29/79±2/63
29/82±2/74
0/87 29/66±4/22
28/43±3/88
0/00* 30/34±3/11
28/86±3/20
0/00* 29/78±4/47
29/78±4/47
0/00* پیش آزمون
پس آزمون
P درونگروهی BMI (kg/m2)
50/97±5/5
49/34±6/20
0/11 52/62±10/46
47/89±9/5
0/00* 55/71±7/8
49/51±7/3
0/00* 54/82±7/3
46/75±7/8
0/00* پیش آزمونپس آزمون P درونگروهی درصد چربی
(درصد)
0/81±0/79
0/81±0/86
0/31 0/78±0/5
0/78±0/63
0/66 0/8±0/46
0/79±0/46
0/24 0/79±0/7
0/78±0/61
0/36 پیش آزمونپس آزمون P درونگروهی WHR
33/18±7/62 31/73±3/66 32/67±6/12 33/17±7/67 گروه ها سن (سال)
160/5±5/99 164/2±8/62 161/3±5/02 160/3±4/81 گروه ها (cm) قد
* نشانه معنا داری آماری

به منظور بررسی این موضوع که بین مقادیر نسفاتین-1 در گروه های تحقیق، تفاوتی بین نمره های پیش آزمون و پس آزمون ایجاد شده است یا خیر، از آزمون t همبسته استفاده شد. نتایج نشان داد که مقادیر نسفاتین-1 در گروههای »تمرین+گزنه«، »تمرین+دارونما« و »گزنه« افزایش معناداری (05/0 <P) داشته است (جدول 2).

جدول 2. تغییرات نسفاتین -1 گروه های تحقیق در پیش آزمون و پس آزمون
89916-6473

متغیر گ روهها انحراف معیار± میانگین سطح معنا داری پی شآزمون پس آزمون د رونگروهی (T همبسته) تمرین+گزنه 69/19 ± 10/22 32/19 ± 59/34 *004/0
0/047* 23/18 ± 21/03 20/93 ± 17/95 تمرین+دارونما
0/028* 20/52 ± 12/38 19/60 ± 11/58 گزنه
نسفاتین -1

(ng/ml)
دارونما 19/15 ± 15/20 35/9 ± 38/19 896/0

به منظور کنترل دادههای پیش آزمون به عنوان یک عامل مخدوش گر، اختلاف میانگین پیش آزمون و پسآزمون محاسبه شد (پس آزمون منهای پیش آزمون). تفاوت بین میانگین پسآزمون و پیشآزمون به شرح جدول 3 ارائه شده است. سپس تفاوت میانگین ها در چهار گروه به وسیله آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی LSD تجزیه وتحلیل شد (جدول 4).
جدول 3. تفاضل میانگین نسفاتین -1 (ng/ml) در گروههای تحقیق
تفاوت میانگین ها
(پس آزمون – پیش آزمون) میانگین پس آزمون میانگین پیش آزمون N
12/4875 34/5926 22/1051 12 تمرین + گزنه
2/2556 23/1868 20/9312 12 تمرین + دارونما
0/9254 20/5298 19/6045 11 گزنه
– 0/7705 19/3883 20/7355 11 دارونما

نتایج به دست آمده از آزمون تحلیل واریانس، تفاوت معنادار بین گروه ها (029/0=P) را نشان داد، ازاین رو نتایج آزمون تعقیبی به شرح جدول 4 ارائه شده است.
جدول 4. نتایج آزمون تعقیبی LSD متغیر نسفاتین -1 (ng/ml) بین گروه های تحقیق
103632-20395

LSD گروه ها اختلاف میانگین ها سطح معنا داری تمرین+دارونما 23192/10 *031/0 گروه تمرین+گزنه گزنه 56214/11 *018/0 دارونما 25805/13 *007/0

نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مقادیر پس آزمون CRP در مقایسه با مقادیر پیش آزمون درگروه های »تمرین+گزنه«، »تمرین+دارونما« و »گزنه« کاهش معناداری (05/0 <P) داشته است (جدول
.(5

جدول 5. تغییرات ng/ml) CRP) گروه های تحقیق در پیشآزمون و پس آزمون
-33527-32229

متغیر گروه ها انحراف معیار± میانگین سطح معنا داری
پیش آزمون پس آزمون درون گروهی (T همبسته)
0/003* 2279/47 ± 1314/47 2728/60 ± 1375/77 تمرین+گزنه 0/004* 0/041* 2308/42 ± 1374/47 2210/71 ± 1640/31 2960/98 ± 1221/66
2409/49 ± 1637/23 تمرین+دارونما گزنه CRP (ng/ml)
0/921 3985/24 ± 774/74 4012/68 ± 575/53 دارونما

داده های جدول 6، تفاضل بین میانگین پس آزمون و پیش آزمون CRP در گروههای پژوهش را نشان می دهد. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معنادار بین اختلاف میانگین ها فقط در بین گروه های »تمرین+دارونما« و »دارونما« وجود دارد (015/0=P).

جدول 6. تفاضل میانگین ng/ml) CRP) در گروه های تحقیق
تفاوت میانگین ها (پس آزمون – پیش آزمون) میانگین پس آزمون میانگین پیش آزمون N
-449/125 2279/475 2728/6 12 تمرین + گزنه
-652/5583 2308/425 2960/9833 12 تمرین + دارونما
-198/7728 2210/7182 2409/4909 11 گزنه
-27/4345 3985/2455 4012/68 11 دارونما

بحث
از مهم ترین یافته های این پژوهش می توان به افزایش معنادار نسفاتین-1 و کاهش معنادار متغیرهای CRP، وزن، درصد چربی و BMI در گروه های تجربی در مقایسه با گروه دارونما اشاره کرد. در خصوص نسفاتین -1 نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش های جعفری و همکاران (1395) (5) و توسلی و همکاران (1392)(3) همسوست که در این پژوهش ها نیز افزایش معنادار در سطوح نسفاتین-1 پس از دوره تمرینی مشاهده شده است. از طرفی در پژوهش های اخیر همانند پژوهش حاضر مشخص شد کهافزایش معنا دار نسفاتین-1 با کاهش معنا دار وزن، شاخص توده بدن و درصد چربی (5)، همراه بودهاست. تاکنون مطالعات زیادی در خصوص تمرینات هوازی بر روی این آدیپوکاین انجام گرفته است، به طوری که کااولو و همکاران (19) مشاهده کردند چهار هفته تمرین هوازی سبب افزایش معناداری در سطوح نسفاتین-1 رتهای چاق نر می شود. حق شناس و همکاران (1392) نیز تأثیر دوازده هفته تمرین استقامتی بر نسفاتین -1 پلاسمای رتهای نر چاق را مطالعه کردند. نتایج نشان داد که دوازده هفته تمرین استقامتی تفاوت معناداری بین وزن رتها ایجاد کرد و مقادیر نسفاتین-1 گروه تمرین به طور معناداری افزایش یافت (20). تاجی طبس و همکاران (1393) به بررسی تأثیر ده هفته تمرین مقاومتی و استقامتی بر سطوح سرمی نسفاتین-1 و شاخص مقاومت به انسولین در زنان مبتلا به دیابت نوع دو پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد انجام ده هفته تمرین استقامتی در سطوح نسفاتین-1 آزمودنیها تغییر معناداری ایجاد نکرد، درحالیکه تمرین مقاومتی سطوح نسفاتین-1 را به طور معناداری افزایش داد (2). از جمله دلایل تناقض نتایج این پژوهش با پژوهش حاضر احتمالاً مربوط به آزمودنی های مبتلا به دیابت پژوهش مذکور است. از آنجا که افراد مبتلا به دیابت در انجام فعالیت هایی مانند دویدن با محدودیت مواجه اند، احتمالاً این نوع برنامه تمرینی نتوانسته است تغییرات مطلوبی را در وزن، درصد چربی، BMI و متعاقب آن نسفاتین-1 ایجاد کند. در مطالعه دیگری توفیقی و همکاران پس از هشت هفته تمرین استقامتی روی مردان چاق جوان عدم تغییر سطوح نسفاتین-1 را مشاهده کردند (4).
کمتر بودن شدت تمرین در پژوهش مذکور (55 تا 65 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) در مقایسه با پژوهش حاضر میتواند یکی از دلایل احتمالی تناقض نتایج این دو پژوهش باشد. قنبری نیاکی و همکاران (2013) تأثیر فعالیت ورزشی استقامتی را بر بیان ژن نسفاتین-1 NUBC2 بافتی، سطح نسفاتین -1 پلاسما و حجم لیپوپروتئین ها در موشهای ماده بررسی کردند. نتایج نشان داد در اثر هشت هفته تمرین هوازی مقادیر نسفاتین-1 در کبد، روده کوچک و کلیه افزایش می یابد؛ درحالیکه نسفاتین -1 پلاسما بدون تغییر باقی میماند (24). از دلایل احتمالی عدم مشابهت در یافتههای تحقیق ذکرشده با پژوهش حاضر، می تواند مربوط به نمونه های حیوانی و نداشتن اضافه وزن و چاقی پیش از شروع پژوهش باشد. بشیری و همکاران (1391) اثر یک جلسه تمرین استقامتی (30 دقیقه رکاب زدن روی چرخ کارسنج با شدت 75 -70% HRmax و متعاقب آن 30 دقیقه استراحت غیرفعال) در مردان
سالمند غیر ورزشکار را بررسی و مشاهده کردند که سطح نسفاتین-1 پلاسما بدون تغییر باقی ماندهاست (1). استفاده از تنها یک جلسه تمرین، همچنین استفاده از مردان سالمند احتمالاً از دلایل مهمهمسو نبودن نتایج است.
نتایج پژوهش های ذکرشده در زمینه عــدم کــاهش معنادار نسفاتین-1 با نتایج پژوهش حاضر مغایر است و از دلایل کلی این تناقض ها می توان به تفاوت در سطح آمادگی، سن و نوع آزمودنی ها، تفاوت در نوع، شدت و مـدت فعالیـت ورزشی اشاره کرد. در تحقیق حاضر در گروه های تجربی وزن، درصد چربی بدن و BMI کاهش یافت. با توجه به نتایج حاضر، همراه با کاهش وزن و درصد چربی بدن و BMI، سطوح نسفاتین-1 نیز تغییر یافت. احتمالاً سطوح نسفاتین -1 با آمادگی بدن و همچنین درصد چربی و توده بدون چربی بدن ارتباط دارد (9). با توجه به جداول 1 و 3، میانگین کاهش درصد چربی به ترتیب در گروه های اول، دوم و سوم بیشتر است؛ از طرفی میانگین افزایش نسفاتین-1 به ترتیب در گروه های اول، دوم و سوم افزایش نشان می دهد؛ این نکته بیانگر ارتباط معکوس بین درصد چربی و نسفاتین -1 است. احتمـال دارد کـه تفـاوت در نـوع و شدت فعالیت ورزشی به کارگرفته شده و تفـاوت در ســن و شــرایط فیزیولــوژیکی آزمودنی های مورد مطالعه در تحقیقات اخیــر، تأثیرات متفــاوتی بــر سیستم های ترشحی و متابولیسـمی بگذارد. به دلیل اینکه میزان کاهش وزن، درصد چربی و شاخص توده بدن، در گروه تمرین+ گزنه از سایر گروه ها بیشتر است؛ احتمالاً گزنه با کاهش اشتها در کنار تمرین ورزشی در افراد چاق سبب کاهش وزن و درصد چربی و BMI آزمودنی ها شده است.
همان طورکه اشاره شد، در تحقیقات گوناگون نشان داده شده که بین سطوح نسفاتین -1 و BMI رابطه معکوس وجود دارد (18)، ازاین رو با کاهش BMI سطوح نسفاتین -1 افزایش یافته است.
در خصوص پروتئین واکنشگر C، وکیلی و همکاران (1394) به بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی و مصرف چای سبز بر برخی عوامل خطرزای قلبی – عروقی زنان چاق پرداختند. در پایان بین مقادیر CRP در چهار گروه تفاوت معناداری مشاهده شد؛ به گونه ای که مقدار آن در گروه تمرین+ چای سبز نسبت به سه گروه دیگر به طور معناداری کمتر بود (12). همچنین حامدی نیا و همکاران (1386) تأثیر دوازده هفته تمرین هوازی را بر عوامل التهابی مردان چاق و لاغر بررسی کردند. یافته های پژوهش کاهش معنا دار در سطوح CRP را فقط در گروه مردان چاق نشان داد (27). استوارت و همکاران در بررسی اثر دوازده هفته فعالیت بدنی در زنان جوان و مسن نشان دادند که CRP سرم طی دوازده هفته فعالیت بدنی کاهش یافت (41). لاکا و همکاران (2005) در مطالعه ای به بررسی تأثیر تمرین ورزشیبر سطوح پلاسمایی پروتئین واکنشگر C در افراد بزرگسال سالم پرداختند. لاکا در پایان مشاهده کرداین تمرین موجب کاهش سطوح پروتئین واکنشگر C در آزمودنی های تحت تمرین شد (31). این یافتهها با یافته های پژوهش حاضر همخوانی داشتند. چندین سازوکار احتمالی که نشان می دهد فعالیت ورزشی یا کاهش توده چربی موجب کاهش CRP می شود، وجود دارد. به نظر م یرسد پاسخ های التهابی در سلول های چربی آغاز می شود، زیرا نخستین سلول هایی هستند که تحت تأثیر افزایش چربی شکمی و افزایش بافت چربی قرار میگیرند. یکی از سازوکارهای فعال شدن مسیرهای التهابی با افزایش توده چربی، افزایش گیرنده استرس است (34). دومین سازوکار احتمالی فاکتورهای استرس اکسیداتیو در افراد چاق است (28). تعادل اکسیدان و آنتی اکسیدان، شاخص مهمی از عملکرد سیستم ایمنی است و هر گونه اختلال در این تعادل موجب استرس اکسیداتیو می شود. با توجه به این نکته که گیاه گزنه به دلیل داشتن فلاونوئید خاصیت آنتی اکسیدانی دارد، احتمالاً میتواند از بروز استرس اکسیداتیو جلوگیری کند؛ بنابراین تمرین ورزشی ممکن است سطوح CRP را بهطور مناسبی با کاهش توده چربی و از طریق تأثیرات مستقیم روی فرایند التهاب کاهش دهد. مقایسه وزن و درصد چربی پیش آزمون و پسآزمون افراد چاق در مطالعه حاضر نیز نشان داد که در سه گروه تمرین+گزنه، تمرین+دارونما و گروه گزنه کاهش در میزان این دو متغیر دیده شد. میانگین این کاهش در گروه تمرین+گزنه نسبت به سایر گروه ها در بیشترین مقدار خود بود (جدول 1). احتمالاً مداخله دو عامل تمرین و عصاره گزنه، اثر همافزایی بر کاهش معنادار مقادیر CRP زنان چاق دارد. در کل نتایج پژوهشی نشان می دهد که انجام فعالیت ورزشی CRP را به طور مستقیم با کاهش تولید سایتوکاین ها در چربی، عضله و سلول های تک هستهای و بهطور غیرمستقیم با افزایش حساسیت انسولین، بهبود عملکرد اندوتلیال و کاهش توده چربی کاهش می دهد (17،16). از طرفی، لیزن و همکاران میزان CRP را بر اثر 3 ساعت دویـدن ارزیابی و افزایش معناداری را مشاهده کردند (32). همچنین ویت و همکاران میزان CRP را در 70 زن و 20 دونده مرد پیش و پس از دوی ماراتن ارزیـابی و مشاهده کردنــد سـطح سرمی CRP افزایش معناداری نشان داد (48). نتایج این تحقیقات با پژوهش حاضر همخوانی نداشت. تناقض مشاهده شده در یافتههای این تحقیقات یک جلسه ای با پژوهش حاضر، ممکن است مربوط به تأثیر افزایش استرس مکانیکی و فعال سازی سلول های اندوتلیال ناشی از ضربه های مکـرر پـا به زمین باشد که از عواملافزایش CRP است. حسینی کاخک و همکاران (1390) اثر تمرین مقاومتی و هوازی را بر سطوح CRPدختران چاق اندازه گیری کردند و تفاوت معناداری را مشاهده نکردند (7). همچنین، وانگ و همکاران (2008)، به بررسی تأثیر دوازده هفته تمرین منظم مقاومتی – هوازی بر سطوح CRP افراد چاق پرداختند و در پایان تغییر معناداری را مشاهده نکردند (49).
نسفاتین -1 پلاسما با بیماری های مربوط به شیوه زندگی مانند دیابت و چاقی در ارتباط است (19). از جمله آدیپوکاین های مرتبط با چاقی می توان به لپتین، نسفاتین، کمرین، اپلین و از جمله عوامل مرتبط با چاقی می توان به CRP اشاره کرد (30،37). نمازی و همکاران (2011) تأثیر عصاره گزنه بر مقادیر CRP در بیماران دیابتی نوع دو را بررسی و مشاهده کردند که مقادیر CRP به طور معناداری کاهش یافت (35). آهنگرپور و همکاران (2012) تأثیر عصاره گزنه بر مقادیر لپتین و گلوکز سرم در موش های نر ویستار را مطالعه و در پایان کاهش معنادار مقادیر سرمی لپتین را گزارش کردند (15). در پژوهشی دیگر، حسنی و همکاران (1394) به بررسی تأثیر هشت هفته تمرین منظم هوازی و مصرف عصاره گزنه بر سطوح گلوکز و شاخص مقاومت به انسولین زنان دیابتی نوع دو پرداختند. مکمل مورد استفاده، عصاره گزنه به صورت محلول در آب به مقدار روزانه 6 میلی لیتر بود. نتایج این پژوهش نشان داد هشت هفته تمرین هوازی و مصرف گیاه گزنه بر سطح گلوکز خون و شاخص مقاومت به انسولین زنان سالمند دیابتی نوع دو تأثیر معناداری نداشت (6). زارع و همکاران (2015) نیز به بررسی تأثیر عصاره گزنه بر پروفایل لیپیدی و مقاومت به انسولین در موش های نر نژاد ویستار پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد که شاخص مقاومت به انسولین و پروفایل لیپیدی در گروهی که عصاره گزنه را به مقادیر مختلف دریافت کردند، به طور معناداری کاهش یافت. نتایج حاصل از پژوهش های ذکرشده نشان می دهد که در واقع گزنه با افزایش حساسیت به انسولین و کاهش نکروز کبدی ممکن است التهاب را کاهش دهد (52). در مطالعه حاضر کاهش وزن در گروه های مداخله مشاهده شد. همچنین همراه با کاهش وزن، سطوح نسفاتین-1 و CRP تغییر یافت. احتمالاً سطوح نسفاتین-1 با آمادگی بدن، درصد چربی و همچنین توده بدون چربی بدن ارتباط دارد (23). البته مقادیر نسفاتین -1 تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می گیرد (8) و تحقیق حاضر نیز با محدودیت هایی همراه بود که می تواند بر مقادیر این آدیپوکاین تأثیرگذار باشد. یکی از محدودیت های قابل عنوان در تحقیق حاضر رژیم غذایی آزمودنی ها در هر چهار گروه است، زیرا بیان و رهایی نسفاتین-1 به وس یله حالت ها ی تغذیه ای تنظیم می شود (42) و میزان ترشح آن ممکن است تحت تأثیر رژیم غذایی قرار گیرد (26). به همین دلیل به آزمودنی ها تو
صیه شد در طول اجرای پژوهش براساس توصیه نامه، رژیم غذایی خود را کنترل کنند و از تغییر رژیم غذایی بپرهیزند؛ اما به دلیل اینکه پژوهش های تجربی با مدل انسانی است، کنترل دقیق برنامه غذایی توسط محقق امکان پذیر نبود. همچنین در تحقیق حاضر ممکن است ناشتایی (که یکی از محدودیت های این پژوهش بود) بر سطوح نسفاتین -1 تأثیرگذار باشد. به طوری که نشان داده شده، ناشتایی، به کاهش 18 درصدی نسفاتین -1 سرم منجر می شود (43).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نتیجه گیری
به طور کلی نتایج مطالعه حاضر نشان داد، مصرف عصاره گزنه به دلیل خاصیت ضد اکسیدانی، ضدلیپیدی، ضدالتهابی و تأثیر بالقوه ای که در کنترل اشتها داشت، می تواند در کنار تمرین هوازی روی چرخ کارسنج به عنوان یک شیوه تمرینی جدید و مؤثر سبب کاهش وزن، درصد چربی افراد چاق شود و در پی آن به کاهش شاخص التهابی CRP و افزایش سطوح پلاسمایی نسفاتین -1 منجر شود و بدن را در برابر بیماری های التهابی مرتبط با چاقی ایمن کند. از آنجا که اســتفاده از گیاهــان دارویــی در مقایســه بــا داروهــای شــیمیایی عــوارض کمتــری دارد، پیشنهاد می شود که تأثیر طولانی مدت شیوه های مختلـف تمـرین و اسـتفاده از مکمل های گیاهی بر آدیپوکاین ها و شاخص های التهابی در زنان چاق ارزیابی شود.

منابع و مĤخذ
بشیری، جبار؛ غلامی، فرهاد؛ رهبران، عادل؛ ظرماهی، وحید (1391). »تأثیر یک جلسه فعالیت هوازی بر سطوح نسفاتین -1 سرمی مردان سالمند غیرورزشکار«، مجله پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، 34(4)، ص 30-25.
تاجی طبس، آسیه؛ مقرنسی، مهدی (1393). »اثر ده هفته تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی نسفاتین -1 و شاخص مقاومت به انسولین در زنان مبتلا به دیابت نوع 2«، مجله دیابت و متابولیسم ایران، 14(3)، ص 188 -179.
توسلی، حسن؛ توفیقی، اصغر؛ حسینپناه، فرهاد؛ هدایتی، مهدی (1392). »اشتها و تمرین؛ اثر دوازده هفته تمرین مقاومتی دایره ای بر نسبت سطح نسفاتین -1 به گرلین آسیل دار در نوجوانان دارای اضافه وزن«، مجله غدد درونریز و متابولیسم ایران، 15(6)، ص 526-519.
توفیقی، اصغر؛ مهربانی، جواد؛ خدیوی، سید محسن (1391). »اثر هشت هفته تمرین استقامت هوازی بر تغییرات نسفاتین-1 و گرلین آسیل دار در مردان چاق جوان«. مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پز شکی مشهد؛ دوره 57 ش 3، ص 570-562.
جعفری، مهری؛ مقرنسی، مهدی؛ سلیمی خراشاد، علیرضا (1394). »تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی و مقاومتی دایره ای بر سطوح پلاسمایی کمرین و نسفاتین -1 دختران دارای اضافه وزن و چاق« ارمغان دانش. 20 (4)؛ 286-273.
حسنی، علی؛ ابراهیمی، مریم؛ رمضانپور، محمدرضا (1394). »بررسی تأثیر هشت هفته تمرین منظم هوازی بر مصرف عصاره گزنه بر سطح گلوکز و شاخص مقاومت به انسولین زنان دیابتی نوع دو«، مجله دانش و تندرستی، دوره 10، ش 4.
حسینی کاخک، علیرضا؛ امیری پارسا، طیبه؛ آذرنیوه، م.، حامدی نیا، محمدرضا (1390).»تأثیر تمرینات هوازی، مقاومتی و بی تمرینی بر نیم رخ لیپیدی و CRP در دختران چاق«، مجله دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی سبزوار، دوره18، ش3.
حق شناس، روحاﷲ؛ رواسی، علی اصغر؛ کردی، محمدرضا؛ هدایتی، مهدی؛ شب خیز، فاطمه؛ شریعت زاده، محمد (1390). »تأثیر دوازده هفته تمرین استقامتی بر وزن، دریافت غذا و نسفاتین –
1 پلاسمای رتهای نر چاق«. ورزش و علوم زیست حرکتی، دوره 3 ، ش 1، ص 85-77 .
حق شناس، روحاﷲ؛ رواسی، علی اکبر؛ کردی، محمدرضا؛ هدایتی، مهدی؛ شب خیز، فاطمه؛ شریعتزاده جنیدی،محمد (1392). »تأثیر دوازده هفته تمرین استقامتی بر IL-10 ،IL-6 و نسفاتین -1 پلاسمای رت های نر چاق«، علوم زیستی ورزشی، 5(4): ص 122-109.
قنبرزاده، مختار؛ کاظمی، عبدالرضا (1394). »مقایسه سه شیوه مختلف تمرین هوازی بر سطوح پلاسمایی کمرین، مقاومت به انسولین و عملکرد جسمانی زنان سالمند«، مجله دانش و تندرستی، 10(4)، ص 47-40.
نمازی، نازلی؛ طریقت اسفنجانی، ع لی؛ آوری، مسعود؛ حشمتی، جواد (1390). »اثر عصاره شاخص هیدروالکلی گزنه بر حساسیت به انسولین و برخی از شاخصهای التهابی در بیماران مبتلا به دیابت نوع2«، مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی همدان، دوره هجدهم، ش 4.
وکیلی، جواد؛ حسینپور، لیلا (1394). » تأثیر هشت هفته تمرین هوازی و مصرف چای سبز بر برخی عوامل خطرزای قلبی- عروقی زنان چاق«، نشریه مطالعات کاربردی علوم زیستی در ورزش، دوره 3، ش 5.
Abedi B, (2012). «The effects of 12-wk combined aerobic/resistance training on Creactive protein (CRP) serum and interleukin-6 (IL-6) plasma in sedentary men». Yafteh.; 14: 95-106.
Abramson JL and Vaccarino V, (2002). «RelationshipBetween Physical Activity and Inflammation Among Apparently Hearty Middele-Aged and Other Us Adult». Arch Intern Med .162:1286-1292.
Ahangarpour A, Mohammadian M, Dianat M.,( 2012). «Antidiabetic effect of hydroalcholic urtica dioica leaf extract in Male Rats with Fructose- Induced Insulin Resistance». Iran J Med Sci; 37(3): 181-6.
Andreas O, Anke T, Nora K, Mathias F (2006). «Effect of a 4 week physical training program on plasma concentrations of inflammatory markers in patients with abnormal glucose tolerance». Eur J Endocrinol;154: 577-85.
Bastard JP, Jardel C, Bruckert E, Blondy P, Capeau, Laville M, et al, (2000). «Elevated levels of interleukin-6 are reduced in serum and subcutaneous adipose tissue of obese women after weight loss». J Clin Endocrinol Metab; 85: 3338-42.
Bluher M, (2012). «Clinical relevance of adipokines, Diabetes and Metabolism Journal», Vol. 36, No. 5, pp. 317-327.
Chaolu H, Asakawa A, Ushikai M, Li YX, Cheng KC, Li JB, et al., (2011.) «Effect of exercise and high-fat diet on plasma adiponectin and nesfatin levels in mice». Exp Ther Med; 2: 369-373.
Chrubasik JE, Roufogalis BD, Wagner H, Chrubasik S., (2007). «A comprehensive review on the stinging nettle effect and efficacy profiles». Part II: urticae radix. Phytomedicine; 14: 568-79.
Dowling EA. (2001). «How exercise affects lipid profiles in women: what to recommend for patients». Phys Sportsmed; 29(9): 45-52.
Foldes, G., Horkay, F., Szokodi, I., Vuolteenaho, O., Ilves, M., Lindstedt, KA., et al. (2003). «Circulating and Cardiac Levels of Apelin, the Novel Ligand of the Orphan Receptor APJ, in Patients with Heart Failure». Biochem Biophys Res Commun., Vol. 308, No. 3, PP: 480-5.
139
Ghanbari-Niaki, A., Kraemer, R.R., Soltani, R., (2010). «Plasma nesfatin-1 and glucoregulatory hormone responses to two different anaerobic exercise sessions», Eur J Appl Physiol. Vol. 110, No.4,pp.863-8.
Ghanbari-Niaki, A., Rahmati-Ahmadabad, S., Ansari-Pirsaraei, Z., (2013). «Effect of Aerobic Training on Tissu Nesfatin-1/Necleobindin-2 mRNA. Plasma Nesfatin-1 and High-density Lipoprotein Concentration in Female Rats». Iranian Journal of Health and Physical Activity, Vol. 4,pp. 1-7.
Goebel-Stengel, M., Wang, L., (2013). «Central and peripheral expression and distribution of NUCB2/nesfatin-1», Curr Pharm Des, Vol. 19, No.39, pp. 6935-40.
Hallschmid M, Patel S, et al., (2010). «Identification of nesfatin-1 in human and murine adipose tissue: a novel depot-specific adipokine with increased levels in obesity». Endocrinology; 151: 3169-3180.
Hamedinia MR, Haghighi AH, Ravasi A., (2007). «The effect of aerobic training on inflammatory factors. of heart disease in obese men». Iranian Journal of Harkat; 34: 4758.
Katrhryn E (2005). «Inflammation,stress and diabetes». J.Clin Invest; 1 (15): 1111-1119.
Kelly AS et al., (2007); «In the absence of weight loss, exercise training does not improve adipokines or oxidative stress in overweight children». Metabolism Clinical Experimental.; 56: 1005-1009.
Kim K, Valentine RJ, Shin Y, Gong K., (2008). «Associations of visceral adiposity and exercise participation with C- reactive protein, insulin resistance, and endothelial dysf
unction in Korean healthy adults». Metabolism; 57: 1181-9.
Lakka T. A, Lakka H. M, Rankinen T, & et al. (2005). «Effect of exercise training on plasma levels of c-reactive protein in healthy adults: the heritage family study». Eur Heart J, 26: 2018–25.
Liesen H, Dufaux B, Hollmann W., (1977). «Modifications of serum glycoproteins the days following a prolonged physical exercise and the influence of physical training». Eur J Appl Physiol Occup Physiol; 37(4): 243-54.
Marinou K. Tousoulis D.Antonopoulos AS. Stefanadi E. Stefanadis C., (2010). «Obesity and cardiovascular disease: From pathophysiology to risk stratification». Int J Cardiol; 138: 3–8.


دیدگاهتان را بنویسید