریعتر گرفته و براساس اطلاعات صحیح، عمل نمایند.( لانکویس و پیرتیمکی2006)4
برنامه ریزی کسب وکار: برنامه‌ریزی فرآیندی است در تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاش‌های آن برای دست‌یابی به اهداف و رسالت بلندمدت با توجه به امکانات و محدودیت‌های درونی و بیرونی.
در یک تعریف دیگر برنامه‌ریزی کسب وکار به معنای فرآیند بررسی موقعیت فعلی و مسیر آینده‌ی سازمان یا جامعه، تنظیم اهداف، تدوین یک استراتژی برای تحقق آن اهداف و اندازه‌گیری نتایج است. (هیوز، مدیریت دولتی نوین ص 205) .
کیفیت اطلاعات: کیفیت اطلاعات ارتباط تنگاتنگی با ارزش اطلاعات دارد. هنگام بازیابی کیفیت اطلاعات، نهایتاً عوامل زیر تعیین کننده خواهند بود : (منبع: وب سایت تهیه و تنظیم:محمدرضا رزاق)5
* تناسب
اعتمادپذیری
اعتبار
معنابخشی در طول زمان
کامل بودن
دقت
زیبایی گرایی
به هنگام بودن
شایستگی کاربران: روان شناسان شایستگی را محرک، ویژگی یا مهارت برجسته تعریف کرده اند که منجر به عملکرد شغلی بهتر می شود. مرابیل و ریچارد (1997) می گویند که در انتخاب شایسته ترین ها باید به توانایی ها، شاخص های رفتاری، باورها، ویژگی های شخصیتی، نگرشها و مهارت های افراد توجه شود. (عریضی ، 1384)
طبق تعریف ارائه شده توسط جامعه بین المللی عملکرد (ISPI) مجموعه دانش، مهارت و نگرش هایی که کارکنان را قادر می سازد به صورتی اثربخش فعالیت های مربوط به شغل و یا عملکرد شغلی را طبق استانداردهای مورد انتظار انجام دهند شایستگی نامیده می شود.
متدولوژی سیستم: متدولوژی وسیله شناخت هر علم است. روش‌شناسی در مفهوم مطلق خود به روش‌هایی گفته می‌شود که برای رسیدن به شناخت علمی از آن‌ها استفاده می‌شود و روش‌شناسی هر علم نیز روش‌های مناسب و پذیرفته آن علم برای شناخت هنجارها و قواعد آن است.بنابراین برای انجام هر اموری باید یک متدولوژی مشخص داشته باشیم. (ویکیپدیا)6
فصل دوم
مبانی نظری و ادبیات تحقیق
2-1 مقدمه
فناوری اطلاعات معمولاً به کلیه فناوریهائی اشاره دارد که در پنج حوزه جمع آوری، ذخیره سازی، پردازش، انتقال و نمایش اطلاعات کاربرد دارند.دانش فناوری اطلاعات و رایانه و تکنولوژی با هم فرق می‌کنند، البته در موارد زیادی با هم اشتراک دارند. اگر علم رایانه را مشابه مهندسی مکانیک بگیریم، فناوری اطلاعات مشابه صنعت حمل و نقل است. در صنعت حمل و نقل، خودرو و راه‌آهن و هواپیما و کشتی داریم.رویکردی تحلیلی، تجاری و باریک بینانه به تکنولوژی‌های نوین اطلاعاتی دارد. ایشان با ایجاد این رویکرد شکاف میان طراحان نرم افزار و تحلیل کنندگان سیستم و بازار هدف را حل کرده‌اند.
2-2 پیش بینی در محیط فناوری اطلاعات
چرا باید فناوری را پیش‌بینی کرد؟ البته شاید این پرسش ترجیحا به این معنی باشد که ما بین پیش‌بینی و عدم پیش‌بینی مختاریم؛ امااین‌گونه نیست, چرا که هر فرد، سازمان، یا ملتی که از تغییرات فناوری تاثیر بپذیرد، هنگام تصمیم‌گیری درباره تخصیص منابع، ناگزیر با پیش‌بینی فناوری مواجه خواهد شد. شاید برخی ادعا کنند که به جای پیش‌بینی عقلانی و تحلیلی, گزینه‌های دیگری هم وجود دارند. حال با گزینه‌هایی که پیش رو داریم آشنا می‌شویم: عدم پیش‌بینی: می‌توان کورکورانه با آینده مواجه شود. به بیان دیگر از پیش‌بینی آینده پرهیز کرد و هیچ توجهی به پیامدهای آتی تصمیم‌ها نداشت. واضح است هر سازمانی که چنین عمل کند بقا نخواهد یافت. حتی اگر محیط تغییر نکند، اکثر تصمیم‌های اتخاذ شده اشتباه خواهند بود. چرا که طبیعتاً ثبات محیط را پیش‌بینی نکرده‌اند و اگر محیط به سرعت تغییر نکند، فاجعه‌ سریعتر روی خواهد داد, زیرا تصمیمی که در کوتاه‌مدت درست است, شاید در درازمدت غلط از آب درآید. اما در اکثر موارد، “عدم پیش‌بینی” در واقع به معنای پیش‌بینی تداوم یا تغییرات جزئی در وضعیت موجود است. بنابراین، زمانی که تصمیم‌گیرنده می‌گوید به پیش‌بینی فناوری اعتقاد ندارد یا از آن استفاده نمی‌کند، در واقع می‌خواهد بگوید که تصمیم‌گیری او بر فرض ثبات فناوری استوار است. هر چه بادا باد:این گزینه بیانگر نگرشی است که می‌گوید آینده یک بازی کاملاً تصادفی است، و هیچ دلیلی وجود ندارد که بخواهیم از قبل آن را پیش‌بینی کنیم. جای تردید است که هیچ تصمیم‌گیرنده‌ای بخواهد زندگی شخصی خود را این‌گونه اداره کند. حتی تصمیم‌گیرانی که می‌گویند به این نگرش اعتقاد دارند در روزهای سرد و ابری احتمالاً بارانی می‌پوشند. بنابراین، وقتی آن‌ها وانمود می‌کنند که در رابطه با تصمیم‌های حرفه‌ای خود از این نگرش برخوردارند، در واقع سعی دارند به این بهانه از تفکر درباره نتایج پیش‌بینی طفره بروند.

روشن است هر تصمیم‌گیرنده‌ای که واقعاً بر مبنای این نگرش عمل کند, با مشکل مواجه خواهد شد. بویژه شاید دریابد که سازمان وی قادر نیست با سازمان‌های دیگری که از روشهای عقلانی پیش‌بینی بهره می‌برند, رقابت کند. لذا، سازمان‌های “هرچه بادا باد”, عمر کوتاهی خواهند داشت.:بسیاری از سازمان‌ها تاریخچه درخشانی دارند. بقای طولانی‌مدت آنها نشان می‌دهد که این سازمان‌ها به نحو صحیح عمل کرده‌اند. متأسفانه وقتی شرایط تغییر می‌کند، احتمال کمی وجود دارد که سیاست‌ها و تصمیم‌هایی که در گذشته موفقیت‌آمیز بوده‌اند, همچنان مناسب و اثربخش باقی بمانند. افتخار متعصبانه به گذشته‌ درخشان, با این فرض که آینده درخشان را تضمین می‌کند, قطعاً فاجعه‌بار خواهد بود. سازمانی که به جای آینده بر گذشته تمرکز کند, مسلماً به موزه تاریخ خواهد رفت. پیش‌بینی رو به بالا: در این نگرش فرض می‌شود که فناوری مانند کرکره مغازه، روی یک خط ثابت و فقط به سمت بالا حرکت می‌کند. جوهره‌ی این طرز برخورد را در گفته‌های متداولی چون “بالاتر، تندتر، دورتر” یا “هرچه بزرگتر بهتر” می‌توان مشاهده کرد. در اینجا فرض می‌شود که آینده همچون گذشته خواهد بود، فقط کمی بیشتر یا بهتر. هر چند این دیدگاه وقوع تغییرات را تایید می‌کند، اما این را تشخیص نمی‌دهد که علاوه بر مسیر “بالا” مسیرهای دیگری هم وجود دارد. شکی نیست که با ظهور یک رهیافت فنی جایگزین، رهیافت قبلی متوقف شده یا به حاشیه می‌رود. سازمانی که به پیش‌بینی رو به بالا متکی باشد، دیر یا زود غافلگیر می‌شود؛ زیرا تغییرات فناورانه‌ای که ناگهان آشکار می‌شوند، آن را به خط پایان نزدیک می‌کنند.
فشردن دکمه بحران:نگرش “عمل در شرایط بحران” یعنی آنقدر منتظر بمانیم تا مشکل موجود به بحران تبدیل شود و سپس برای کاهش اثرات بحران تلاش کنیم. در درازمدت این شیوه مانع پیشرفت سازمان در جهت تحقق اهداف خود می‌شود و در بهترین حالت به معنی حرکت کج و کوله و نه مستقیم به سمت هدف است. به علاوه، در این نگرش فرض می‌شود که وقتی بحران فرا برسد, وقت کافی برای واکنش اثربخش به آن وجود خواهد داشت. اگر در بحران خاصی این فرض نادرست باشد، سازمان از بین خواهد رفت. به علاوه نگرش فشردن دکمه بحران این واقعیت را نادیده می‌گیرد که اگر